English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 188 (9 milliseconds)
English Persian
mean square یک مربع حسابی
Other Matches
measure مساحت بر حسب فوت مربع یا متر مربع که در اثر ضرب طور در عرض بدست می آید
knot density چگالی گره [تراکم تعداد گره در مساحتی مشخص از فرش می باشد که اغلب بصورت متر مربع و یا اینچ مربع محاسبه می گردد.]
averaging میانگین حسابی متوسط حسابی
average میانگین حسابی متوسط حسابی
arithmetic expression عبارت حسابی دستورالعمل حسابی
averaged میانگین حسابی متوسط حسابی
averages میانگین حسابی متوسط حسابی
arithmetic mean میانگین حسابی متوسط حسابی
squares مربع
squared مربع
rectangles مربع
sq مربع
square مربع
rectangle مربع
quadrangular مربع
squaring مربع
quadrangle مربع
quadrangles مربع
chi square مربع خی
foursquare مربع
square mil میل مربع
square metre متر مربع
square foot فوت مربع
square matrix ماتریس مربع
square knot گره مربع
rectangle مربع مستطیل
chi square distribution توزیع مربع خی
rectangles مربع مستطیل
square inch اینچ مربع
quadrature مربع سازی
four-square کاملا مربع
whole brick اجر مربع
squarish تقریبا مربع
square wave موج مربع
smack dab حسابی
arithmetical حسابی
incalculability بی حسابی
pursang حسابی
arithmetic حسابی
thorough paced حسابی
pitched حسابی
calculative حسابی
box spar تیرکهای با مقطع مربع
squared مربع توان دوم
ounce per inch square اونس اینچ مربع
square number مربع کامل [ریاضی]
square مربع توان دوم
color square مربع رنگ نما
cosecant squared beam اشعه با مربع کوسکانت
diamond charge خرج مربع شکل
formee دارای انتهای مربع
scow قایق کف پهن ته مربع
square pyramid هرم مربع القاعده
squares مربع توان دوم
weight zone مربع وزن گلوله
sieving الک با سوراخ مربع
sieves الک با سوراخ مربع
sieved الک با سوراخ مربع
sieve الک با سوراخ مربع
square toed دارای پنجه مربع
squaring مربع توان دوم
hectares ده هزار متر مربع
ship rigged دارای بادبان مربع
hectare ده هزار متر مربع
pound per square inch پوند بر اینچ مربع
prams قایق کف پهن ته مربع
pram قایق کف پهن ته مربع
arithmetic series سریهای حسابی
arithmetic register ثبات حسابی
arithmetic relation رابطه حسابی
arithmetic progression تصاعد حسابی
arithmetic statement حکم حسابی
simple mean میانگین حسابی
well got up پاکیزه حسابی
arithmetic operation عمل حسابی
aregular cook اشپز حسابی
square منظم حسابی
squared منظم حسابی
areal cook یک اشپز حسابی
squares منظم حسابی
arithmetic check مقابله حسابی
arithmetic expression مبین حسابی
arithmetic حسابی حسابگر
arithmetic method روش حسابی
arithmetic instruction دستورالعمل حسابی
squaring منظم حسابی
roundly بطور حسابی
arithmetic mean میانگین حسابی
arithmetic operation عملیات حسابی
filet توری دارای اشکال مربع
right angled parallelogram مربع مستطیل چارگوش دراز
box مربع روی ورقه محاسبه
basilica [کلیسایی با ساختمان مربع شکل]
abaculus قطعه مربع کاشی معرق
square pyramidal molecule مولکول هرمی مربع القاعده
abaciscus قطعه مربع کاشی معرق
boxes مربع روی ورقه محاسبه
Put on some decent clothes. یک لباس حسابی تنت کن
dishonoring بد حسابی عدم پرداخت
dishonour بد حسابی عدم پرداخت
dishonored بد حسابی عدم پرداخت
He is a habitual defaulter. آدم بد حسابی است
Now you are talking. That makes sense. حالااین شد یک حرف حسابی
roll out the red carpet <idiom> حسابی پذیرایی کردن
to talk sense حرف حسابی زدن
dishonoured بد حسابی عدم پرداخت
dishonouring بد حسابی عدم پرداخت
now you're talking این شدحرف حسابی
dishonours بد حسابی عدم پرداخت
arithmetic shift تغییر مکان حسابی
dishonors بد حسابی عدم پرداخت
arithmetic function تابع حسابی [ریاضی]
he is no less than a gambler قمارباز حسابی است
i have caught a thorough chill سرمای حسابی خورده ام
arithmetic sequence تصاعد حسابی [ریاضی]
To pay someone handsomely. به کسی پ؟ ؟ حسابی دادن
He thrashed his son soundly . پسرش را حسابی کتک زد
arithmetical function تابع حسابی [ریاضی]
number-theoretic function تابع حسابی [ریاضی]
crotched گویی که در مربع بالای میزبیلیارد است
box defence تشکیل یک مربع برای دفاع ازدروازه
diamond مربع بزرگ زمین بیس بال
gaff topsail بادبان سه گوش یا مربع شکل سبک
He always pays on the nail. آدم خوش حسابی است
He is a decent fellow(guy,chap) طرف آدم حسابی است
to play up درست و حسابی بازی کردن
She gave us quite a decent dinner. یک شام خیلی حسابی به ماداد
I was totally tongue-tied. زبانم حسابی بند آمد
not on any account اصلا روی هیچ حسابی
lay into a person کسی را کتک حسابی زدن
