Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
Empty this glass of water.
این لیوان آب راخالی کن
Other Matches
water glass
لیوان اب
water glass
شیشه مایع
a glass of water
یک لیوان آب
water glass
اب شیشه
water glass
شیشه محلول
The glass is full of water.
لیوان پر از آب است
empty
یچ بسته که هیچ اطلاعی ندارد. 2-اتصال لبه استفاده نشده روی تخته اصلی
empty
خالی
empty
تهی
empty
خالی از سکنه
empty
تهی شدن
empty
رسانه ذخیره سازی خالی و فرمت شده آماده دریافت داده
empty
لیست بدون عضو
empty
پوچ
empty
فضای دریافتی برای دادههای مربوط که خالی باشد
empty
هر متغیری که حاوی هیچ حرفی نیست
empty
بدون چیزی در درون
empty
خالی کردن تهی شدن
empty-handed
<adj.>
دست خالی
to come away empty-handed
با دست خالی
[معامله ای را]
ترک کردن
empty-handed
تهی دست
bases empty
ضربه بدون حضور بازیگر درپایگاهها
empty running
کارکرد بی اثر
empty-headed
تهی مغز
empty band
نوار تهی
empty handed
بدون هدیه دست خالی
empty handed
بینوا
empty weight
وزنه بدنه هواپیما و موتور وتجهیزات ان
empty string
رشته خالی
inequilibrium empty
تعادل بی بار
stable empty
تعادل بی بار
empty set
مجموعه تهی
empty headed
خشک مغز
empty handed
تهیدست
empty medium
رسانه تهی
empty headed
بی مخ
an empty gesture
رفتار
[تعارف]
خشک وخالی
empty running
کارکرد خالی
empty load
بی باری
empty pocket
ادم بی پول یا تهی کیسه
empty load
بی بار
Empty headed Blockhead .
کله پوک
To drink on an empty stomach.
روی شکم خالی مشروب خوردن
Her words are empty of meaning.
حرفهایش خالی از معنی ومفهوم است
Keep a free(an empty)seat for me.
یک صندلی خالی برایم نگاهدار
glass
الت شیشهای
glass
عینک
glass
شیشه گرفتن
glass
عینک دار کردن شیشهای کردن
glass
صیقلی کردن
glass
دستگاه بارومتر
looking-glass
ائینه
glass
لیوان یخ
glass
دستگاه ارتفاع سنج دوربین
glass
زجاج
glass
عدسی
glass
شیشه الات
glass
شیشه ذره بین عدسی
to f. glass
شیشه گری کردن
looking glass self
خود ایینهای
glass
لیوان
looking glass
اینه
looking glass
ایینه
glass
شیشه
glass
ابگینه
glass
گیلاس جام
glass
استکان
glass
ایینه شیشه دوربین
lime glass
شیشه اهکی
hand glass
ساعت شنی
hard glass
شیشه سخت
he is blowing glass
شیشه را با فوت درست کردن
hour glass
ساعت ریگی
spun glass
شیشه تاب خورده
liquid glass
شیشه مایع
hand glass
ذره بین
hand glass
کوچک دسته دار
granulated glass
شیشه اج دار
granulated glass
شیشه دان دان
ground glass
نوعی شیشه نورافشان که دارای سطحی تراشیده است
night glass
دوربین شب
muscovy glass
سنگ طلقی
mirror glass
شیشه اینه
minute glass
ساعت ریگی دقیقهای
measuring glass
درجه دار
measuring glass
پیمانه
hand glass
ایینه
weather glass
هواسنج میزان الهوا
drinking glass
فنجان
drinking glass
گیلاس
brandy glass
گیلاسکنیاک
burgundy glass
لیوان
burgundy glass
بورگندی
champagne glass
گیلاسگردشامپاین
cocktail glass
لیوانمخصوصمشروب
glass cover
پوشششیشهای
glass dome
برآمدگیشیشهای
glass roof
سقفشیشهای
glass slide
اسلایدشیشهای
glass sphere
گویشیشهای
colored glass
