Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
High Gothic
[معماری سبک گوتیک در آلمان]
Other Matches
Gothic
وحشی
Gothic
وهمی
Gothic
زبان گوتیک سبک معماری گوتیک
Gothic
حروف سیاه قلم المانی
Gothic
سبک معماری گوتیک
gothic vault
طاق گوتیک
gothic vault
طاق گوتی
Gothic Revival
[سبک احیای گوتیک در انگلستان در قرن هجدهم و نوزدهم میلادی]
Gothic Survival
[ادامه عنصر سبک گوتیک]
Collegiate Gothic
[گوتیک غیرمذهبی در کالج کمبریج و آکسفورد در قرن نوزدهم میلادی]
Free Gothic
احیای سبک گوتیک
Gothic bond
آجرچینی گوتیک
Gothic cornic
[کتیبه های قرن هجدهم به سبک گوتیک]
gothic defence
دفاع گوتیک در بازی سه اسب شطرنج
gothic arch
طاق نوک تیز
Gothic Revival
[پله های کوتاهی که یکی از آن بالای دیگری قرار می گیرد.]
carpenter's Gothic
[تیرهای چوبی سقف]
flamboyant gothic
شیوه گوتیک شعله اسا
gothic arch
طاق مخروطی
high
وسیله با کیفیت بالا و مشخصات خوب
high
روش ذخیره سازی اطلاعات فایل که از DOS-MS FAT سریع تر و انعط اف پذیرتر است
high
زبان سطح بالا
high
وسیله گران یا با کارایی بالا
high
فضای حافظه بین کیلوبایت و مگابایت
high
تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
high
خیلی بزرگ
high
اولین کیلوبایت حافظه بالای مگابایت که توسط برنامه قابل استفاده است
you were then that high
ان وقت قد شما اینقدر بود انوقت به این قد بودید
high
رقمی با بزرگترین وزن در یک عدد
very high
ارتفاع خیلی بالا
about as high
تقریبا` همان اندازه بلند
on high
به اسمان
on high
در بالا
on high
در اسمان
high (1 9 to 36)
بلند
high-up
فردیباقدرتونفوذفراوان
high value
گران قیمت
high value
قیمتی
high
ت
high
زیاد
high
باصدای بلند
high
خشمگینانه
high
واچرخه
high
تند زیاد باصدای زیر
high
متکبرانه
high
خشن متکبر
high
وافر گران گزاف
high
فراز
high
بلند
high
مرتفع
high
عالی
high
جای مرتفع
high
بلند پایه
high
متعال رشید
high
بوگرفته
high
اندکی فاسد
high
سخت گران
high
ضربه نزدیک به میله اول بولینگ
high
عظیم
high
معادل وضعیت درست در منط ق یا 1
high
عملی که در آن افزودن رقم نقل به جمع کننده باعث رقم نقلی خروجی شود
high
بزرگ
high
بالا
high
برنامه ضروری و مهم که بیش از سایرین پردازش میشود
high
دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
high priest
کاهن اعظم
high resolution
وضوح بالا
high resistance
پر مقاومت
high storage
انباره بالا
high relief
نقش تمام برجسته
high proof
تند
high proof
برنده
high ranking
عالی رتبه
high relief
نقوش برجسته
high tender
مزایده
high temperature
دمای بالا
high proof
سنگین
high strung
کوک
high strung
عصبانی
high strung
بسیار حساس
high resistance
پرمقاومت
high road
شاهراه
high spin
پرچرخش
high speed
سریع السیر
high speed
با سرعت زیاد راندن با سرعت زیاد
high speed
دنده سریع
high spin
چرخش زیاد
high spin
پر اسپین
high spirited
جسور
high spirited
متکبر
high spirited
دارای روح خودسری وجسارت
high status
بلندپایه
high stick
بالا بردن غیرمجاز چوب
high sticking
بالابردن چوب و ضربه زدن به حریف
high souled
با همت
high souled
با جرات
high road
جاده عمده
high run
حداکثر امتیاز در یک دوربیلیارد
high sea
دریای ازاد دریای ازاد خارج از مرزکشور
