English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 17 (3 milliseconds)
English Persian
I listend but heard nothing . گوش دادم ولی چیزی نشنیدم
Other Matches
heard شنید
i heard him او را شنیدم شنیدم گله میکرد
i heard him شکایت
i have heard it of old از قبل این سخن را شنیده ام
heard استماع کرد خبرداشت
heard شنفت گوش کرد
heard گوش داد
I heard it through the grapevine. افرادی به طورغیر رسمی به من آگاهی دادند.
I heard through the grapevine that ... <idiom> من به طور غیر رسمی مطلع شدم که ... [اصطلاح]
I heard a sound . صدائی به گوشم خورد( رسید )
As soon as a shot was heard … تا صدای تیر شنیده شد …
neat heard گاوبان
neat heard گاو چران
i heard it go pop شنیدم که تپ صدا کرد
i heard the bell ring زنگ را شنیدم که صدا کرد صدای زنگ را شنیدم
I havent heard of her for a long time. مدتها است از او خبری ندارم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com