Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
IF statement
Gise کار دیگر را
Other Matches
chip
قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است
chips
قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است
otherwise
<adv.>
به ترتیب دیگری
[طور دیگر]
[جور دیگر]
conversion
وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
conversions
وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای
reference
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
references
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
some other time
دفعه دیگر
[وقت دیگر]
tunnelling
روش بستن یک بسته داده از یک نوع شبکه دربسته دیگر به طوری که روی شبکه دیگر و ناسازگار قابل ارسال باشد
he was otherwise ordered
جور دیگر مقدر شده بود سرنوشت چیز دیگر بود
shift
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
shifted
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
shifts
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
metafile
1-فایلی که حاوی فایلهای دیگر باشد. 2-فایلی که داده مربوط به فایلهای دیگر را معرفی کند یا شامل شود
he had no more no to say
دیگر سخنی نداشت که بگوید دیگر حرفی نداشت
HTML
مجموعهای از کدهای مخصوص که نحوه و نوعی که برای نمایش متن به کار می رود نشان میدهد و امکان ارتباط از طریق کلمات خاص درون متن به بخشهای دیگر متن یا متنهای دیگر میدهد
trans shipment
انتقال بکشتی دیگر انتقال بنقلیه دیگر
one an other
یک دیگر
alternatives
شق دیگر
thence
دیگر
of one another
<adv.>
از هم دیگر
from each other
<adv.>
از هم دیگر
alternative
شق دیگر
alternative
دیگر
of each other
<adv.>
از هم دیگر
again
دیگر
alternatives
دیگر
anymore
دیگر
another
دیگر
others
دیگر
from one another
<adv.>
از هم دیگر
he is no more
او دیگر
no more
دیگر نه
else
دیگر
further
دیگر
secus
از دیگر سو
other
دیگر
furthers
دیگر
furthering
دیگر
furthered
دیگر
next
دیگر
another guess
قسمتی دیگر
apart from that
<adv.>
به ترتیب دیگر
othergates
جور دیگر
another
یکی دیگر
otherwise
طور دیگر
another
شخص دیگر
somewhere else
یک جای دیگر
about-face
جهت دیگر
to wit
بعبارت دیگر
otherwhere
در مکان دیگر
otherwhere
جای دیگر
otherwhence
از جای دیگر
otherness
چیز دیگر
what more do you want
دیگر چه می خواهید
otherguise
جور دیگر
withil
ازطرف دیگر
otherwhile
گاه دیگر
otherworld
دنیای دیگر
to be no more
دیگر نبودن
about-face
سوی دیگر
about face
جهت دیگر
about face
سوی دیگر
about-faces
جهت دیگر
tother
بعدی دیگر
t' other
بعدی دیگر
so muchthe worse
دیگر بدتر
the other two
دوتای دیگر
scilicet
بعبارت دیگر
otherwhile
وقت دیگر
otherguess
بروش دیگر
otherguess
جور دیگر
nevermore
دیگر ابدا
nevermore
هرگز دیگر
never more
هرگز دیگر
In our other words.
بعبارت دیگر
my other books
کتابهای دیگر من
again
از طرف دیگر
about-faces
سوی دیگر
on one's coat-tails
<idiom>
همراه کس دیگر
It never occurred again.
دیگر رخ نداد.
