Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (34 milliseconds)
English
Persian
rugby point
3 امتیاز برای رد کردن توپ از فراز دروازبا پا
Other Matches
point after touchdown
[یک امتیاز با گذراندن توپ بر فراز دروازه با ضربه پا پس از کسب شش امتیاز با رسیدن به پشت خط پایان]
badminton
بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
rugby point
امتیاز 3 یا 4 برای رساندن توپ به پشت خط پایان امتیاز 2 برای ضربه با پاوفرستان توپ از روی دروازه
handicap
امتیاز برای ایجاد تعادل امتیاز تعادلی
handicaps
امتیاز برای ایجاد تعادل امتیاز تعادلی
steals
از فرصت استفاده کردن توپزن برای کسب امتیاز
steal
از فرصت استفاده کردن توپزن برای کسب امتیاز
ascendant
فراز جو فراز گرای
One point for you.
یک درجه امتیاز
[ بازی]
برای تو.
magic number
امتیاز لازم برای قهرمانی
try for point
تلاش برای کسب امتیاز
boundaries
6 یا 4 امتیاز برای عبور توپ از خط مرزی
match points
اخرین امتیاز برای بردن مسابقه
handing
تغییروضع و فرصت برای کسب امتیاز
match point
اخرین امتیاز برای بردن مسابقه
boundary
6 یا 4 امتیاز برای عبور توپ از خط مرزی
hand
تغییروضع و فرصت برای کسب امتیاز
free handicap
مسابقه با امتیاز تعادلی برای اسبها
carrying
گرفتن توپ ودویدن برای کسب امتیاز
carries
گرفتن توپ ودویدن برای کسب امتیاز
carried
گرفتن توپ ودویدن برای کسب امتیاز
rugby point
3 امتیاز برای ضربه ازاد یاضربه پنالتی
carry
گرفتن توپ ودویدن برای کسب امتیاز
drop goal
رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا
dropped goal
رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا
field goal
رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا
block
یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
shut out
<idiom>
مانع از گرفتن امتیاز برای تیم مقابل شدن
par
حساب امتیاز استاندارد برای هر بخش از بازی گلف
blocks
یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
blocked
یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
winter book
تعیین امتیاز شرطبندی درزمستان برای مسابقه فصل بعد
nursed
حفظ یک گوی یا بیشتر در یک نقطه برای کسب امتیاز پی درپی
nurse
حفظ یک گوی یا بیشتر در یک نقطه برای کسب امتیاز پی درپی
nurses
حفظ یک گوی یا بیشتر در یک نقطه برای کسب امتیاز پی درپی
best ball
بازی یک نفر درمقابل 2 یا 3نفر برای کسب بهترین امتیاز
goal light
چراغ قرمز پشت دروازه لاکراس برای نشان دادن امتیاز در هر بار
paced
شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
pace
شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
setup
توپ اسان برای برگرداندن وضع گویهایی که به اسانی می توان امتیاز بدست اورد
paces
شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
overtime
وقت نامحدودپس از تساوی در امتیاز 41برای کسب دو امتیاز
lawn bowling point
یک امتیاز برای رساندن گوی خود به گوی جک نزدیکتر ازگوی حریف
To gain an advantage.
