English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
He got angry and banged the table. عصبانی شد وزد روی میز
Other Matches
He banged the table with his fist . He thumped the table . با مشت کوبیدن روی میز
banged محکم زدن چتری بریدن
banged صدای ناشی از عبور ناپیوسته امواج فشاری در اتمسفر
banged صدای بلند یا محکم چتر زلف
banged : بستن
the door banged درباصدای محکم و بلندی بهم خورد
angry براشفته
angry رنجیده
angry [with] <adj.> عصبانی [از]
angry [with] <adj.> خشمگین [از]
angry [with] <adj.> آزرده [از]
I am angry with you because... از دستت خیلی ناراحتم چونکه...
angry <adj.> خشمناک
angry ورم کرده دژم
angry خشمناک دردناک
angry قرمز شده
angry اوقات تلخ
angry <adj.> برآشفته
angry <adj.> خشمگین
angry <adj.> عصبانی
to f. angry خشمگین شدن
He sounds angry. او عصبانی به نظر میرسد.
mad [coll.] [very angry] <adj.> خشمناک
mad [coll.] [very angry] <adj.> برآشفته
Whatever did he say to make you so angry . مگر چه گفت که اینقدر عصبانی شدی ؟
There were some angry looks in the crowd . قیافه ها ؟ عصبانی دربین جمعیت دیده می شد
mad [coll.] [very angry] <adj.> عصبانی
mad [coll.] [very angry] <adj.> خشمگین
the f. of a table باید
table saw تابلونمایشگر
get table دست یافتنی
get table بدست اوردنی
two way table جدول دو سویی
look up table جدول مراجعهای
inner table میزداخلی
under the table <idiom> زیرمیزی
table look up جستجوی جدول
Could we have a table outside? آیا ممکن است میز ما بیرون باشد؟
table look up مراجعه به جدول
the f. of a table بطوریکه
table میز
table به جدولی انتقال دادن
table میزبازی
table تو گذاردن
table جدول
table مطرح کردن
table کوهمیز
table در فهرست نوشتن
table روی میز گذاشتن
table معوق گذاردن
table از دستور خارج کردن
table فهرست
table لیست
table لوح جدول
table خوان
table سفره
table به صورت جدول دراوردن
table لیست تمام رویدادها و وضعیتهای ممکن که می توانند رخ دهند.
table لیست تولید شده توسط کامپایلر یا سیستم محل اندازه و نوع متغییرها , توابع و ماکروها در یک برنامه
table لیست داده ها در ستون و سط ر صفحه چاپ شده یا صفحه نمایش
table لیست تمام نشانه ها که در یک زبان یا کامپایر پذیرفته می شوند به همراه ترجمه کد هدف آنها
table استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
table مجموعه نتایج ذخیره شده که به سرعت قابل دستیابی هستند
table طرح کردن
table ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
tide table نمودار جزر ومد یاکشند
symbol table جدول نمادها
tier table میز کوچک
transfer table میز انتقال
table set دستگاه میزی
table talk صحبتهای خصوصی و غیررسمی در سر میز غذا مفاوضه
trivet table میز سه پایه
table spoonful قاشق سوپخوری
symbol table جدول علامت
tide table جدول کشند
training table میز ناهارخوری در اردو
to rap on the table دست یا چیز دیگری روی زمین
to lay on the table بوقت دیگر موکول کردن
symbol table جدول نمادها جدول نمادی
time table جدول زمانی ورود و عزیمت
time table جدول زمان بندی
time table جدول زمانی
tide table جگول جزر و مد
truth table جدول درستی
table spoon قاشق سوپ خوری
table linen رومیزی
table waters ابهای معدنی سر سفره
table money فوق العادهای که بابت هزینه مهمان داری به افسران ارشد داده میشود
table comparator مقایسه کننده نوارها
table ware لوازم میز یا سفره
symbolic table جدول علائم
table linen دستمال سفره
table land زمین هموار
table lamp لامپ استاندارد
table instrument وسیله رومیزی
table flap قسمتی از میزکه خوابانیده یابلند میشود
table water سفره اب زیر زمینی
table utility برنامه کمکی جدولی
table set وسیله رومیزی
table point جدول امتیازها
table of organization جدول سازمان
table of equipment جدول ساز و برگ
table of distribution جدول تقسیم اماد
table of distribution جدول توزیع
table of authorities جدول اولیا امور
table of allowance جدول سهمیه مجاز
table telephone تلفن رومیزی
table tomb گورصندوقی وتخت
table d'hote خوراک رسمی و روزانه مهمانخانه
computer table میزکامپیوتر
lay the table چیدن میز
truth table جدول ارزش [منطق] [ریاضی]
I'd like to reserve a table for 5. میخواهم برای 5 نفر یک میز رزرو کنم.
