English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
Giant Order شیوه غول ستونی [معماری]
Other Matches
giant نره غول
giant غول قوی هیکل
f. giant انقوره وبادیجه ومانندانها
giant ادم غول پیکر
giant swing افتاب یا مهتاب
giant swing تاب بلند
giant star ستاره بزرگ و درخشان
giant slalmon مارپیچ بزرگ
giant roll تاب
giant corporation شرکت غول پیکر
giant corporation شرکت بزرگ
giant circle افتاب شکسته
giant killing پیروزیتیمورزشیضعیفوناشناس
giant killer تیمورزشیضعیفوناشناس
giant panda مورچه خوار فلس دار هیمالیا
jersey giant نژاد ماکیان خانگی بزرگ
giant pandas مورچه خوار فلس دار هیمالیا
Saadi was a giant among men . سعدی از مردان بزرگ روزگار بود
german giant swing افتاب شکسته
marching order [travel order] دستور پیشروی [ارتش]
well-order خوش ترتیب [ریاضی]
in order to <idiom> اعتماد شخص را بدست آوردن
to order <idiom> به ترتیب
by order of حسب الامر
in order to ... برای [اینکه]
in order to ... تا [اینکه ]
order [placed with somebody] دستور [ازطرف کسی]
order [placed with somebody] سفارش [ازطرف کسی]
by order of فرمان
out of order <idiom> برخلاف قانون ،نامناسب
out of order <idiom> کارنکردن
in order درست
in order that تا اینکه
in order that برای اینکه
in order that he may go برای اینکه برود
in order that i may go برای اینکه بروم
re order سفارش دوم باره
out of order از کار افتاده
out of order نادرست
order off حکم خروج
in order صحیح
in order دایر
In this order. In this way. باین ترتیب
out of order درهم برهم
first order مرتبه اول
to the order of در وجه
to the order of به حواله کرد
to the order of بحواله کرد
out of order خراب
second order مرتبه دوم
order about پیوسته پی فرمان فرستادن
order خرید سفارش خرید
order حواله
order حکم
order مرتب کردن
order رتبه
order دستور سفارش
order سفارش دادن دستور دادن
order دستورالعمل دستور
order نظم دادن
order پردازندهای که عملیات ریاضی و منط قی را کدگشایی کند و انجام میدهد مط ابق کد برنامه
order سفارش دادن
order حواله کرد حواله کردن دستور
order دستور دادن سفارش
order امر
order مرتبه
order ن
order کد عمل
order منظم کردن
order سفارش دادن تنظیم کردن
order سفارش
order ترتیب
order ترتیب انجام کار
order فرمان نظم
order دستورالعمل
order سفارش دادن کالا یا جنس
order سبک معماری
order نظم
order نظام معماری
order شیوه
order راسته
order دستورعملیاتی
order دستور دادن
order دستور
purchase order سفارش خرید
purchase order دستور خرید
second order conditions شرایط ثانوی
public order نظم عمومی
route order فرمان ستون راه رو
route order ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
review order لباس وتجهیزات و وسائل کامل
review order لباس وتحملات سان
referral order درخواست برای اماد غیرموجود یا جایگزین در انبار
warning order دستور اماده باش اعلام اماده باش
reculaulation order تنظیم محاسبه مجدد
provisional order دستور موقت اداری
processing of the order انجام سفارش
order of council تصمیم هیات مشاورین سلطنتی در غیاب یا بیماری پادشاه یا ملکه
order of discharge حکم تصفیه
order of discharge حکم برائت ذمه
order of fire روش تیراندازی
order of fire ترتیب توالی اتش
order of fire ترتیب احتراق موتور
order of magnitude مرتبه بزرگی
order of matrix مرتبه ماتریس
order of battle سازمان نیروهایا یکان
order of bankruptcy حکم ورشکستگی
order code رمز دستور
order for goods سفارش کالا
order form نمونه سفارش نامه پر نکرده
order format قالب دستور
Order theory ترتیب جزئی [ریاضی]
order format قالب سفارش
order in council تصمیم هیات مشاورین سلطنتی
order in council تصویب نامه دولتی
order of battle ترتیب نیرو