high sea
دریای ازاد
high seas
دریای ازاد
high seas
ابهای بین المللی
high seas
دریاهای ازاد
high seas
دریاهای باز
high seasoned
پرادویه
high seasoned
خوش طعم پرچاشنی
high sticking
خطا با ضربه چوب لاکراس
high gear
دنده قوی خودرو
high hat
افاده کردن
high horse
مغرور
high horse
پر افاده
high hurdles
مسابقه کوتاه دو بامانع
high hurle
مانع بلند
high impedance
امپدانس بالا
high interest
بهره گران
high interest
بهره سنگین
high jack
دزدی هواپیما وسایروسائط نقلیه ومسافران ان
high jumper
پرنده پرش ارتفاع
high land
زمین کوهستانی
high light
نکات برجسته یا جالب
high light
تشکیل نکته روشن یاجالب دادن
high hat
متکبر وپر افاده اشرافی ماب
high hat
کلاه بلند
high gloss
پر جلاء
high grade
درجه اعلی
high grade
عالی
high grade
مرغوب
high grade
قوی
high grade
خیلی پیشرفته پرقدرت
high grown
بلند بالا
high grown
بلند قد
high grown
دارای سبزیکای یا درخت کاری بلند
high handed
امرانه
high handed
خودخواهانه
high handed
مکارانه
high lights
نکات مهم
high lights
موضوعات مهم مطالب مهم
high limit
حد نهایی
high polymer
بسپار بزرگ
high port
حالت دست فنگ
high port
حالت سخمه به جلو یا سخمه کوتاه
high potential
فشار قوی
high power
تفنگ شکاری بزرگ
high precison
دقت زیاد
high precison
دقت بالا
high pressure
دارای وزن وفشار زیاد پرفشار
high pressure
قوی
high pressure
فشار زیاد
high priced
گران بها
high priced
پر قیمت
high priced
پر بها
high polymer
بسپار سنگین
high pheasant
تیراندازی به هدفهای دوگانه از برج 09 متری در انگلستان
high line
پل رابط اصلی
high line
پل طنابی نقل مکان بین ناوها
high mind
با مناعت دارای احساسات بلند
high minded
بامناعت
high minded
بزرگ منش
high minded
مغرور
high money
پول گران
high moral
روحیه عالی
high moral
روحیه قوی
high oblique
عکس هوایی موربی که ازارتفاع زیاد گرفته شده و افق فاهری عکس در ان مشاهده میشود
high octane
دارای اکتان زیاد مانند بنزین سوپر
high order
رتبه بالا
high pass
پاس بلند
high priest
کشیش اعظم
high tender
به مزایده گذاشتن
high-class
مرغوب
high-powered
مرکب از اشخاص بلندپایه و قدرتمند
high-rise
ساختمان چندین اشکوبه
high-rise
ساختمان بلند
high-rise
وابسته به ساختمان چند اشکوبه
high card
کارتبالا
high altar
مهمترینمحرابکلیسا
high and mighty
ازخودراضی - ازخودمتشکر
High Commission
کنسولگری - دفتریکهبهاعضایعالیرتبهخودجاومکانمیدهد
High Court
دادگاهویژهجرائممهم
high heels
کفشپاشنهبلند
high point
نقطهاوج
high-powered
توانمند
high-powered
پر توان
high-class
درجه یک
high-pitched
زیر
high-pitched
متعال
high-pitched
والا
high-pitched
ارجمند
high-pitched
هیجان زده
high-pitched
شوریده
high-pitched
بسیار شیبدار
high-pitched
میان فراز
high-powered
پر نیرو
high-powered
پر زور
high season
فصلتوریست
high spot
جذابترین لذتبخشترین
(be in) high spirits
<idiom>
پر انرژی بودن
high time
<idiom>
زمان قبل از اینکه کاری بیش ازآن انجام شده
off one's high horse
<idiom>
تحقیرآمیز و مغرورانه عمل نکردن
on one's high horse
<idiom>
مغرور
riding high
<idiom>
جالب توجه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com