English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 136 (7 milliseconds)
English Persian
It's Lombard Street to a China orange. <idiom> بطور قطع [حتما] اتفاق می افتد.
It's Lombard Street to a China orange. <idiom> کاملا مسلم وقطعی است.
Other Matches
lombard street خیا بان صرافان و بانک دارهادر شهر لندن
china orange نارنگی
China denies militarizing South China Sea. چین را تکذیب نظامی جنوب دریای چین است.
Lombard style سبک لومبارد
china فروف چینی
china چینی
china کشورچین
orange پرتقالی
orange مرکبات نارنجی
orange پرتقال
orange نارنج
zedoary of china زدوار ختایی
china proper چین خاص
china rhubard ریوند چینی
china root چوب چینی
china rose خطمی مجلسی
bone china چینی فراتاب و فریف که از رس سفید و خاکستر استخوان درست شده است
vitreous china چینی لعابدار
indo china هند و چین
china man اهل چین
china crape کرپ دوشین
china tree شالسنجان
china tree زیتون تلخ
China Sea دریایچین
china aster گل رعنا زیبا
china aster مینافرنگی
china clay خاک چینی
China tea چاییسبز
china clay کائولن
I'd like some orange juice. من آب پرتقال میخواهم.
orange forces علامت نیروهای دشمن درتمرینات جنگی
orange juice آب پرتقال
orange blossom تزئینکنندهعروسی
orange flower بهار نارنج
orange peel پوست یا خلال نارنج
sour orange نارنج
orange pekoe چای زرین اعلی
orange pekoe چای زرین
sour orange درخت نارنج
mock orange یاس شیروانی
mock orange یاس درختی
methyl orange نارنجی متیل
orange flower گل نارنج یاپرتغال
Orange Book مجموعه استانداردهای Philips که قالب ROM-CD قابل ضبط را بیان میکند
To squeeze an orange . پرتقال را فشردن
mandarin orange نارنگی [گیاه شناسی]
glove orange نارنگی [گیاه شناسی]
bull in a china shop <idiom> کسی که همه چیزرا به هم میریزد
He gulped down the orange juice . آب پرتقال رایکباره سر کشید
orange flower water عرق بهار نارنج
essential oil of orange flower عطر بهار نارنج
China has signalled [its] readiness to resume talks. چین آمادگی [خود را ] برای از سرگیری مذاکرات نشان داد.
street value پولیکهبابتدریافتموادمیشود
street خیابانی جاده
through street راه ترانزیت
street خیابان
street مسیر
street راه
It's one-way street. آن خیابان یک طرفه است.
by street کوچه پرت
an off street کوچه فرعی
up the street بالای خیابان
street کوی
street کوچه
man in the street <idiom> مردم عادی یا متوسط
Fleet Street جراید لندن
high street خیاباناصلیشهر
Fleet Street خیابان فلیت
street light تیرچراغبرقخیابان
street bet شرطخیابانی
Fleet Street مطبوعات
street credibility داراینقطهنظراتمشترک موردقبولعام
At the end of the street. درته خیابان
street traffic ترافیک [جاده]
street traffic رفت و آمد [مثال در جاده یا خیابان]
to veer off the street از جاده منحرف شدن [ترا فیک]
on easy street <idiom> در ناز و نعمت
on easy street <idiom> در رفاه
in queer street درسختی یاتنگی
Do you have a street map? آیا نقشه خیابانها را دارید؟
on easy street <idiom> پول کافی برای زندگی راحت داشتن
The store across the street. فروشگاه آنطرف خیابان
This way please. store across the street. بفرمائید از این طرف
Where does this street lead on to ? این خیابان یکجا می خورد ؟
Downing Street نخست وزیر
grub street شاعرخانه
street car تراموای
street crossing تقاطع
street crossing چهارراه
street gauge الگوی سطح راه
street gutter جوی
street gutter ابرو
street gutter نهر کنار خیابان و راه
street hockey نوعی هاکی در زمین یا کوچه بدون کفش اسکیت
street car راه اهن شهری
street betting جرم قمار و شرط بندی درمعابر عمومی
street arab بچه ولگرد
grub street اشغال گذرنویسندگان
Wall Street مرکز بانکها و سرمایه داران نیویورک
in queer street درمضیقه گرفتاربدهی
in queer street دچار رسوایی
man in the street فرد معمولی
man in the street ادم متعارفی
stop street خیابان فرعی
street arab بچه کوچه گرد
street inlet دریچه ورود فاضلاب سطحی
street lighting روشنایی خیابان
street orderly جانورلاشه خور
street orderly سپوری کردن
street railway خطوط تراموا
tolay street on تاکید کردن
tolay street on اهمیت دادن
street virus ویروس معمولی
the open of a street دهنه خیابان
to get the key of the street جای شب ماندن نداشتن
street orderly مامورتنظیف ماموراحتساب
tolay street on باتکیه تلفظ کردن
to get the key of the street بی خانه بودن
street lightning روشنی راه و خیابان
Downing Street دولت انگلیس
Downing Street خیابان داونینگ
street offences جرائم خیابانی
street offences اعمالی که هر گاه در خیابان صورت پذیرد جرم است
street orderly سپور
band street writer یک برنامه پردازش کلمه که توسط شرکت BUNDSOFTWARE BROADER ساخته شده است
to pave the street with stone خیابان را سنگ فرش کردن
on Carey Street [British E] <adj.> ورشکسته
What does Main Street think of this policy? بازاریها و خانواده های متوسط چه نظری در باره این سیاستمداری دارند؟
i walked a cross the street از این سر خیابان قدم زدم به ان سر
I was standing at the street corner . درگوشه خیابان ایستاده بودم
Main Street [American English] کسب و کار و خانواده های متوسط در اجتماعی به عنوان یک گروه
The cab neared [approached] 20th Street. تاکسی به خیابان بیستم نزدیک شد.
He is on easy street . He is in clover. His bread is buttered on both sides . نانش توی روغن است
up one's street [British English] , down one's alley [American English] مناسب ذوق وسلیقه [مهارت درچیزی ]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com