| Total search result: 201 (14 milliseconds) |
|
|
|
| English |
Persian |
| catena |
1-تعداد اعضای یک لیست زنجیری 2-مجموعهای از حروف در یک کلمه |
|
|
|
|
| Other Matches |
|
| logogriph |
نوعی معماکه چند کلمه داده میشود وشخص باید ازمیان این کلمات کلمه مطلوب راپیداکندویا از حروف انها کلمه مورد نیاز را بسازد |
| chained list |
لیست زنجیری |
| searches |
جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری |
| searchingly |
جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری |
| searched |
جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری |
| search |
جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری |
| bounds |
محدودیتی که به تعداد اعضای یک آرایه داده میشود |
| components |
تعداد اعضای الکترونیکی در واحد مسافت در روی یک PCB |
| component |
تعداد اعضای الکترونیکی در واحد مسافت در روی یک PCB |
| queued |
لیست دادههای , که منتظر پردازش هستند , مجموعهای ازمتن ها |
| queueing |
لیست دادههای , که منتظر پردازش هستند , مجموعهای ازمتن ها |
| queue |
لیست دادههای , که منتظر پردازش هستند , مجموعهای ازمتن ها |
| queues |
لیست دادههای , که منتظر پردازش هستند , مجموعهای ازمتن ها |
| softest |
محل متن در راست یا چپ حاشیه متن کلمه پرداز به طوری که اگر کلمه جا نشد حروف خالی اضافه به طور خودکار درج خواهند شد |
| softer |
محل متن در راست یا چپ حاشیه متن کلمه پرداز به طوری که اگر کلمه جا نشد حروف خالی اضافه به طور خودکار درج خواهند شد |
| soft |
محل متن در راست یا چپ حاشیه متن کلمه پرداز به طوری که اگر کلمه جا نشد حروف خالی اضافه به طور خودکار درج خواهند شد |
| extends |
مجموعهای از حروف خاص که حاوی تلفظ ها |
| extending |
مجموعهای از حروف خاص که حاوی تلفظ ها |
| extend |
مجموعهای از حروف خاص که حاوی تلفظ ها |
| columns |
مجموعهای از حروف که یک زیر دیگر چاپ میشود |
column |
مجموعهای از حروف که یک زیر دیگر چاپ میشود |
| chains |
مجموعهای از کلمات که هر کلمه مشتق شده |
chain |
مجموعهای از کلمات که هر کلمه مشتق شده |
| string |
فضای ذخیره سازی برای مجموعهای از حروف الفبا- عددی |
| ascii |
حرفی که در لیست ASCII حروف قرار دارد |
| list |
تعداد موضوعات نمایش داده شده در یک لیست |
| lengths |
طول چیزی تعداد داده ها در یک متغیر یا لیست |
| length |
طول چیزی تعداد داده ها در یک متغیر یا لیست |
| string |
تعداد حروف یک رشته |
| width |
تعداد حروف در یک صفحه یا خط |
| scans |
تعداد موضوعات درفایل یا لیست که در اسکن بررسی می شوند |
| scan |
تعداد موضوعات درفایل یا لیست که در اسکن بررسی می شوند |
| scanned |
تعداد موضوعات درفایل یا لیست که در اسکن بررسی می شوند |
| pitch |
تعداد حروف کم در یک اینچ از خط جا می شوند |
| pitches |
تعداد حروف کم در یک اینچ از خط جا می شوند |
| item |
تعداد حروف و ارقام در داده |
| items |
تعداد حروف و ارقام در داده |
| substitution |
لیست حروف یا کدها که به جای کد دریافتی باید درج شود |
| lengths |
تعداد حروف ذخیره شده در یک فیلد |
| field |
تعداد حروف که در یک فیلد میتواند باشد |
| fields |
تعداد حروف که در یک فیلد میتواند باشد |
fielded |
تعداد حروف که در یک فیلد میتواند باشد |
| length |
تعداد حروف ذخیره شده در یک فیلد |
| length |
تعداد رکوردها یا فیلدها یا حروف در یک بلاک داده |
| length |
تعداد حروف یا بایتها در یک فایل ذخیره شده |
| length |
تعداد حروف عکس برای شناسایی فایل |
| lengths |
تعداد حروف یا بایتها در یک فایل ذخیره شده |
| lengths |
تعداد رکوردها یا فیلدها یا حروف در یک بلاک داده |
| lengths |
تعداد حروف عکس برای شناسایی فایل |
| sequences |
تعداد موضوعات یا داده هایی که به صورت لیست مرتب منط قی قرار دارد |
| sequence |
تعداد موضوعات یا داده هایی که به صورت لیست مرتب منط قی قرار دارد |
| cpi |
تعداد حروف چاپ شده که در فضای یک اینچ جا می گیرد |
| constants |