شیشه رنگی
bordeaux glass
گیلاسمخصوصشرابفرانسوی
beer glass
لیوانآبجو
lead glass
شیشه سربی
wire glass
شیشه دارای شبکه سیمی در متن ان
wired glass
شیشه دارای شبکه سیمی در متن ان
pier glass
ایینه قدی
race glass
دوربین ویژه برای تماشای مسابقه
rain glass
میزان سنج
rain glass
میزان الهوا
cupping glass
شاخ حجامت
crystal glass
بلور
crown glass
شیشه گردیاچرخی
rolled glass
شیشه نورد خورده
hock glass
جام پایهبلند
eye glass
شیشهای که برای کمک بینایی بکارمیبرند
glass paper
کاغذ گلاسه
glass fibers
الیاف شیشه
glass ware
فروف شیشه
glass eyed
کور
glass wool
پشم یا براده شیشه پشم شیشه
glass eye
چشم مصنوعی
glass eye
چشم شیشهای
glass eye
عینک
glass electrode
الکترود شیشهای
glass dust
خرده شیشه
glass cutter
شیشه بر
glass cutter
الماس شیشه بری
glass frit
شیشه متخلخل
glass house
گلخانه
glass rebate
دوراهه شیشه
glass rod
میله شیشهای
glass rule
خط کش شیشهای
muscovy glass
شیشه معدنی
glass separator
میان گیر شیشهای باتری
glass snake
نوعی سوسمارمخصوص امریکای جنوبی
glass tube
لوله شیشهای
glass vessels
فروف شیشهای
glass kiln
کوره شیشه گری
glass jaw
بوکسوراسیب پذیر
glass jaw
ارواره شیشهای
glass cloth
شیشه پاک کن
glass cloth
کهنه شیشه پاک کن
glass bulb
حباب شیشهای
focusing glass
ذره بین جیبی
glass wool
پشم شیشه
flint glass
فرف بلور
flint glass
بلور
finger glass
فرف انگشت شوئی
opaque glass
شیشه کدر
field glass
عدسی درونی دوربین یاذره بین
field glass
دوربین صحرایی
opera glass
دوربین مخصوص اپرا
ornamental glass
شیشه تزئینی
obscured glass
شیشه مات
obscured glass
شیشه تار
glass blowing
شیشه گری
glass blower
شیشه گر
gauge glass
درجه اب
frosted glass
شیشه مات
frosted glass
شیشه کدر
object glass
عدسی شیئی
object glass
عدسی دوربین یاریزبین که نزدیک تراست بچیزی که میخواهندببند
objective glass
عدسی شیئی
glass wool
تودهای ازرشتههای شیشهای که بعنوان عایق گرما یا درتصفیه هوا بکار میر ود
glass eyed
بی حالت
eye glass
عینک دستی
liqueur glass
جام لیکور
port glass
جام شرابقرمزوشیرینپرتقالی
safety glass
شیشه ایمنی
soluble glass
شیشه مایع
safety glass
شیشه بی خطراتومبیل
sheet glass
شیشه جام
soluble glass
سدیم سیلیکات
watch glass
شیشه ساعت
sight glass
شیشه مرئی
magnifying glass
ذره بین
safety glass
شیشه نشکن
safety glass
شیشه اطمینان
plate glass
شیشه لوحی
plate glass
شیشه سنگ شیشه تختهای
sheet glass
شیشه ورقی
bell glass
مردنگی
glass fibre
فایبرگلاس
security glass
شیشه نشکن
safety glass
عینک ایمنی
cut glass
بلور کریستال
stained glass
شیشه بندی منقوش
There is a glass missing.
یک لیوان کم است.
spun glass
شیشه مذاب الیاف مانند
spun glass
شیشه ریسیده
spy glass
تلسکپ یادوربین کوچک
security glass
شیشه ایمنی
cast glass
شیشه ریخته گی
cast glass
شیشه جام ریختگی
crown glass
شیشه پنجره
[در قرن نوزدهم انگلیس]
stined glass
شیشه رنگی
tempered glass
شیشه ابداده
burning glass
عینک جوشکاری
burning glass
عدسی محدب یاایینه مقعر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com