English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 196 (2 milliseconds)
English Persian
Christmas tree جعبه کنترل حاوی چراغهای رنگی
Other Matches
Christmas عیدمیلاد مسیح
Christmas عید نوئل
tree bench [bench encircling a tree trunk] نیمکت [دور تنه ] درخت
Christmas Island رجوع شود به Kiritimati
Christmas comes but once a year. <proverb> جشنها و تعطیلات را باید به عنوان اوقات ویژه در نظرگرفت.
christmas tide عیسویه
christmas tide هفتهای که اغاز ان 42دسامبراست
Christmas trees جعبه کنترل حاوی چراغهای رنگی
christmas pudding پودینگ کریسمس
Christmas Island جزیرهی کریسمس
Christmas Day 52 دسامبر
Christmas pudding دسر مخصوصکریسمس
Father Christmas بابانوئل
Christmas Eve روز و به ویژه شب پیش از کریسمس
white Christmas روزکریسمسکهبرفباریدهباشد
Christmas is two weeks away . دوهفته به کریسمس مانده
Christmas cookie [American] پلتزشن [غذا و آشپزخانه]
Christmas biscuit [British] شیرینی بیسکویتی مخصوص کریسمس [غذا و آشپزخانه]
Christmas cookie [American] شیرینی بیسکویتی مخصوص کریسمس [غذا و آشپزخانه]
Christmas biscuit [British] پلتزشن [غذا و آشپزخانه]
Christmas biscuit [British] بیسکویت مخصوص کریسمس [غذا و آشپزخانه]
Christmas cookie [American] بیسکویت مخصوص کریسمس [غذا و آشپزخانه]
tree درتنگنا قرا ردادن
before the tree جلو درخت
tree سیستم ساختار داده که هر داده به دادههای دیگر بوسیله انشعابها وصل است .
tree روش سریع انتخاب که اطلاع اولین مرتب کردن در مرحله دوم استفاده میشود تا سرعت انتخاب بالا رود
tree مشاهده پروندههای ذخیره شده روی دیسک ه برای نشان دادن پرونده ها و زیرپرونده ها مرتب شده اند
tree شاخسار
tree شجره النسب درخت کاشتن
tree بشکل درخت شدن
tree سیستم داده که هرداده یا گره آن فقط دو انشعاب دارند
tree فرمان TREE
tree درخت
tree شجر
the f. of a tree برگهای درخت
tree قالب کفش چوبه دار
tree بدرخت پناه بردن
tree مین میکند
tree structure ساختار درخت
tree structure ساخت درختی
tree structure ساختاردرختی
gum tree درخت صمغ
tree surgeon ویژه گر برش و قطع بخشهای بیماری زده یا پوسیده درختان
unordered tree درخت نامرتب
tree traversal تقاطع درختی
tree surgery تشریح علمی درخت
tree sort مرتب کردن درختی
tree planting درختکاری
threaded tree درخت پیچ دار
the root of a tree ریشه درخت
the pith of a tree مغز درخت
to girt a tree دوردرختی راپیمودن
summer tree تیرسردر
summer tree حمال
summer tree شاه تیر
to shin up a tree از درختی بالارفتن
to spray a tree داروی ویژه بردرختی افشاندن تا انکه میکربهای ان کشته شود
to truncate a tree شاخههای درختی را زدن
tree diagram نمودار درخت
stunted tree درخت رشد نکرده وکوتاه
tree farm محوطه درخت کاری جنگل
tree farm خزانه درخت
tree house خانه بالای درخت
tree network شبکه درختی
tree of heaven درخت عرعر
to girdle a tree پوست درخت راحلقهای بریدن
ornamental tree درختتزئینی
the foot of the tree پای درخت
tree of life درخت زندگی [این نگاره بگونه های مختلف در فرش های مناطق مختلف بکار رفته و جلوه ای از حیات انسان را تداعی می کند.]
walnut tree درخت گردو
cross-tree [رابط عرضی دکلها]
A tree is known by its fruit. <proverb> درخت از میوه اش شناخته مى شود.
pulm tree درخت نارگیل
to lop a tree سرشاخه درختی را زدن
to prune a tree سرشاخه درختی را زدن
to lop a tree درختی را آراستن
to prune a tree درختی را آراستن
oak tree درخت بلوط
tree frog قورباغهدرختی
tree pruner درختآرا
tree trunk ساقهاصلیدرخت
tree-lined درختکارینشده
The tree wI'll die . درخت خشک خواهد شد
He uprooted the tree . درخت را از ریشه ( جا ) ؟کند
A tree is known by its fruit . <proverb> درخت با میوه هایش شناخته مى شود .
