Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
English
Persian
Dont make so much noise.
اینقدر سروصدانکن
Other Matches
to make a noise
صدا کردن
make a noise
شلوغ کردن
make a noise
سر و صدا کردن
to make noise
سر و صدا کردن
they make much noise
زیاد شلوق می کنند
they make much noise
خیلی صدا می کنند
to make a noise
شلوق کردن
to make a noise
پهن شدن
to make a noise
منتشر شدن
to make a noise in the world
مشهور شدن
Dont be upset . Dont lose your temper . Keep calm(cool).
خونت را کثیف نکن ( خونسرد باش )
Dont spin such yarns . Dont tell lies.
دیگر صفحه نگذار ( دروغ نساز )
Dont worry. Cheer up. Dont fret so much.
غصه نخور
I dont know ( dont have the faintest idea) where the hell she has gone .
نمی دانم کدام گوری رفته است
Dont confuse the issue . Dont get it all mixed up .
شلوغش نکن
Dont kid yourself . dont delude yourself.
بیخود دلت را خوش نکن
You dont seem to be with it . You dont know the half of it .
تو کجای کاری
Dont be long. Step on it . Dont take long over it . Get a move on.
طولش نده (زود باش )
To make money. To make ones pile.
پول درآوردن ( ساختن )
to make friends
[to make connections]
رابطه پیدا کردن
[با مردم برای هدفی]
noise
سر و صدا
noise
استاتیک یا حرارت ایجاد شده است و نیز از ستاره ها یا خورشید
noise
نویز
what noise is that?
این چه صدایی است
noise
منبع تغذیه
noise
که از طریق میدان الکتریکی یا مغناطیسی
noise
سیگنال تصادفی آماده اضافه بر هر سیگنال درخواستی
noise
همهمه
noise
شایعه و تهمت
noise
اختلال
noise
خش
noise
صدا راه انداختن پارازیت
noise
صدا
noise
طنین
noise
شلوغ
noise
قیل وقال
noise
عامل مخل
noise
سروصدا
noise
سر وصدا
noise
توانایی یک مدار برای نادیده گرفتن یا حفافت در مقابل اختلال
noise
اختلال در سیگنال به علت اشکار در مدتهای زمانی کوتاه
noise
نوفه
noise
انتشار دادن
noise
سر و صدا
noise
اوا
noise
پارازیت
I dont know what became of him .
نمی دانم چه بسرش آمد
dont
کردن
dont
نمودن
Is that so ? You dont say.
نه بابا ( جدی می گویی ) ؟
Is that so ?You dont say.
چه میگه ( جدا"اینطور است )
I dont know what is what.
نمی دانم چی به چیه
Dont ever come here again.
دیگر هیچوقت پایت را اینجا نگذار.
[اینجا نیا.]
Why dont you come off it!
چرا دست بردار نیستی !
I dont exactly know.
درست نمی دانم
dont
طی کردن گذرانیدن
dont
بپایان رسانیدن
Dont let on that you know.
بروی خودت نیاور که موضوع رامیدانی
Dont try to get out of it.
سعی نکن اززیرش دربروی
We dont know what become of him.
نمی دانیم چه؟ بسر ؟ آمد
What is all this ? I dont get it .
نفهمیدم ( چی شد ) !
I dont know and I dont want to know .
نه می دانم ونه می خواهم بدانم
You dont mean that ! you dont say !
نه با با ! ( جدی میگه ؟)
i am unused to that noise
من به ان صدا اشنا نیستم
input noise
پارازیت اولیه
intensity of noise
شدت پارازیت
noise transmitter
فرستنده پارازیت
line noise
اختلال
line noise
پارازیت خط
magnetic noise
نویز مغناطیسی
input noise
پارازیت ورودی
induced noise
نویزجریان قوی
he makes most noise
میکند
The noise kept me awake .
