English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
cartesian coordinate system سیستم مختصات کارتزین
Cartesian coordinate system دستگاه مختصات دکارتی [ریاضی]
Other Matches
coordinate system دستگاه مختصات [ریاضی]
relative coordinate system دستگاه مختصات نسبی
spherical coordinate system دستگاه مختصات کروی [ریاضی]
polar coordinate system دستگاه مختصات قطبی [ریاضی]
coordinate system of axis سیستم محورهای مختصات
cylindrical coordinate system دستگاه مختصات استوانه ای [ریاضی]
rectangular coordinate system سیستم مختصاتی مستطیلی
inertial coordinate system سیستم مختصات ماندی
spherical coordinate system [with constant radius] دستگاه مختصات کروی [با شعاع ثابت]
cartesian وابسته به فلسفه دکارت
Cartesian product ضرب دکارتی [ریاضی]
cartesian coordinates سیستم موقعیت که از دو بردار در جهت زاویه راست برای نمایش نقط های که با دو عدد امکان دهی شده است و موقعیت آن را میدهد تشکیل شده است
cartesian coordinates مختصات دکارتی
cartesian structure ساختار دادهای که اندازه ثابتی دارد و عناصر به صورت خط ی مرتبند
cartesian coordinates سیستم مختصات سه بعدی فضایی
cartesian coordinates محور مختصات
cartesian chart مختصات کارتزین
coordinate مختصه
coordinate مقادیری که یک نقط ه را روی گراف یا نقشه قرار میدهد
coordinate سازماندهی کارهای پیچیده تا به طور کارا مناسب شوند
Y coordinate مختصات بردار عمودی
coordinate کوئور دینانس شدن
coordinate همرتبه کردن مختصات
coordinate متناسب کردن
coordinate هم ارا
coordinate هماهنگ ساختن
coordinate هماهنگ کردن هم اهنگ کردن
coordinate تعدیل کردن هم پایه
coordinate مربوط
X coordinate مختصات بردار افقی
coordinate روش نمایش نقط ه روی گراف با استفاده از دو مقدار روی بردارها که در جهت راست یکدیگر قرار دارند
coordinate متناسب یا هماهنگ کردن
coordinate مختصات
coordinate هم پایه
coordinate هم رتبه
coordinate مختص
coordinate geometry هندسه تحلیلی [ریاضی]
polar coordinate مختصات قطبی
input coordinate مختصات اولیه
cylindrical coordinate مختصات استوانه ای [ریاضی]
rectangular coordinate مختصات متعامد
coordinate scale گونیای مختصات
coordinate memory حافظه مختصاتی
coordinate paper کاغذ مختصاتی
coordinate conjunction حرف عطفی که چند قضیه یالغت برابر را بهم می پیوندد
coordinate code رمزمربوط به مختصات نقشهای
coordinate scale گونیا
coordinate code رمز مختصات نقاط
coordinate dimensioning بعدسازی مختصاتی
coordinate axises محورهای مختصات
You ought to coordinate(harmonize) your plans (programs). باید برنامه هایتان را هم آهنگ کنید
linear system [system of linear equations] دستگاه معادلات خطی [ریاضی]
p system سیستم عامل ریزکامپیوتری باامتیاز اساسی که برنامههای نوشته شده برای ان روی محدوده گستردهای ازماشینهای گوناگون کار میکند
cw system سیستمی که از سیگنالهی امواج پیوسته برای کسب اطلاعات درمورد مسیر پروازبهره میگیرد
i.f.f. system دستگاه تشخیص
value system نظام ارزشها
an system سیستم الکترونیکی نیروی زمینی و دریایی
the system of رد مازاد ترکه متوفی به خویشان ذکورپدری
the system of the which by ininheritance agnatisation the passedto is state the residueof agnates male تعصیب
c.g.s. system دستگاه سگث
system نظم منظومه
system سلسله
system طرز روش
system نظم ترتیب
system اصول وجود
system اسلوب
system نظام
system مقررات مربوط به اعطای امتیازهای اضافی به نسبت ضعف یا قدرت اسب
system قاعده رویه
system تشکیلات
system نظام سیستم
system روش اصول
system ترتیب
system طرز اسلوب
system مجموعه سازمان
system منظومه
system رشته دستگاه
system جهاز
system همستاد روش
system همست
system سیستم
system سازمان
system سازگان
system هر گروه از سخت افزار یا نرم افزار یا وسیله جانبی و... که با هم کار می کنند
system دستگاه
system سامانه
system سلسله رشته
system طریقه
ragozin system سیستم راگوزین در گامبی وزیر شطرنج
quota system سیستم سهمیهای
railroad system سیستم راه اهن
quota system نظام سهمیه بندی
railway system سیستم راه اهن