arithmetic operator نشان حسابی عملگر ریاضی
do something to one's hearts's content کاری را حسابی انجام دادن
abacuses گنجه فرف لوحه مربع موزائیک سازی
abacus گنجه فرف لوحه مربع موزائیک سازی
We are quits. We are even. دیگر با هم حسابی نداریم (نه بدهکارنه بستانکار )
detailed حسابی که همه موضوعات را لیست میکند
We had a nice long walk today. امروز یک پیاره روی حسابی کردیم
He threatened to thrash the life out of me. مرا به یک کتک حسابی تهدید کرد
You wouldnt be here if you had any sense اگر عقل حسابی داشتی اینجانبودی
This dress is quite the thing. این لباس چیز حسابی است
Give the room a good clean. اتاق را حسابی جمع وجور کردن
We dont have qualified personnel in this company. دراین شرکت آدم حسابی نداریم
My good fello,why didnt you tell me? آخر مرد حسابی چرا به من نگفتی ؟
anchors هرکدام از 8 مربع کوچک روی میز بیلیارد کارامبول
anchoring هرکدام از 8 مربع کوچک روی میز بیلیارد کارامبول
kpsi [واژه مخفف معادل تعداد گره در هر اینچ مربع]
anchor هرکدام از 8 مربع کوچک روی میز بیلیارد کارامبول
ring محوطهای باطناب محصور شده به اندازه 6 متر مربع
footcandle واحد روشنایی برابر تابش نور در یک فوت مربع
variance میانگین حسابی توان دوم انحرافات از مقدارمتوسط
skim board تخته گرد یا مربع مستطیل برای موج سواری در اب کم عمق
identity matrix ماتریسی مربع که در ان کلیه عناصرقطر اصلی یک و سایر عناصرصفر باشند
reefknot گره مربع مخصوص توگذاشتن یا جمع کردن بادبان تو گذاشتن
to have a binge حسابی جشن گرفتن [با مشروب خیلی زیاد و غیره ...]
to have a spree حسابی جشن گرفتن [با مشروب خیلی زیاد و غیره ...]
to be on the razzle حسابی جشن گرفتن [با مشروب خیلی زیاد و غیره ...]
budget account حسابی در فروشگاه که وجه خرید اجناس و...به آن واریز می شود
debt of honour بدهی که پرداخت ان به خوش حسابی بدهکار بستگی دارد
millibar واحد فشار جو برابر یک هزارم " بار" یاهزار "دین "در هر سانتیمتر مربع
acre واحدی برای مساحت سطح زمین برابر 7404 متر مربع
acres واحدی برای مساحت سطح زمین برابر 7404 متر مربع
langley واحد تشعشع خورشید مساوی یک گرم کالری در هرسانتیمتر مربع از سطح غیرمتشعشع
crotches مربع کوچک در 4 گوشه میزبیلیارد بی کیسه چنگک نگهدارنده تیر افقی بادبان
crotch مربع کوچک در 4 گوشه میزبیلیارد بی کیسه چنگک نگهدارنده تیر افقی بادبان
coulomb's law نیروی بین دوبار الکتریکی یا مغناطیسی باحاصل ضرب بارهای انهانسبت مستقیم و با مربع فاصله انها از هم نسبت عکس دارد
squared تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squares تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
square تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squaring تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
sabin واحد جذب صوت معادل قوه جذب در یک فوت مربع
root mean square ریشه دوم میانگین حسابی توانهای دوم همه مقادیرممکن یک تابع
team handball court مربع مستطیل 04 در 02 متر که باخطی به موازات خط دروازه به دو قسمت تقسیم شده وهر منطقه یک دروازه دارد
operated از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operate از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operates از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
centroid در مختصات هندسی نقطهای که مختصات ان میانگین حسابی مختصات همه نقاط ان شکل است
squared چهارگوش کردن مربع کردن
squares چهارگوش کردن مربع کردن
squaring چهارگوش کردن مربع کردن
square چهارگوش کردن مربع کردن
arithmetic instruction دستورالعمل محاسباتی دستورالعمل حسابی
arithmetic register ثبات حسابی ثبات محاسباتی
lattice design طرح شبکه ای [این طرح بصورت قرینه و تکرار کل متن فرش را در بر می گیرد و از اشکال شش وجهی، نه وجهی، مربع شکل و طاق رومی برای بدنه گل ها استفاده می کند.]
square design طرح خشتی [طرح مربع شکل] [این طرح را به دربهای چوبی شبکه ای قدیم نسبت می دهند و بیشتر مربوط به شهرکرد یا چهارمحال می باشد گرچه در مناطق دیگر نیز بافته می شود.]
Afshar design طرح افشاری [ابعاد فرش مربع شکل بوده و بیشتر در فارس و کرمان با زمینه کف ساده صورتی و نارنجی بوجود آمده و لچک و ترنج و قندیل بکار رفته در طرح با استفاده از خطوط هندسی بافته می شوند]
karachoph design لچک ترنج کاراچف [این طرح مربوط به همین شهر در جنوب تفلیس منطقه قفقاز می باشد که در آن ترنج بزرگ و هشت وجهی با چهار مربع در دو طرف آن می باشد و قدمت آن بیش از صد سال است.]
latch hooks طرح قفل قلاب شکل [این طرح با لبه مثلثی شکل و یا مربع شکل بصورت ردیف های موازی و متناوب هم جهت، در حاشیه فرش های روستائی و ترکمنی بکار می رود.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com