Could we have a table in the corner? آیا ممکن است میز ما در گوشه باشد؟
Could we have a table by the window? آیا ممکن است میز ما کنار پنجره باشد؟
Could we have a table on the terrace? آیا ممکن است میز ما روی تراس باشد؟
wait table <idiom> سرو کردن غذا
Lift up the table. سرمیز رابلند کن
trestle table میز سهپایه
table manners روشغذاخوردنفردی
the leg of the table پایه میز
table carpet فرش رومیزی [اینگونه فرش ها بصورت دایره یا بیضی بافته شده. نقوش قدیمی آن بیشتر از طرح مملوک و فرش های جدیدتر از طرح های قفقازی و ترکی بهره گرفته است.]
multiplication table جدول ضرب [ریاضی]
table beet چغندر
earth-table رج بنا
corbel-table [ردیف هایی از قوس های پیشکرده]
communion-table [میز چوبی در کلیساهای پروتستان]
basement-table [پی را روی زمین ساختن]
altar-table میز مقدس در کلیسا
pin-table صفحهمخصوصبازیpillowcasePinball
negotiating table جلسهایکهمخالفانتلاشدارندبهتوافقیدستیابند
vigenere table جدول رمز وی گنر
type table نوع جدول تیر
type table نوع جدول سازمان
turn table سینی گردش درسمت
turn table میز سمت
turn table میز چرخش
truth table جدول درستی جذول صحت
truth table روش بیان تابع منط ق به عنوان خروجی یک مجموعه ورودیهای ممکن
truth table در جبر بولی
truth table دو مقدار
virtual table جدول مجازی
where is my place at the table جای من در سر میز کجاست
league table جدوللیگ
dinner table میزغذاخوری
dining table میزغذاخوری
bargaining table جلسهمشترکبرایرفعاختلافاتکهها در بریتانیا استفادهمیشد
table mixer توپتنیسرویمیز
table extension صفحهانقراض
table cut تراشتختهای
printer table میزچاپگر
outer table تختهخارجی
feed table صفحهعلوفه
extending table میزبازشو
truth table جدول صحت
tilting table میز نوسان دار
function table جدول تابعی
earth table سنگ رگی
drip table میز چکانش
drilling table میز مته کاری
drawing table میز نقشه کشی
drain table میز قطران
deviation table جدول انحراف
deviation table جدول انحراف مغناطیسی
delivery table میز تحویل
decompression table جدول نشاندهنده زمان و محل لازم برای صعود ارام غواص
decision table جدول تصمیم گیری
decision table جدول تصمیم
decision table جدول تصمیمی
decimal table جدول تصمیمی
earth table رج بنا
embarkation table جدول بارگیری
frequency table جدول بسامد
fourfold table جدول چهارخانه
fly table میز تا شونده
firing table جدول تیراندازی
firing table جدول تیر
external table جدول برونی
expectancy table جدول انتظار
expansion table میز کشویی
expansion table میز کشابی
entrucking table جدول حرکات و بارگیری خودروهای باری ارتشی
end table عسلی
end table میزکوچک دم دستی
embarkation table جدول قابلیت بارگیری
data table جدول داده ها
multiplication table جدول ضرب
convertible table میزتاشو
water table سطح ایستای
coffee table میزپیشدستی
periodic table جدول تناوبی
periodic table جدول دورهای
table cloth رومیزی
table cloth سفره
multiplication table جدول بس شماری
table tennis پینگ پنگ
table tennis تنیس روی میز
table tennis بازی پینگ پنگ
dressing table میز اینه داروکشودار
water table سطح ابهای زیر زمین
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com