کسب امتیاز کردن
handicaps
مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
handicap
مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
upgrading
فراز
ascendency
فراز
highs
فراز
high water
فراز اب
upgrades
فراز
highest
فراز
high
فراز
ascent
فراز
ascents
فراز
upgraded
فراز
acclivity
فراز
headwater
فراز اب
upgrade
فراز
ascendancy
فراز
accolades
فراز
accolade
فراز
loft
فراز
lofts
فراز
modulusp
فراز خط
modulus
قدرمطلق فراز خط
hypsometer
فراز سنج
elevation
زاویه فراز
hanging valley
فراز دره
arrogantly
گردن فراز
elevations
زاویه فراز
high-pitched
میان فراز
up and down
فراز ونشیب
arrogant
گردن فراز
indexing
استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
phrased
فراز عبارت سازی
phrases
فراز عبارت سازی
vicissitude
فراز ونشیب زندگی
phrase
فراز عبارت سازی
altitudes
فراز منتها درجه
altitude
فراز منتها درجه
hectors
ادم گردن فراز خودنما
hectoring
ادم گردن فراز خودنما
hectored
ادم گردن فراز خودنما
drop a goal
ضربه زدن بر فراز دروازه
hector
ادم گردن فراز خودنما
to scramble for something
هجوم کردن با عجله برای چیزی
[با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
personal
متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
intubation
فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
liberal education
اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
potatoes and point
سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
auto
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
bread and point
سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
autos
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
diagnostics
اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن
turnaround time
زمان لازم برای فعال کردن برنامه برای تولید که کاربر خواسته است
weight belt
کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
conferencing
اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
skimming
محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
ikon
نشانه گرافیکی یا تصویری روی صفحه نمایش که در سیستم محاورهای به کار می رود برای تامین یک روش ساده برای مشخص کردن یک تابع
timed
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
time
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
times
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
to send round the hat
برای کسی اعانه جمع کردن کشکول گدایی برای کسی دست گرفتن
B register
1-ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده که محل مورد نظر را مشخص میکند 2-ثباتی که برای گسترده تر کردن اکومولاتور برای ضرب و تقسیم به کار می رود
leaders
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leader
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
kiosks
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosk
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
delete
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
vetoing
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoes
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
veto
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoed
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
ascendible
تفوق پذیر فراز پذیر
slip road
سینه کش اتصال فراز اتصال
ramps
سینه کش اتصال فراز اتصال
ramp
سینه کش اتصال فراز اتصال
ascendable
تفوق پذیر فراز پذیر
concession
امتیاز
exclusiveness
امتیاز
royalty
حق امتیاز
concessions
امتیاز
francs
امتیاز
game bird
یک امتیاز
pre eminence
امتیاز
charters
امتیاز
prerogative
امتیاز
prerogatives
امتیاز
pas
امتیاز
royalties
حق امتیاز
chartered
امتیاز
charter
امتیاز
privilege
امتیاز
prominency
امتیاز
lease
امتیاز
priviege
امتیاز
prominence
امتیاز
runs
یک امتیاز
run
یک امتیاز
leases
امتیاز
credits
امتیاز
act of grace
امتیاز
franchise
امتیاز
franc
امتیاز
ads
امتیاز
ad
امتیاز
point
امتیاز
scoreless
بی امتیاز
advantage
امتیاز
pre-eminence
امتیاز
scoreline
خط امتیاز
scorelines
خط امتیاز
chartering
امتیاز
scores
امتیاز
scored
امتیاز
credit
امتیاز
crediting
امتیاز
distinction
امتیاز
rectum
امتیاز
distinctions
امتیاز
credited
امتیاز
plus
امتیاز
score
امتیاز
upper hand
امتیاز
licences
امتیاز
rectums
امتیاز
licence
امتیاز
licenses
امتیاز
franchises
امتیاز
concessionary agreement
امتیاز نامه
patenting
امتیاز نامه
set point
اخرین امتیاز
worst
امتیاز اوردن
patents
امتیاز نامه
concession deed
امتیاز نامه
concessioner
صاحب امتیاز
concessionaire
صاحب امتیاز
concessionary
صاحب امتیاز
scoreless
بدون امتیاز
game point
امتیاز پایانی
grantee
صاحب امتیاز
patented
امتیاز نامه
win on points
پیروزی با امتیاز
decisions
برنده با امتیاز
headstart
امتیاز در شروع
decision
برنده با امتیاز
chalk up
کسب امتیاز
worst-
امتیاز اوردن
field privilege
امتیاز فیلد
score sheet
برگ امتیاز
match point
اخرین امتیاز
convert
امتیاز گرفتن
perfect score
امتیاز کامل
awarding of points
امتیاز دادن
loss on points
باخت با امتیاز
differentia
وجه امتیاز
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com