Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
I havent heard of her for a long time.
مدتها است از او خبری ندارم
Other Matches
I havent seen you for a long time.
مدتها است که شما را ندیده ام
long-time
دیرین
long-time
دراز مدت
I havent had a morself of food since Monday. I havent touched food since Monday .
از دوشنبه لب به غذانزده ام
He is a long time coming.
او
[مرد]
خیلی طولش می دهد
[دیر می کند]
.
to be a long time in the coming
خیلی طولش میدهد تا بیاید
[برسد]
Hi stranger!Long time no see!
چه عجب ( که شمارادیدیم ) !
They have had their differences for a long time .
مدنتهااست با هم اختلاف دارند
He held me up
[slowed me down]
for a long time.
او
[مرد]
من را خیلی معطل کرد.
We havent seen him for ages.
سالهاست اورا ندیده ایم
We havent got the slightest chance . We are left out .
کلاهمان پ؟ معرکه است
I havent had a bit sine morning .
از صبح تاحالایک لقمه دهانم نگذاشتم ( چیزی نخورده ام )
i have heard it of old
از قبل این سخن را شنیده ام
heard
شنید
i heard him
او را شنیدم شنیدم گله میکرد
i heard him
شکایت
heard
گوش داد
heard
شنفت گوش کرد
heard
استماع کرد خبرداشت
neat heard
گاوبان
I listend but heard nothing .
گوش دادم ولی چیزی نشنیدم
neat heard
گاو چران
As soon as a shot was heard …
تا صدای تیر شنیده شد …
I heard it through the grapevine.
افرادی به طورغیر رسمی به من آگاهی دادند.
i heard it go pop
شنیدم که تپ صدا کرد
I heard through the grapevine that ...
<idiom>
من به طور غیر رسمی مطلع شدم که ...
[اصطلاح]
I heard a sound .
صدائی به گوشم خورد( رسید )
i heard the bell ring
زنگ را شنیدم که صدا کرد صدای زنگ را شنیدم
Dont be long. Step on it . Dont take long over it . Get a move on.
طولش نده (زود باش )
I'll let you know when the time comes ( in due time ) .
وقتش که شد خبر میکنم
long little
پاینده باد
long off
موضع گرفتن در جلو توپزن ودور از او در یک طرف
how long since is it?
چندوقت است
long little
زنده باد
long for
اشتیاق چیزی را داشتن ارزوی چیزی را داشتن
long
مدت زیاد
I've known her at least as long as you have.
آشنایی من با او
[زن]
کمک کمش به اندازه مدت آشنایی تو با او
[زن]
است.
it will not take long
طولی
long course
استخر 05 متر
long on
موضه گرفتن در جلو توپزن ودور از او در طرف دیگر
long-
مدت زیاد
long-
دراز
long-
طولانی طویل
long-
مدید
long-
کشیده
long-
دیر گذشته ازوقت
long-
:اشتیاق داشتن
long-
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long-
مناسب بودن
long-
طی مسافت زیاد توپ
long-
توپ بلند به اوت
long-
بلند
long-
طولانی
long a go
مدت زیادی پیش
long a go
مدتی پیش
long a
مدتهاپس ازان
as long as
بمدت طولانی
as long as
ازوقتی که
as long as
از زمانیکه
get a long with you
بروپی کارت
go long
تلاش درپاس طولانی بجلو
how long
تاکی تاچه وقت چقدر
at long last
بالاخره
how long since is it?
چند وقت پیش بوده است
at long last
اخرالامر
before long
بهمین زودی
as long as
<idiom>
به شرط اینکه ،به این شرط که
come a long way
<idiom>
برنامه بزرگی ریختن
as long as
تا زمانیکه بمقدار زیاد
long a
مدت مدیدی بعد
To wish (long) for something.
آرزوی چیزی را کردن (داشتن )
See you again . So long.
به امید دیدار
at long last
عاقبت
How long will it take?
چقدر طول می کشد؟
it will not take long
مدت زیادی نمیخواهد
it will not take long
نخواهدکشید
for long
مدت زیادی
to say so long to somebody
با کسی خداحافظی کردن
for long
خیلی
before long
بزودی
long
دراز
as long as
بشرطی که
so long as
تاوقتی که
so long
بامیددیدار
so long
خدا حافظ
very long
برد خیلی زیاد
very long
شعاع عمل زیاد
not long a go
همین تازگی ها
not long a go
چندی پیش
not long a
مدتی نگذشته است
not long a
چندوقت پیش
so long as
مادامی که بشرطی که
long
توپ بلند به اوت
long
مدید
long
مناسب بودن
long
طولانی طویل
long
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long
کشیده
long
دیر گذشته ازوقت
long
طی مسافت زیاد توپ
long
:اشتیاق داشتن
long
طولانی
long
بلند
it is a long custom
رسم دیرینه است
Once in a while. At long intervals.
