English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 32 (5 milliseconds)
English Persian
He usually drops by to see me . غالبا" می آید اینجا بدیدن من
Search result with all words
drops ژیگ
drops قطره
drops چکه
drops نقل
drops اب نبات
drops از قلم انداختن
drops افتادن چکیدن
drops رهاکردن
drops انداختن قطع مراوده
drops افت
drops سقوط
drops کم کردن
drops فرود
drops قطره سقوط کردن کم کنید
drops گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drops جاگذاشتن حریف
drops پشت سر گذاشتن حریف دو
drops بار
drops چکه سقوط
drops نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
drops یک تکه کثیفی که روی سطح دیسک یا نوراقراردارد و اجازه ضبط داده در آن محل نمیدهد
drops دستور برنامه ازکاربر یا خطایی که با عث توقف برنامه بدون اجازه ترسیم میشود
drops خطای نوار یا دیسکی که باید برای داده ذخیره شده مناسب به درستی مغناطیسی شود
drops محل یک ترمینال راه دور درشبکه فاصله میان بالا وپایین یک ورق از لوازم التحریر کامپیوتری
drops افت سقوط
acid drops اب نبات
acid drops یانقل ترش
Drop by drop . I n drops. قطره قطره
Eye ( ear , nose ) drops . قطره چشم ( گوش و بینی )
drops {pl} قطره والریان [داروسازی]
vaccine drops قطرات واکسن
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com