فیلد داده که همواره همان تعداد حروف را دارد |
| constant |
فیلد داده که همواره همان تعداد حروف را دارد |
| lengths |
کل تعداد حروف در فیلدهای مختلف در رکورد ذخیره شده |
| length |
کل تعداد حروف در فیلدهای مختلف در رکورد ذخیره شده |
| assigning |
1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه |
| assign |
1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه |
| assigns |
1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه |
| assigned |
1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه |
| rates |
مقدار اطلاعات در هر حرف ضرب در تعداد حروف ارسالی در ثانیه |
| rate |
مقدار اطلاعات در هر حرف ضرب در تعداد حروف ارسالی در ثانیه |
| Hamming code |
تعداد ارقامی که در دو کلمه با طول یکسان متفاوتند |
| print |
تعداد حروف که یک قطعه میتواند پیش از نیاز به جایگزینی چاپ کند |
| prints |
تعداد حروف که یک قطعه میتواند پیش از نیاز به جایگزینی چاپ کند |
| printed |
تعداد حروف که یک قطعه میتواند پیش از نیاز به جایگزینی چاپ کند |
| fix |
تعداد بیتهای موجود که یک کلمه کامپیوتری را تشکیل میدهد |
| fixes |
تعداد بیتهای موجود که یک کلمه کامپیوتری را تشکیل میدهد |
| worded |
طول کلمه کامپیوتری که به صورت تعداد بیتها شمرده میشود |
word |
طول کلمه کامپیوتری که به صورت تعداد بیتها شمرده میشود |
| constant |
کد نمایش حروف که حاوی یک عدد ثابت دودویی در هر طول کلمه است |
| constants |
کد نمایش حروف که حاوی یک عدد ثابت دودویی در هر طول کلمه است |
| capitalization |
عمل یک کلمه پردازکه یک خط یا بلاک متن رابه حروف بزرگ تبدیل میکند |
| variables |
کامپیوتری که در آن تعداد بیتهای یک کلمه متغیرند, و طبق نوع داده فرق می کنند |
| variable |
کامپیوتری که در آن تعداد بیتهای یک کلمه متغیرند, و طبق نوع داده فرق می کنند |
| password |
کلمه یا مجموعه حروف که کاربر را معرفی میکند تا بتواند به سیستم دستیابی داشته باشد |
| passwords |
کلمه یا مجموعه حروف که کاربر را معرفی میکند تا بتواند به سیستم دستیابی داشته باشد |
| cases |
تابع جستجویی که وقتی جواب میدهد که کلمه جستجو و حالت حروف آن تط ابق داشته باشتد |
case |
تابع جستجویی که وقتی جواب میدهد که کلمه جستجو و حالت حروف آن تط ابق داشته باشتد |
| list |
1-محاسبه مجموعهای از موضوعات داده مثل جمع و حذف و مرتب کردن و بهنگام سازی ورودی ها. 2LISP- یا زبان سطح بالا برای پردازش لیست دستورات یا داده و در یک محیط هوش مصنوعی |
format |
تعداد حروف که روی صفحه نمایش قابل نمایش اند. با دادن طول سط ر و ستون |
| formats |
تعداد حروف که روی صفحه نمایش قابل نمایش اند. با دادن طول سط ر و ستون |
| plot |
توانایی برخی کلمه پردازها برای تولید گراف با چاپ تعدادی حروف نزدیک تبه هم بجای پیکسهای جداگانه . |
| plots |
توانایی برخی کلمه پردازها برای تولید گراف با چاپ تعدادی حروف نزدیک تبه هم بجای پیکسهای جداگانه . |
| plotted |
توانایی برخی کلمه پردازها برای تولید گراف با چاپ تعدادی حروف نزدیک تبه هم بجای پیکسهای جداگانه . |
| matrixes |
چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود |
| matrix |
چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود |
| printhead |
1-ردیف سوزن ها در چاپگر matrial-dot که حروف را به صورت مجموعهای از نقاط ایجاد میکند. 2-حالت فلزی یک حرف که برای چاپ حرف روی کاغذ در ریبون جوهری فشار داده شده است |
| coroutine |
دستورالعمل اتصال مجموعهای از ورودی ها به مجموعهای از خروجی ها |
| hyphen |
فضای خالی که پس از تقسیم کردن کلمه در آخر خط درج میشود در متن کلمه پرداز. ولی هنگام نوشتن طبیعی کلمه دیده نمیشود |
| hyphens |
فضای خالی که پس از تقسیم کردن کلمه در آخر خط درج میشود در متن کلمه پرداز. ولی هنگام نوشتن طبیعی کلمه دیده نمیشود |
| search and replace |
خصوصیتی در کلمه پرداز که به کاربر امکان یاتن کلمه یا عبارت خاص میدهد وآنرا با کلمه یا عبارت دیگری جایگزین میکند |
| moderated list |
