English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
Full phrase not found.
Full phrase Google translation result
Other Matches
data control block بلاک کنترل داده ها
data set control block بلاک کنترل مجموعه داده ها
control block بلوک کنترل
control block کنده کنترل
task control block بلاک کنترل کار
task control block بلاک کنترل وفیفه
data control کنترل داده ها
control data داده کنترلی
control data corporation یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری cyber
data control section بخش کنترل داده
data link control کنترل اتصال داده
synchronous data link control کنترل پیوند دادهای همگام
fast data entry control کنترلدخولاطاعاتسریع
fine data entry control کنترلدخولاطلاعاتعالی
high level data link control کنترل پیوند دادههای سطح بالا
block توده
block یک دستگاه ساختمان
block قرقره طناب خور
block بلوک سیمانی
block دفاع
block سد کردن خطا
block قطعه زمین
block پخش پارازیت سدکردن مسیر پیشروی
block مانع شدن
block سد کردن
block سد قالب
block پارازیت
block کنده
block مانع
block سدکردن غیرمجاز حریف
block دفاع در مقابل ابشار
block یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
v block گونیای جناقی
block فراکسیون
block بندال
block قرقره
block مسدودکردن
block بلاک
block توقف رویدادن چیزی
block تعدادی رکورد ذخیره شده به عنوان یک واحد
block مجموعهای از موضوعات در یک گروه
block قالب ریختن
block بلوک ساختن
block out جاسازی
block منطقه
self block خودبندی
on the block <idiom> فروخته شده
the block مردن بوسیله گردن زنی
block بنداوردن
block انسداد
block سد
block وقفه
block توده قلنبه
block قالب کردن
block مانع شدن از بازداشتن
block بستن مسدود کردن
block قطعه
block کنده مانع ورادع
block بلوک
block اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصی
block جعبه قرقره
tail block قلاب عقب هواپیما
block letter حروف درشت وسیاه نوعی حروف بدون زیر وزبر
block graphics نگاره سازی بلوک
block letter چاپ نوعی حروف چوبی وبزرگ
block length طول کندهای طول بلاک
block header سر بلوک
block length درازای کنده
block house موضع مستحکم
block lining پوشش با بلوک سیمانی
block heel نعلبند پاشنه اسب
block diagram نمودار بلوکی نمودار کلی
block lining پوشش بلوکی
block mark نشان کنده
block sort جورسازی کندهای
block sort مرتب کردن بلاکی
block size اندازه بلاک
block size اندازه کندهای
block size اندازه کنده
block shipment ارسال تدارکات به طور یکجا ارسال اماد به طور قوال
block ship سد کردن دهانه کانال
block protection حفافت بلوک
block plot صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
block length درازای بلوک طول بلوک
block operation عملیات بلوک
block move جابجایی بلوک
block move انتقال بلوک
block storing کنار هم چیدن کانتینرهای مشابه
block gap gap interrecord شکاف بین بلاک
block gap شکاف بین کندهای
storage block بلوک ذخیره
starting block تخته استارت
block age محاصره
starting block سکوی شروع
spike over the block ابشار از بالای دفاع
block age جلوگیری انسداد
snatch block قرقره پران
snatch block قرقره فلزی چفت دار
barbers block قالب کلاه گیس
shoulder block سد کردن حریف با ضربه شانه
block aead سر کنده
stone block قالبسنگ
block age بازداری
block chain زنجیردوچرخه
block cipher رمزگذاری بلوکی
tail block قرقره طناب دار
block diagram بلوک دیاگرام
block diagram نمودار کلی
block diagram نمودار بلوکی
block diagram نمایش تصویری سیستمها
block diagram نمودار کندهای
tackle block دستگاه قرقره جرثقیل
block definition تعریف بلوک
block copolymer همبسپار دستهای
swivel block قرقره گردان
swage block قالب سوراخ سوراخ
block coefficient ضریب گنجایش ناو
block code رمز کندهای
block age ممانعت
block storing انبار کردن بارهای قوال
cylinder block بلوک سیلندر
form block بلوک فرمکاری
fuse block چینی فیوز
fuse block خانه فیوز
fuse block بلوک فیوز
fuse block قالب فیوز
hat block قالب کلاه
input block واحد ورودی
input block بلاک ورودی
keel block تیر حمالی که به کشش کارمیکند
leg block and under over فن تندر با گرفتن بازوهای حریف از بیخ شانه و از تو وپیچاندن او
nerve block وقفه عصبی
nested block بلوک تو در تو
concrete block سنگ بتنی
foot block بالشتک ستون
foot block زیر سری ستون
foot block قژعه چوبی یا فلزی کوچکی که در زیر ستون و روی خاک کار گذاشته میشود.
cylinder block بلوک واحدی که سیلندرهای یک موتور پیستونی خطی که با مایع خنک مشوند رادربرمیگیرد
cut block سدکردن دریافت کننده توپ باپشت پا
cutoff block سد کردن راه مدافع به وسیله مهاجم
cupola block اجر طاقی
cross block سد کردن خط دفاعی از کنار
demolition block خرج منفجره
demolition block مجموعه خرج منفجره قوطی خرج
ego block سد خود
end of block پایان یک بلوک
engine block بلوک موتور
engine block قالب یا بدنه موتور
entry block کنده مدخل
erratic block بلوک جابجا شونده
erratic block بلوک نامنظم
offensive block دفاع تهاجمی
common block قرقره عادی
cable block مجموعه کابل
burster block مجموعه منفجر کننده مجموعه خرج تلاش
brush block سد کردن سبک برای ایجادتاخیر در حرکت رقیب
breech block گلنگدن
breech block گاوه کولاس
breech block کولاس
block transfer انتقال بلوک
block transfer انتقال کندهای
block time زمان سپری شده ا لحظه شروع حرکت هواپیما تالحظه توقف
block the plate موضع گرفتن در خط پایگاه برای بیرون کردن و سوزاندن دونده با تماس توپ
block structured با ساخت کندهای
block structure ساختمان بلاکی ساختمان کندهای
block structure ساختار بلوکی
cable block قسمت کابل
radius block بلوک شعاعی
radium block بلوک شعاعی
common block قرقره چوبی
one man block تک دفاع
clump block قرقره دهان گشاد
clearing block قطعه ممانعت از بسته شدن کولاس
clearing block قطعه بازدارنده
pierce the block شکافتن دفاع
pierce the block ابشار محکم غیرقابل دفاع
plummer block کنده محور
chip of the old block بچهای که نشانی ازپدرداردcontribute
plummer block کنده شفت
chain block قرقره
power block سد کرپدن راه مدافع بوسیله مهاجم با راندن او به عقب بابکنار
pully block قرقره مرکب
punch down block وسیلهای که در شبکه محلی برای اتصال کابل UTP
block structure ساخت کندهای
attack block دفاع روی تور والیبال
to walk around the block دور بلوک خیابان راه رفتن
affect block وقفه عاطفه
block and tackle قرقره و زنجیر
block and tackle طناب و قرقره
breeze-block خاکه زغال نیمه سوز
wood block قاب چوبی سقف و کف اتاق قطعه چوب
two man block دفاع دونفره
chock-a-block خفت
block-plan نقشه اولیه ساختمان
block-house دژ چوبی
block-cornice قرنیز بلوکی
to block out an inage طرح کردن یک فکر
block-capital سرستون بالشتکی
to block a passage مسدود کردن یک راه
to block a hat قالب کردن یک کلاه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com