English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (31 milliseconds)
English Persian
rugby point 3 امتیاز برای رد کردن توپ از فراز دروازبا پا
Other Matches
point after touchdown [یک امتیاز با گذراندن توپ بر فراز دروازه با ضربه پا پس از کسب شش امتیاز با رسیدن به پشت خط پایان]
badminton بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
rugby point امتیاز 3 یا 4 برای رساندن توپ به پشت خط پایان امتیاز 2 برای ضربه با پاوفرستان توپ از روی دروازه
handicap امتیاز برای ایجاد تعادل امتیاز تعادلی
handicaps امتیاز برای ایجاد تعادل امتیاز تعادلی
steals از فرصت استفاده کردن توپزن برای کسب امتیاز
steal از فرصت استفاده کردن توپزن برای کسب امتیاز
ascendant فراز جو فراز گرای
One point for you. یک درجه امتیاز [ بازی] برای تو.
magic number امتیاز لازم برای قهرمانی
try for point تلاش برای کسب امتیاز
boundaries 6 یا 4 امتیاز برای عبور توپ از خط مرزی
match points اخرین امتیاز برای بردن مسابقه
handing تغییروضع و فرصت برای کسب امتیاز
match point اخرین امتیاز برای بردن مسابقه
boundary 6 یا 4 امتیاز برای عبور توپ از خط مرزی
hand تغییروضع و فرصت برای کسب امتیاز
free handicap مسابقه با امتیاز تعادلی برای اسبها
carrying گرفتن توپ ودویدن برای کسب امتیاز
carries گرفتن توپ ودویدن برای کسب امتیاز
carried گرفتن توپ ودویدن برای کسب امتیاز
rugby point 3 امتیاز برای ضربه ازاد یاضربه پنالتی
carry گرفتن توپ ودویدن برای کسب امتیاز
drop goal رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا
dropped goal رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا
field goal رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا
block یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
shut out <idiom> مانع از گرفتن امتیاز برای تیم مقابل شدن
par حساب امتیاز استاندارد برای هر بخش از بازی گلف
blocks یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
blocked یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
winter book تعیین امتیاز شرطبندی درزمستان برای مسابقه فصل بعد
nursed حفظ یک گوی یا بیشتر در یک نقطه برای کسب امتیاز پی درپی
nurse حفظ یک گوی یا بیشتر در یک نقطه برای کسب امتیاز پی درپی
nurses حفظ یک گوی یا بیشتر در یک نقطه برای کسب امتیاز پی درپی
best ball بازی یک نفر درمقابل 2 یا 3نفر برای کسب بهترین امتیاز
goal light چراغ قرمز پشت دروازه لاکراس برای نشان دادن امتیاز در هر بار
paced شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
pace شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
setup توپ اسان برای برگرداندن وضع گویهایی که به اسانی می توان امتیاز بدست اورد
paces شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
overtime وقت نامحدودپس از تساوی در امتیاز 41برای کسب دو امتیاز
lawn bowling point یک امتیاز برای رساندن گوی خود به گوی جک نزدیکتر ازگوی حریف
To gain an advantage. کسب امتیاز کردن
handicaps مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
handicap مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
upgrading فراز
ascendency فراز
highs فراز
high water فراز اب
upgrades فراز
highest فراز
high فراز
ascent فراز
ascents فراز
upgraded فراز
acclivity فراز
headwater فراز اب
upgrade فراز
ascendancy فراز
accolades فراز
accolade فراز
loft فراز
lofts فراز
modulusp فراز خط
modulus قدرمطلق فراز خط
hypsometer فراز سنج
elevation زاویه فراز
hanging valley فراز دره
arrogantly گردن فراز
elevations زاویه فراز
high-pitched میان فراز
up and down فراز ونشیب
arrogant گردن فراز
indexing استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
phrased فراز عبارت سازی
phrases فراز عبارت سازی
vicissitude فراز ونشیب زندگی
phrase فراز عبارت سازی
altitudes فراز منتها درجه
altitude فراز منتها درجه
hectors ادم گردن فراز خودنما
hectoring ادم گردن فراز خودنما
hectored ادم گردن فراز خودنما
drop a goal ضربه زدن بر فراز دروازه
hector ادم گردن فراز خودنما
to scramble for something هجوم کردن با عجله برای چیزی [با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
personal متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
intubation فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
liberal education اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
potatoes and point سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
auto توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
bread and point سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
autos توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
diagnostics اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن
turnaround time زمان لازم برای فعال کردن برنامه برای تولید که کاربر خواسته است
weight belt کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
conferencing اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
skimming محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
ikon نشانه گرافیکی یا تصویری روی صفحه نمایش که در سیستم محاورهای به کار می رود برای تامین یک روش ساده برای مشخص کردن یک تابع
timed 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
time 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
times 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
to send round the hat برای کسی اعانه جمع کردن کشکول گدایی برای کسی دست گرفتن
B register 1-ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده که محل مورد نظر را مشخص میکند 2-ثباتی که برای گسترده تر کردن اکومولاتور برای ضرب و تقسیم به کار می رود
leaders بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leader بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
kiosks فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosk فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
delete کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
vetoing حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoes حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
veto حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoed حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
ascendible تفوق پذیر فراز پذیر
slip road سینه کش اتصال فراز اتصال
ramps سینه کش اتصال فراز اتصال
ramp سینه کش اتصال فراز اتصال
ascendable تفوق پذیر فراز پذیر
concession امتیاز
exclusiveness امتیاز
royalty حق امتیاز
concessions امتیاز
francs امتیاز
game bird یک امتیاز
pre eminence امتیاز
charters امتیاز
prerogative امتیاز
prerogatives امتیاز
pas امتیاز
royalties حق امتیاز
chartered امتیاز
charter امتیاز
privilege امتیاز
prominency امتیاز
lease امتیاز
priviege امتیاز
prominence امتیاز
runs یک امتیاز
run یک امتیاز
leases امتیاز
credits امتیاز
act of grace امتیاز
franchise امتیاز
franc امتیاز
ads امتیاز
ad امتیاز
point امتیاز
scoreless بی امتیاز
advantage امتیاز
pre-eminence امتیاز
scoreline خط امتیاز
scorelines خط امتیاز
chartering امتیاز
scores امتیاز
scored امتیاز
credit امتیاز
crediting امتیاز
distinction امتیاز
rectum امتیاز
distinctions امتیاز
credited امتیاز
plus امتیاز
score امتیاز
upper hand امتیاز
licences امتیاز
rectums امتیاز
licence امتیاز
licenses امتیاز
franchises امتیاز
concessionary agreement امتیاز نامه
patenting امتیاز نامه
set point اخرین امتیاز
worst امتیاز اوردن
patents امتیاز نامه
concession deed امتیاز نامه
concessioner صاحب امتیاز
concessionaire صاحب امتیاز
concessionary صاحب امتیاز
scoreless بدون امتیاز
game point امتیاز پایانی
grantee صاحب امتیاز
patented امتیاز نامه
win on points پیروزی با امتیاز
decisions برنده با امتیاز
headstart امتیاز در شروع
decision برنده با امتیاز
chalk up کسب امتیاز
worst- امتیاز اوردن
field privilege امتیاز فیلد
score sheet برگ امتیاز
match point اخرین امتیاز
convert امتیاز گرفتن
perfect score امتیاز کامل
awarding of points امتیاز دادن
loss on points باخت با امتیاز
differentia وجه امتیاز
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com