order of service سوت داور بمعنای دستورسرویس دادن
partial order ترتیب جزئی
pay order لیست پرداخت حقوق
pay order سندپرداخت حقوق
payable to order قابل پرداخت به حواله کرد
phantom order قرارداد تولید وسایل نظامی درزمان جنگ قرارداد تبدیل کارخانههای شخصی به کارخانجات نظامی
place an order سفارش دادن
post order حواله پستی
probation order دستور یا حکم تعلیق مجازات
partial order پاره ترتیب
Lattice [order] توری [ترتیب] [ریاضی]
order of the day برنامه روزانه
order of the day معادل agenda
order of the day دستور جلسه
Lattice [order] شبکه [ریاضی]
order off the field حکم خروج
order time زمان سفارش کالا
Attic Order ستون بندی آتنی
order cheque چک در نام فرد خاص
in order to prevent برای جلوگیری کردن
Bassae Order [معماری یونی یونان]
structure [first order] ساختار [ریاضی]
assemblage of Order ستون بندی مختلط
arch order [شیوه ی ستون بندی طاق]
American order [سرستونی شبیه ستون کرنتی با برگ های کنگره ای
Agricultural Order سرستون [سر ستون کرنتی با تومارهای پیچیده شده به شکل سر حیوانات یا آرایش برگ کنگره ای]
call-up order دستور به خدمت [سربازی]
good order خوش ترتیب [فلسفه]
pecking order <idiom> راه ارتباط بایکدیگر
My stomach is out of order. مزاجم مرتب کارنمی کند
Composite Order [شیوه ی ترکیبی ستون سازی رمی با ستون های پیچکی تزئین شده]
Orinthian Order معماری کلاسیک [در یونان و رم]
in good order <adj.> تروتمیز
in good order <adj.> مرتب
in good order <adj.> منظم
to order somebody back کسی را فراخواندن
to order somebody back کسی را معزول کردن
to order somebody back کسی را احضار کردن
Ionic Order [معماری یونی یا سبک بالشی از سبک های معماری کلاسیک در یونان و رم]
Gigantic Order [شیوه ستون سازی توسکاری همراه با شیوه غول ستونی] [معماری]
German Order سبک معماری آلمانی [نوعی از سبک معماری کرنتی قرن هجدهم انگلستان]
French Order سبک معماری فرانسوی
Doric Order سبک معماری دوریک
Is your passport in order ? آیا گذرنامه ات مرتب وآماده است ؟
To order a meal. سفارش غذا دادن ( درهتل ؟رستوران )
transaction in order liability avoid to
to set in order منظم کردن
to set in order درست کردن
third order reaction واکنش مرتبه سه
the line is out of order سیم خراب است
the goods are on order کالا را سفارش داده ایم
superior order دستور مافوق
balustrade Order ترتیب نرده ستون ها
superior order امر مافوق
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
sort order نظم ترتیب
short order خوراکی که زود مهیا میشود
second order reaction واکنش مرتبه دوم
second order factor عامل مرتبه دوم
transaction in order معامله به قصد فرار از دین
transfer order دستورالعمل ارائه وفایف اجرایی یا انتقال وفایف اجرایی نیروهای مسلح
In chronological order. بترتیب تاریخ ( بطور مسلسل )
social order سازمانوساختاراجتماعی
postal order هزینهپستی
law and order اطاعتازقانون
doric order سبکمعمارییونانقدیم
corinthian order ساختارقرمتی
points of order اخطار نظامنامهای
point of order اخطار نظامنامهای
work order برگ کار
work order درخواست انجام کار حکم کار
word order ترتیب وقوع کلمه در عبارت یا جمله
word order ترتیب واژه ها
warning order دستور اگهی
trial order سفارش ازمایشی
second order conditions شرایط مرتبه دوم
order cheque چک به حواله کرد
fragmentary order دستور جزء بجزء
embarkation order دستورالعمل بارگیری یا سوارشدن دستور بارگیری
dispatch order سفارش حمل سریع
disassembly order روش پیاده کردن وسیله
disassembly order دستور باز کردن و پیاده کردن قطعات یک وسیله
development order دستوربهبود اماد
development order دستور ساخت اماد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com