لیست پستی که تمام موضوعات آن پیش از ارسال به کاربران لیست خوانده میشود |
| subscribe |
افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید |
| subscribed |
افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید |
| subscribes |
افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید |
| subscribing |
افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید |
chain |
1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند |
| chains |
1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند |
| unmoderated list |
لیست پست که هر مادهای که در لیست باشد را به زیرنویس دیگر منتقل میکند بدون اینکه کسی آنرا بخواند یا بررسی کند |
| readout |
وسیله نمایش که با نوشتن حروف جدید حروف قبلی را پاک میکند |
| block letter |
حروف درشت وسیاه نوعی حروف بدون زیر وزبر |
| self- |
سیستم کد گذاری حروف که میتواند حروف خطا یا نامناسب را تشخیص و ترمیم کند |
| push up list |
لیستی از اقلام که در ان هرقلم در اخر لیست وارد میشود و سایر اقلام همان مکان مربوطه در لیست راحفظ می کنند |
| circular list |
لیست مدور لیست حلقوی |
| Linotype |
ماشین حروف ریزی که سطرسطر حروف را میریزد وسطرسطر برای چاپ اماده میکند |
| combinatorics |
محاسبه تعداد موارد یکسان تعداد راههای انجام یک کار ترکیب شناسی |
| separate |
حروف نمایش داده شده که تمام متریس حروف را نمیگیرند و فضایی در این بین می ماند |
| separated |
حروف نمایش داده شده که تمام متریس حروف را نمیگیرند و فضایی در این بین می ماند |
| separates |
حروف نمایش داده شده که تمام متریس حروف را نمیگیرند و فضایی در این بین می ماند |
| inferior figures |
حروف یا اعداد کوچکتر که پایین حروف معمولی نوشته می شوند که در فرمولهای ریاضی و شیمی به کار می روند. |
| stacked |
روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند |
| stacks |
روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند |
| stack |
روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند |
word |
تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود |
| worded |
تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود |
| shift key |
که تابع دوم کلیدها را ایجاد میکند, مصل مجموعه حروف دیگر , با تغییر دادن خروجی به صورت حروف بزرگ |
| shift keys |
که تابع دوم کلیدها را ایجاد میکند, مصل مجموعه حروف دیگر , با تغییر دادن خروجی به صورت حروف بزرگ |
| normalised |
تبدیل حروف به حروف بزرگ یا کوچک |
| monotype |
ماشین حروف ریزی و حروف چینی |
| normalising |
تبدیل حروف به حروف بزرگ یا کوچک |
| normalises |
تبدیل حروف به حروف بزرگ یا کوچک |
| normalize |
تبدیل حروف به حروف بزرگ یا کوچک |
| normalizes |
تبدیل حروف به حروف بزرگ یا کوچک |
| round |
تعداد تیر تعداد شلیک دور |
| roundest |
تعداد تیر تعداد شلیک دور |
| least significant bit |
رقم دودویی در سمت راست یک کلمه که کمترین توان کلمه را می گیرد. |
| prefixes |
کلمه متصل به ابتدای کلمه بعد که به آن معنای خاص می بخشد |
| prefix |
کلمه متصل به ابتدای کلمه بعد که به آن معنای خاص می بخشد |
| statute at large |
چاپ قانون به طور کلمه به کلمه از روی متن اصلی |
| markers |
نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر |
marker |
نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر |
| worded |
نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر |
| augment |
تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر |
| augmented |
تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر |
word |
نشانه شروع کلمه در ماشین با طول کلمه متغیر |
| augments |
تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر |
| augmenting |
تولید یک کلمه آدرس قابل استفاده از دو کلمه کوتاهتر |
Persian rug |
[فرش ایرانی در حالت کلی کلمه که گاه با کلمه قالی شرقی نیز مانوس می باشد.] |