quantized system دستگاه کوانتایی
polyphase system دستگاه چندفاز
planetary system شمسی
planning system نظام برنامه ریزی
point system شرط بندی براساس امتیاز
power system شبکه نیرو
power system سیستم قدرت سیستم انرژی
practical system دستگاه یکانهای عملی
price system نظام قیمت
price system نظام قیمتی
price system نسبت و رابطه قیمتها با هم
planetary system سیستم خورشیدی
rationing system نظام جیره بندی
secure system سیستمی که بدون اجازه قابل دستیابی نیست
serfdom system نظام رعیتی
serfdom system نظام سرفی
sewage system شبکه فاضلاب
synchronous system سیستم همگام
symmetrical system جریان متقارن
swiss system نوعی روش تعیین حریف در مسابقات شطرنج
smyslov system سیستم اسمیسلوف در دفاع گرونفلد
swiss system سیستم سویس
social system نظام اجتماعی
software system سیستم نرم افزاری
second signal system دستگاه علامتی دوم
russian system سیستم روسی در دفاع گرونفلد
rotation system توزیع تناوبی
rationing system نظام سهمیه بندی
recoil system سیستم دافع
recoil system دستگاه دافع توپ
recoil system سیستم عقب نشینی توپ
road system شبکه راهسازی
redox system سیستم اکسایش- کاهش
respiratory system دستگاه تنفسی
rhombohedral system دستگاه لوزوجهی
road system شبکه راهها
sewerage system شبکه فاضلاب
railway system شبکه راه اهن
supervisory system سیستم نافر
spoils system سیستم تقسیم مناسب دولتی بین اعضاء حزب حاکم
monetary system سیستم پولی
measuring system سیستم سنجش
total system سیستم کامل
mature system سیستم کامل
maroczy system سیستم ماروکسی در بازی چهار اسب شطرنج
market system نظام بازار
management system سیستم اداره
management system سیستم مدیریت
makagonov system سیستم ماکاگونوف در دفاع هندی شاه شطرنج
merit system نظام شایستگی نگر
microcomputer system سیستم ریزکامپیوتری
modulation system سیستم مدولاسیون
modular system سیستم پیمانهای
modern system نظام جدید
modern system نظام نوین
mnemonic system نظام یادیار
mksa system دستگاه مکثا
mixed system نظام مختلط
miniature system خرده نظام
magnetic system سیستم مغناطیسی
magnet system سیستم اهنربایی
lymphatic system دستگاه لنفاوی
information system سیستم اطلاعات
information system سیستم اطلاعاتی
induction system سیستم مکش
indeterminate system آن قابل پیش بینی نیست
indeterminate system سیستمی که وضعیت منط قی
incentive system نظام تشویقی
illuminating system سیستم روشنایی
ignition system سیستم احتراق موتور
inquiry system سیستم پرسش- پاسخ
integrate system سیستم مجتمع
limbic system دستگاه کناری
isolated system سیستم منزوی
irrigation system شبکه ابیاری
interphone system سیستم تلفنی
intercommunication system سیستم ارتباط بین اطاقهای یک اداره بوسیله بلندگو
intercommunication system ارتباط بوسیله میکروفون وبلندگو
interactive system سیستم فعل و انفعالی
ptolemaic system هئیت بطلیموسی
physiocratic system روش اقتصادی فیزیوکراتها عقیده به اینکه تنها زمین عامل تولید است
london system سیستم لندن در دفاع هلندی شاه شطرنج
open system سیستم باز
open system نظام باز
one component system سیستم یک جزیی
on line system سیستم درون خطی
oblique system سیستم مایل
numeration system سیستم شمارشی
open system سازگان باز
phonetic system سیستم صوتی
payroll system سیستم پرداخت حقوق
parallel system شبکه موازی
rhombic system دستگاه راست گوشه
orthorhomobic system دستگاه راست گوشه
organ system دستگاه
operating system/ سیستم عامل دو
numeral system سیستم عددی
number system سیستم عددی
number system سیستم عدد نویسی
multiplex system سیستم چند سیمه
multiple well system سیستم چند چاهی
multilink system سیستمی که بیش از یک اتصال بین دو نقط ه دارد
multicomputer system سیستم چند کامپیوتری
multicomponent system سیستم چند جزیی
monoprogramming system سیستم پردازش دستهای که در هر لحظه یک برنامه را اجرا میکند
monocyclic system دستگاه تکدور
monoclinic system دستگاه تک شیب
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com