date tree درخت خرما
lemon tree درخت لیمو
Coniferous tree درخت جوزدار [ از فامیل کاج ]
Deciduous tree درخت برگریز
strawberry tree توت فرنگی درختی
he is up a gum tree کاردبه استخوانش رسیده است
decision tree درخت تصمیم
decision tree اقدامات لازم جهت تصمیم گیری
decision tree مسیر تصمیم گیری
ebony tree خرماندو
crown tree شمع
cross tree رابط عرضی دکلها
cornel tree درخت زغال اخته
coffee tree درخت قهوه
clothes tree چنگک لباس
dragon tree درخت خون سیاووشان
fig tree درخت انجیر
hat tree کلاه اویز
grass tree نوعی زنبق استرالیایی
genealogical tree نسب نامه
genealogical tree شجره نامه
gender tree سلسه دودمان نسب نامه
gender tree شجره نامه
gallows tree چوبه دار
flame tree درختان وبوته هاییکه دارای گلهای درخشان اتشی یا زرد رنگ هستند
fir tree درخت صنوبر
clothes tree چوب لباسی
christmass tree ضربهای در بولینگ که میلههای 3 و 7 و 01 را برای راست دست و میلههای 2 و7 و 01 را برای چپ دست باقی می گذارد
chocolate tree درخت کاکائو
china tree شالسنجان
axle tree میله میان دو چرخ
plane tree درخت چنار
apple tree درخت سیب
almond tree درخت بادام
agriot tree چوب چپق
abel tree درخت سپیدار که نام لاتین ان alba populus است
family tree شجره نامه
family tree نسب نامه
china tree زیتون تلخ
balsam tree درخت بلسان
cherry tree درخت گیلاس
chaste tree فلفل بری
chaste tree دل اشوب
box tree درخت شمشاد
boot tree قالب چکمه یا پوتین
binary tree درخت دودوئی
binary tree درخت دودویی
bean tree درخت خرنوب
barren tree درخت بی میوه
family tree شجره
huffman tree درختی با کمترین مقادیر
spindle tree اونموس
plum tree درخت گوجه
plum tree درخت الو
planer tree درخت ازاد
pear tree درخت گلابی
peach tree درخت هلو
parse tree درخت تجزیه
ordered tree درخت مرتب شده
mulberry tree درخت توت
minimal tree درختی که گرههای ترمینالی ان مرتب شده تا باعث عملکردبهینه ان درخت شوند
ridge tree کش بالای شیروانی
roof tree کش بالای شیروانی
roof tree کش دیرک افقی چادر
spanning tree زیرگرافی از یک گراف
spanning tree روش ایجاد توپولوژی شبکه که حلقهای ندارد و در صورت شکل یا خطای شبکه باعث افزونگی میشود
spanning tree درخت پوشا
sorrel tree درخت ترشک
sorrel tree ترشک درختی
smoke tree بوته سماق
shoe tree قالب کفش
saddle tree یکجورگل لاله درامریکای شمالی
saddle tree قلتاق
minimal tree درfکه گرههای آن به روش بهینه سازماندهی شده اند تا بیشترین کارایی را داشته باشند
margosa tree تلخ
in the green tree سرسبز
margosa tree زیتون
locust tree درخت اقاقیا
locus tree درخت خرنوب
locus tree درخت اقاقیا
judas tree درخت ارغوان
joshua tree درخت خنجری یا ابره ادم جنوب شرقی امریکا
in the green tree خوشبخت
margosa tree ازاد درخت شالسنجان
i saw one climbing the tree یکی را دیدم که از درخت بالامی رفت
mastic tree درخت بنه
mastic tree درخت چاتلنغوش
in the green tree بخت سبز
the tree shoot out brances ازدرخت شاخه هایی بیرون زد
To tie the horse to the tree. اسب رابدرخت بستن
the tree sheltered us fromrain درخت مارا ازباران پناه داد
to lop off a branch [from a tree] شاخه ای را [از درختی] بریدن
To bark up the wrong tree. <idiom> [سوراخ دعا را گم کردن]
He hitched the horse to a tree. دهنه اسب را به درخت گره زد ( بست )
snow ball tree گل بدماغ
backing up the wrong tree <idiom> [دنبال چیزی در جای اشتباهی گشتن]
to chop dowm a tree درختی را انداختن
bald animal or tree درخت یا حیوان برهنه
Tilia [lime tree] درخت نمدار [زیرفون]
The apple does not fall far from the tree. <proverb> درست شبیه پدر.
To pick an apple off the tree. سیبی را از درخت کندن [چیدن] .
optimal merge tree نمایش درختی یک ترتیب که در ان رشته ها قرار است درهم ادغام گردند تا اینکه حداقل تعداد عملیات رخ دهد
optimum tree search جستجوی بهینه درخت
wild oriental a tree ارژن
to snag a tree trunk ته شاخههای درخت را زدن وانرا صاف کردن
money does not grow on tree <idiom> پول که علف خرس نیست
bark up the wrong tree <idiom> [درمورد چیزی گمان اشتباه کردن]
Fruit -bearing (prlific) tree. درخت باردار ( بارآور )
house tree person test ازمون خانه- درخت- ادم
He lost control of the car and swerved towards a tree. او [مرد] کنترل خودرو را از دست داد و از پهلو به درخت خورد.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com