| to rime one word with another |
یک کلمه رابا کلمه دیگر قافیه اوردن |
| graphics |
ترمینال ویدیو متن که حروف نمایش داده شده آن از محدود حروف گرافیکی و نه متن هستند |
| user |
حروف ایجاد شده توسط کاربر که به مجموعه حروف استاندارد افزوده شده است |
| users |
حروف ایجاد شده توسط کاربر که به مجموعه حروف استاندارد افزوده شده است |
| type |
حروف چاپی حروف چاپ |
| types |
حروف چاپی حروف چاپ |
case |
حروف بزرگ یا حروف معمولی |
| typed |
حروف چاپی حروف چاپ |
| cases |
حروف بزرگ یا حروف معمولی |
| odder |
ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند |
| oddest |
ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند |
| odd |
ضربهای که تعداد ضربات رایک عدد بیش از تعداد ضربات حریف درهر بخش میکند |
| ring shift |
جابجایی داده به چپ و راست در یک کلمه بیتی که از موز کلمه بیفتد نادیده گرفته میشود و محلهای خالی با صفر پر می شوند |
| non destructive cursor |
صفحه نمایش که حروف پیشین را هنگام نمایش حروف جدید برگرداند |
| dictionary |
1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند |
| dictionaries |
1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند |
| shift |
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر |
| shifts |
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر |
| shifted |
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر |
| spoonerism |
اشتباه در تلفظ حروف تعویض حروف در تلفظ برحسب تصادف |
| processor |
ساخت CPU با اندازه کلمه بزرگ با وصل کردن پلاکهای با اندازه کلمه کوچکتر به هم |
| hypertext |
روش اتصال کلمه یا تصویر به صفحه بعد پس از انتخاب کلمه یا تصویر توسط کاربر |
| syllables |
جزء کلمه مقطع کلمه |
| syllable |
جزء کلمه مقطع کلمه |
| synonym |
کلمه مترادف کلمه هم معنی |
| synonyms |
کلمه مترادف کلمه هم معنی |
| lsb |
رقم دودویی که محل سمت راست کلمه را اشغال میکند و کمترین توان دو را در کلمه دارد که معمولا معادل رو به توان صفر است |
| insides |
تو اعضای داخلی |
| inside |
تو اعضای داخلی |
| burgomaster |
اعضای شهرداری |
| source |
1-لیست کردن متن به صورت اصلی . 2-لیست کردن برنامه اصلی |
| enclitic |
متکی به کلمه قبلی کلمهای که تکیه ندارد و یااگر دارد تکیه اش رابکلمه پیش از خود میدهد ودر تلفظ بدان کلمه می چسبد |
| keyword |
1-کلمه دستور در زبان برنامه نویسی برای انجام عملی . 2-کلمه مهم در عنوان یا متنی که محتوای آن را می نویسد. 3-کلمهای که در رابط ه با متنی باشد |
| NDR |
سیستم نمایش که حروف قبلی را هنگام نمایش حروف جدید نمایش میدهد |
| footwork |
هماهنگی پا با اعضای دیگر |
| royalties |
اعضای خانواده سلطنتی |
| royalty |
اعضای خانواده سلطنتی |
| prosthetics |
مبحث اعضای مضنوعی |
| cadres |
اعضای یک سازمان نظامی |
| stiffening members |
اعضای صلب کننده |
| vitals |
اعضای حیاتی و موثربدن |
| the f. |
اعضای هیئت پزشکی |
| sensorium |
مرکز حواس اعضای حس |
| senior members |
اعضای بالارتبه یا ارشد |
| cadre |
اعضای یک سازمان نظامی |
| paraplegia |
فلج اعضای سافل |
| main structure menbers |
اعضای اصلی ساختمان |
| locomotory |
ابتلاء اعضای حرکتی |
| locomotor |
ابتلاء اعضای حرکتی |
| technical staff |
کارمندان یا اعضای فنی |
| shifted |
جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند |
| shifts |
جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند |
| shift |
جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند |
| senatorial |
وابسته به مجلس سنا یا اعضای ان |
| quaker meeting |
انجمن کواکرهاکه اعضای ان خام |
| senatorian |
وابسته به مجلس سنا یا اعضای ان |
| toho |
اعضای انگشتان نشانه و شست |
| acroesthesia |
افزایش حساسیت اعضای انتهایی |
| hypotrophy |
رشد غیرمتناسب اعضای شعاعی |
| vitals |
اعضای اصلی بدن حیوان |
| innards |
اعضای داخلی حیوان یاانسان |