next year
سال دیگر
no more of that
بس است دیگر
none other than
هیچکس دیگر جز
otherguess
نوع دیگر
othergates
طور دیگر
et al
و در جای دیگر
other people
مردم دیگر
on the other part
از طرف دیگر
on the other hand
ازطرف دیگر
on the other hand
از سوی دیگر
on the opposite side
در انسوی دیگر
on more
بار دیگر
in other words
<idiom>
به کلام دیگر
otherwise
<adv.>
طور دیگر
alternatively
<adv.>
به ترتیب دیگر
at the same time
[on the other hand]
<adv.>
به ترتیب دیگر
over-
بسوی دیگر
over
بسوی دیگر
by the same token
<adv.>
به ترتیب دیگر
on the other hand
<adv.>
به ترتیب دیگر
on the other side
<adv.>
به ترتیب دیگر
otherwise
<adv.>
به ترتیب دیگر
beside
ازطرف دیگر
on the other side
<adv.>
طور دیگر
on the other hand
<adv.>
طور دیگر
by the same token
<adv.>
طور دیگر
alternatively
<adv.>
ازطرف دیگر
apart from that
<adv.>
ازطرف دیگر
at the same time
[on the other hand]
<adv.>
ازطرف دیگر
by the same token
<adv.>
ازطرف دیگر
on the other hand
<adv.>
ازطرف دیگر
on the other side
<adv.>
ازطرف دیگر
otherwise
<adv.>
ازطرف دیگر
alternatively
<adv.>
طور دیگر
apart from that
<adv.>
طور دیگر
at the same time
[on the other hand]
<adv.>
طور دیگر
variant
نوع دیگر
others
نوع دیگر
once
یکبار دیگر
in other words
<adv.>
به کلام دیگر
other
نوع دیگر
no more
نه دیگر
[بیشتر]
no more
دیگر ن
[فعل]
no longer
نه دیگر
[زمانی]
yon
ان یکی دیگر ان
in other words
<adv.>
به عبارت دیگر
a horse of another colour
[different colour]
مطلبی دیگر
apart from that
<adv.>
از سوی دیگر
alternatively
<adv.>
از سوی دیگر
aliunde
از منبع دیگر
namely
<adv.>
به عبارت دیگر
alternative unit
واحدهای دیگر
another day
یک روز دیگر
to wit
<adv.>
به عبارت دیگر
videlicet
به عبارت دیگر
in fact
به عبارت دیگر
shunt
به خط دیگر انداختن
another guess
نوعی دیگر
shunted
به خط دیگر انداختن
at a later period
در موقع دیگر
not any more
دیگر نه
[بیشتر نه]
at the same time
[on the other hand]
<adv.>
از سوی دیگر
elsewhere
بجای دیگر
elsewhere
نقطه دیگر
shunts
به خط دیگر انداختن
on the other side
<adv.>
از سوی دیگر
elsewhere
درجای دیگر
on the other hand
<adv.>
از سوی دیگر
otherwise
<adv.>
از سوی دیگر
by the same token
<adv.>
از سوی دیگر
interfered
با سم یک پا به پای دیگر زدن
hale
سوی دیگر بردن
metaphraze
به عبارت دیگر در آوردن
he no longer went there
دیگر انجا نرفت
interferes
با سم یک پا به پای دیگر زدن
five your hence
ازحالاتاپنج سال دیگر
otherworldly
متوجه دنیای دیگر
de die in diem
از روزی به روز دیگر
pick off
رد شدن از راننده دیگر
adjournments
احاله بوقت دیگر
from stem to stern
ازیک سربسر دیگر
dialog
صحبت با شخص دیگر
adjournment
احاله بوقت دیگر
interfere
با سم یک پا به پای دیگر زدن
close aboard
نزدیک به قایق دیگر
in other sectors
در قسمتهای دیگر جبهه
nerf
تصادف با اتومبیل دیگر
aliunde
ازیک جای دیگر
again
باز
[یکبار دیگر]
inter alia
میان اشخاص دیگر
inter alia
میان چیزهای دیگر
itineration
ازیک جابجایی دیگر
it never occurred again
دیگر واقع نشد
it is allup with him
دیگر امیدی ندارد
It never occurred again
دیگر اتفاق نیفتاد.
it is never the worse
دیگر بدتر که نیست
spacemen
اهل کرات دیگر
alternate routing
گزینش مسیر دیگر
athwart
از طرفی بطرف دیگر
air-to-air
از یک هواپیما به هواپیمای دیگر
air to air
از یک هواپیما به هواپیمای دیگر
i gave him some others
چندتای دیگر به او دادم
intervert
سوی دیگر برگرداندن
onother's money
پول شخصی دیگر
i never saw him
دیگر هیچ او را ندیدم
once again
دوباره
[بار دیگر]
i never since saw him
از ان پس دیگر هیچ او راندیدم
and now to be serious
دیگر شوخی بکنار
alternative route
گزینش مسیر دیگر
nothing else
هیچ چیز دیگر
spaceman
اهل کرات دیگر
additional production personnel
عوامل دیگر تولد
reseats
در جای دیگر نشاندن
reseating
در جای دیگر نشاندن
reseated
در جای دیگر نشاندن
reseat
در جای دیگر نشاندن
among others
میان چیزهای دیگر
i.e
مخفف به عبارت دیگر
[be]
no chicken
دیگر جوان نبودن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com