دیر به دیر
long-running
آنچهمدتهادرحالاجراباشد
long residue
پسماندهتولیدشده
long residue
باقیمانده
long peroneal
ماهیچهیبلندخارجساقپا
long palmar
ماهیچهیکفدستیبلند
year-long
یک ساله
long-drawn-out
بیش از اندازهی طولانی
long live
پاینده باد
I had a long talk with him.
با ایشان مفصلا" صحبت کردم
year-long
به مدت یک سال
long adductor
ماهیچهبلندکشالهران
long-standing
دیرین
long-standing
از مدتها پیش
long-standing
از دیرگاه
year-long
یک سال
With a long face .
با سبیل آویزان ( ناموفق وسر خورده )
He did not live long enough to …
آنقدر عمر نکرد که ...
long windedness
پرگویی
long windedness
روده درازی
long ton
تن بزرگ
long tom
درخت الواراسترالیایی
long tom
تغار یا فرف مخصوص طلاشویی
long ago
مدتی پیش
long ago
مدت زیادی پیش
long ball
پرتاب از دور به دروازه
long bill
نوک دراز
long billed
نوک دراز
long billed
درازنوک
long boat
کرجی بزرگ
long boat
بزرگترین کرجی که وابسته بکشتی بازرگانی است
long ton
تن بزرگ معادل با 6101کیلوگرم
I will not detain you long.
خیلی وقتتان را نمی گیرم.
long wind
طاقت زیاد دویدن
We have a long journey before us .
مسافرت طولانی در پیش داریم
long wind
دراز نفسی
long tongue
پر حرفی
long tongue
وراجی
long-lost
کسیکهمدتهایمدیدیاسترویتنشدهاست
long-lasting
طولانیمدت
long-awaited
زمانانتظار
life long
برابر با یک عمر
life long
شریک عمر مادام العمری
long vacation
تعطیلاتتابستانی
long bone
استخوانهای دراز
second long period
تناوب بزرگ دوم
ere long
بزودی
ere long
قریبا
In the long run right will out.
<proverb>
یق بالاخره آشکار مى شود .
in the long run
<idiom>
آینده دور،درآخر
first long period
تناوب بزرگ اول
over the long run
<idiom>
درآخر
long shot
<idiom>
شرط بندی روی چیزی که بنظر میآید ناموفق باشد
long haul
<idiom>
مدت درازی بین کاری که ادامه داد
long haul
<idiom>
مسافت دراز یا سفرکردن
How long will you be staying?
چه مدت میخواهید بمانید؟
What's taking so long?
چرا اینقدر طول میکشد؟
How long does the crossing take?
چه مدت این مسافرت دریایی طول می کشد؟
third long period
تناوب بزرگ مرتبه سوم
the long robe
پیشه قضائی
the long robe
لباس قضائی
the long and the short of it
<idiom>
نتیجه کلی
the long and the short of it
<idiom>
آنچه گفتنی است
take long views
دوراندیش بودن
How long can I park here?
چه مدت می توانم اینجا پارک کنم؟
How long does it take by car?
با اتومبیل چقدر طول می کشد؟
How long does it take on foot?
پیاده چقدر طول می کشد؟
long face
<idiom>
افسرده وغمگین
long shunt
شنت دراز
to draw the long
اغراق گفتن
of long continvance
ماندگار
of long continvance
دیرپای
not long ago
چندی پیش
not long ago
اخیرا
With a long face .
با لب ؟ لوچه آویزان ( اشاره به ناکامی وعدم موفقیت )
in the long run
سرانجام
in the long run
عاقبت
in the long run
اخرکار
night long
از سر شب تا بامداد
of long duration
دیرپای
of long duration
مدید
of long standing
طولانی
to pound a long
کوبیدن و رفتن
all day long
<idiom>
تمام روز
half long
حد فاصل بین جمله طویل وجمله کوتاه
to pound a long
سنگین رفتن
How long were you away from Iran ?
چه مدت درایران نبودید ؟
to take long views
دور اندیشی کردن
how long is the rope
درازی طناب چقدر است طناب چند متر است
long measure
مقیاس طول
of long standing
بادوام
long-drawn-out
دور و دراز
long bone
که شامل یک قسمت استوانهای و دو قسمت برجسته در انتها میباشند
long nose
انبر دم باریک
long range
دراز مدت
long range
مربوط به اینده دور
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com