سروصدا نگذاشت بخوابم
he makes most noise
او از همه بیشتر صدا یا
grid noise
پارازیت شبکه
grid noise
نویز شبکه
impluse noise
نویز ضربه جریان
indistinct noise
صدای اهسته و نامعلوم
galactic noise
تشعشع رادیویی کهکشان صوت پراکنی از جانب کهکشان
induced noise
پارازیت القاء شده
humming noise
اغتشاش صوتی
shot noise
اثر ساچمهای
white noise
نوفه سفید
noise filter
صافی همهمه
noise generator
خش زا
noise level
سطح پارازیت
noise immunity
مصونیت از اختلال
noise level
میزان خش
noise limiter
همهمه کاه
noise margin
تفاوت خش
noise pollution
نوف الایی
noise pollution
الودگی صدا
noise potential
پتانسیل نویز
noise silencer
خاموشگر همهمه
noise suppression
پارازیت گیری
noise suppression
جلوگیری ازپارازیت
quantization noise
اختلال تدریج
schottky noise
همهمه شوتکی
picture noise
پارازیت روی تمام صفحه نمایش
white noise
نویز سفید
big noise
آدم مهمدریکارگان
ambient noise
نوعی صدای زیرابی
ambient noise
صدای اطراف
background noise
همهمه
noise suppressor
صدا خفه کن
background noise
اصوات مزاحم
background noise
پارازیت
background noise
در پیمایش نوری این مسئله نوعی تداخل الکتریکی است که توسط لکههای جوهر و یاذرههای مرکب چاپ بر روی زمینه تصویر فاهر میشود
background noise
صدای پس زمینه
The noise died down.
سروصدا ها خوابید
background noise
اختلال پس زمینه
I dont wish ( want ) to malign anyone .
میل ندارم بد کسی را بگویم
Dont be sI'lly .
خودت را لوس نکن
I dont smoke at all.
اهل دود نیستم ( دخانیات استعمال نمی کنم )
Dont mention it . You are welcome.
اختیار دارید (درمقام تعارف )
If I dont forget .
اگر یادم بماند ( نرود)
Does it matter if I dont come ?
اشکالی دارد اگرنیایم ؟
Am I not right?dont you agree with me ?
درست می گه یا نه ؟
Dont you dare tell anyone .
مبادا بکسی بگویی
So dont try to device yourself .
سعی نکن خودت را گول بزنی
If you dont mind my saying.
اگر از حرفم بدتان نیاید
Why do you want to know ? dont be nosy.
می خواهی چه؟کنی بدانی ؟
I dont mean to intrude .
قصد مزا حمت ندارم ( ملاقات یا ورود نا بهنگام )
Dont get my back up.
نگذار آنرویم (روی سگه ) بالا بیاد
Dont brag about doing this and that .
اینقدر نگه فلان وچنان ( بهمان ) می کنم
Dont confuse me.
حواسم را پرت نکن
How come we dont see you more pften?
چطور دیگه زیاد تورانمی بینم ؟
Why dont you leave me alone?
از جان من چه می خواهی ؟
Dont listen to him .
به حرف اوگوش نکن ( نده )
please dont forget it
خواهش دارم فراموش نکنید
We dont have it in stock .
این جنس موجود نیست ( نداریم )
if you dont object
اگر بدتان نمیاید
i dont want to be rushed
من نمیخواهم کار سرم بریزند
i dont meant it
جدی نگفتم
dont care
بی تقاوت
i dont meant it
مقصودی ندارم
dont mention it
چیزی نیست
dont mention it
اهمیت ندارد
dont you thouchit
مبادابه ان دست بزنید
i dont care a d.
مرا هیچ پروایی نیست
if you dont object
اگر مانعی نیست
The noise distracts my attention .
سروصد ا حواسم را پرت می کند
singal to noise ratio
نسبت سیگنال به اغتشاش
input noise voltage
ولتاژ پارازیت اولیه
signal to noise ratio
نسبت پیام به همهمه
magnetic fluctuation noise
اثر برکهاوزن
Dont provoke me to talk.
دهانم را باز مکن!
Dont be late for work.
