English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 76 (6 milliseconds)
English Persian
A man who pays promplty shares in others . <proverb> آدم خوش یساب شریک مال مردم است .
Other Matches
pays جبران کردن غرامت دادن کارسازی کردن مزد
pays مزد
pays پول
pays پرداختی
pays دستمزد
pays حقوق ماهیانه اجرت
pays پول دادن پرداخت
pays تلافی کردن
pays انجام دادن
pays بجااوردن
pays کار سازی داشتن
pays دادن
pays پرداختن
pays حقوق
pays پرداخت کردن
pays وابسته به پرداخت
pays پرداخت
He always pays on the nail. آدم خوش حسابی است
he pays his own money نه اینکه از پول خودش یا پول خودش رامیدهد
he pays his own money پولش را خودش میدهد
death pays all scores مرگ همه حسابهاراتصفیه میکند
He who pays the piper calls the tune . بی مایه فطیر است
to go shares عادلانه بخش کردن
shares IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
shares استفاده یا مالکیت چیزی به همراه شخص دیگر
shares سهم
shares دانگ
shares شرکت داشتن در سهم بردن
shares تقسیم کردن
shares فرض
shares قیچی کردن
shares بخش کردن
shares سهم بردن
shares تسهیم کردن
shares بهره قسمت
shares بخش
shares حصه
shares که توسط کاربران متعدد متصل به شبکه قابل دستیابی است
shares دایرکتوری
shares حافظهای که با بیش از یک CPV قابل دستیابی باشد
shares پردازشگر کلمات موجود برای چندین کاربر سیستم منط قی اشتراکی
shares یک کامپیوتر و یک حافظه پشتیبان که توسط افراد مختلف در شبکه برای یک برنامه کاربردی به کار رود
shares سیستمی که یک وسیله جانبی یا رسانه ذخیره سازی پشتیبان یا منابع دیگر توسط چندین کاربر استفاده میشود
shares برای آدرس و ارسال داده بین CPU و رسانه جانبی
shares سیستم عامل شبکه که به منابع کلمه رمز نسبت میدهد به جای اینکه شماره کاربران را تنظیم کند تا دستیابی محدود شود
shares استفاده از کامپیوتر یا رسانههای جانبی توسط بیش از یک شخص یا سیستم
shares توسط کاربران دیگر شبکه است
shares باس مورد استفاده
shares پوشه فایل ها روی دیسک درایوکامپیوتر محلی که قابل استفاده
shares فایل ذخیره شده که توسط بیش از یک کاربر یا سیستم قابل دستیابی است
shares روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
preferred shares سهام ممتاز
preferred shares سهام مقدم
privileged shares سهام ممتاز
qualifying shares سهامی که مدیران الزاما"باید خریداری کنند
preferential shares سهام ممتازه
registered shares سهام بانام
bearer shares سهام بی نام
subscriber of shares پذیره نویس سهام
unissued shares سهام منتشر نشده
preference shares سهام ممتازه
preference shares سهام ممتاز
non registered shares سهم بی اسم
by undivided shares به نحو اشاعه
by way of undivided shares undivided
ordinary shares سهام عادی
conversion of shares تبدیل سهام
granger shares سهام راه اهن غله
c. prefrential shares سهامی که سود پس افتاده انهایکی باسود جاری انهاپرداخته شود
joint shares سهام مشترک
non cash shares سهام غیر نقدی
gilt edged shares سهام ممتازه
heirs having fixed shares ذوالفرائض
held in undivided shares مشاع
reduction of shares of the heirs عول
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com