Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 24 (4 milliseconds)
English
Persian
He was transported with joy.
از شادی درپوست نمی گنجید
Search result with all words
transported
ترابری کردن
transported
بردن
transported
حمل کردن
transported
نقل وانتقال دادن
transported
نفی بلد کردن
transported
از خود بیخودشدن از جا در رفتن
transported
بارکش
transported
حمل ونقل
transported
وسیله نقلیه
transported
ترابری حامل
transported
حمل و نقل
transported
ترابری
transported
حمل ونقل کردن حمل کردن
transported
حمل
transported
نقل و انتقال
transported
بارکشی
transported
انتقال دادن
transported
لایه چهارم در مدل شبکه ISO/ OSI که حاوی اتصال و بررسی و کنترل های مط لوب کیفیت اتصالات است
transported
انتقال از یک مسیر به دیگری
he is transported with joy
ازفرط خوشی بی خودشده است
transported with anger
ازجادررفتن
She was transported with joy .
شادی تمام وجودش را فرا گرفت
To be transported with joy . To be over joyed . To throw up ones cap.
کلاه خود را بهوا ( به آسمان ) انداختن
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com