دیر سر کار نیایی (سر وقت بیایی )
I dont mind the cold .
از سرما ناراحت نمی شوم
The husband and wife dont get on together.
زن وشوهر باهم نمی سازند
dont care a rap
ذرهای باک نداشته باشید
dont care a rap
هیچ پروا نداشته باشید
I dont have an earthly chance.
کمترین شانس راروی زمین ندارم
I'll eat my hat if I dont do it .
اگر اینکار رانکردم اسمم راعوض می کنم
Such things just dont interest me.
توی این خطها نیستم
These shoes dont fit me.
زنگ مدرسه خورده
Dont stand on ceremony.
تشریفات را بگذار کنار ( راحت باش )
Dont rely on probabilities.
روی احتمالات متگی نباشید
Why dont you join our group. ?
چرا به جمع ما نمی آیی ؟
Dont talk to all and sundry.
با این وآن صحبت نکن
Dont sidetrack the issue.
خودت را به کوچه علی چپ نزن ( وانمود به ندانستن )
I am counting(relying) on you, dont let me down.
روی تو حساب می کنم نگذار آبرویم برود
Dont count (bank)on me.
روی من حساب نکنید
Dont be a fool(an ass)
خر نشو ( عاقل با ش)
Dont spoil your appetite .
اشتهایم را خراب نکن ( کور نکن )
Dont spoil the child .
بچه را خراب نکنید (لوس نکنید )
The doctors dont think she wI'll live.
پزشکان امیدی به زنده ماندن اوندارند
His bowels dont move.
شکمش کار نمی کند
Dont break that branch off.
آن شاخه رانشکن
i dont care a snap
مرا هیچ پروایی نیست
Dont let yourself get into bad habits.
به چیز های بد خودت راعادت نده
i dont care a pin
مرا پروایی نیست
i dont care a pin
هیچ بمن مربوط نیست
I wI'll fall behind with everything if I dont try hard .
اگر تلاش نکنم از کار وزندگه با زمی مانم
I am down and out . I dont know where my next meal is coming for .
برای نان شب معطل مانده ام
Dont stint the food .
سر غذااینقدر گه ابازی درنیاور
I dont have time to go to the movies .
فرصت نمی کنم به سینما بروم
Dont meddle in my affairs .
درکارهای من فضولی نکن
I dont remember ( recall ) .
یادم نیست
i dont care a rush
مرا هیچ پروایی نیست
Dont breathe a word!
هیچی نگه!
I dont like such remarks one bit .
از این حرفها هیچ خوشم نمی آید
He is a bih shot ( noise ) in this town .
جزو کله گنده های شهر است
noise reducing antenna system
انتن ضد همهمه
His invevtion made a noise in the world.
اختراعش دردنیا سروصدائی براه انداخت
We dont have qualified personnel in this company.
دراین شرکت آدم حسابی نداریم
Dont let the grass grow under your feet.
نگذار وسط اینکار باد بخورد ( وقفه بیافتد )
Dont leave off tI'll tomorrow what you can do today .
کار امروز به فردا مگذار (میفکن )
Forget it . dont give it a thought .
اصلا"فکرش راهم نکن
Shut up ! dont inter fere .
فضولی موقوف !
I dont believe a word of it ! A likely story ! Tell that to the marines!
تو گفتی ومنهم باور کردن !
Dont move . Hold it. Keep stI'll.
بی حرکت ( در عکاسی وغیره )
I dont feel like work today.
جویای حال ( احوال ) کسی شدن
A thing you dont want is dear at any price.
<proverb>
چیزى را که نخواهى ,با هر قسمتى برایت گران است.
I dont have one toman let alone a thousand tomans .
هزار تومان که هیچه یک تومان هم ندارم
Dont neglect writing to your mother .
ازنوشتن نامه بمادرت غافل نشو
Dont swim on a full stomach .
روی شکم شنا نکن
I dont have the slightest(faintest)idea.
روحم خبردار نیست
Vegetables dont agree (disagree)with me .
سبزیجات به من نمی سازد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com