Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 122 (7 milliseconds)
English
Persian
It is murder driving on this freeway ( motorway , highway ) .
رانندگی دراین بزرگراه کشنده است
Other Matches
The minister cut the tape to open a new motory( highway , freeway ) .
وزیر با قطع نوار سه رنگ بزرگراه جدید را افتتاح کرد
freeway
شاهراه
freeway
شاهراهی که از حق راهداری معاف است
freeway
بزرگراه
motorway
شاهراه
Is there a motorway?
آیا اتوبان است؟
motorway
راه ماشین رو
motorway
اتوراه
motorway number
شمارهشاهراه
ring motorway
شاهراهحلقوی
murder
کشتن
murder
به قتل رساندن
murder
قتل عمد
murder
ادمکشی
get away with murder
<idiom>
انجام کاری خیلی بد بدون انتظار تنبیه را داشتن
the murder is out
پرده از روی کار برداشته شد
self murder
خود کشی
murder
قتل عمدی
murder
کشتن بقتل رساندن
murder will out
خون نا حق پنهان نمینماند
murder
کشتار
murder
قتل
conspiracy to murder
توط ئه برای قتل عمد
attempted murder
قتل ناتمام
to commit murder
قتل کردن
to commit murder
خون ناحق ریختن
incite to murder
اغوا کردن برای قتل عمد
wilfull murder
قتل عمدی
attempted murder
شروع به قتل عمد
his friend's murder
قتل دوست او
to be an accessory to murder
شریک در قتل بودن
wilful murder
قتل عمدی
attempting to commit murder
شروع کردن به قتل عمد
highway
چندرشتهای اتوبان
highway
شینه جامع
highway
شارع عام
highway
شاه راه
highway
راه
highway
بزرگراه
highway
اتصالات فیزیکی که داده آدرس را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه و وسایل جانبی منتقل میکند
highway
باس ای که سیگنالهای داده را به صورت موازی بین واحد پردازش مرکزی و حافظه و وسایل خارجی منتقل میکند
highway
خط ارتباطی تشکیل شده از چندین سیم که بخشهای مختلف سیستم سخت افزاری کامپیوتر را بهم وصل میکند و روی آن ارسال و دریافت داده با مدارهای مختلف درون سیستم انجام میشود
highway
چند راهه
highway
شاهراه
highway engineering
تکنیک جاده سازی
highway robbery
قطع الطریق
highway robber
راهزن
highway engineering
مهندسی جاده سازی
highway bridge
راپل
highway dispatch
مقررات و قوانین عبور ومرور در شاهراهها
highway robber
قاطع الطریق
highway robbery
راهزنی
national highway
شاهراه
Highway Code
کد شاهراه
highway robbery
<idiom>
قیمت خیلی بالا
national highway
راه اصلی
This is plain highway robbery .
این که اسمش لخت کردن است ( پول زیادی گرفتن )
divided highway
[American E]
شاهراه چند خطی
[جاده رفت کاملا سوا از جاده آمد است]
highway user tax
مالیات حق عبور
peripheral highway
[American E]
شاهراه پیرامونی
driving
کوبش
driving
راننده
driving
سواری
driving
موثر رانندگی
driving
محرک
driving
بردن مسابقه در نتیجه فشارزیاد سوارکار
driving axle
اکسل گرداننده
There is nothing to be afraid of in driving.
رانندگی که ترس ندارد.
driving bit
هویزه میلههای اسب
driving glove
دستکشرانندگی
driving school
آموزشگاهرانندگی
driving axle
محور رانش
driving propeller
پروانهحرکت
driving turbine
توربینگرداننده
driving belt
تسمه گرداننده
driving wheels
چرخهایکمکیعقب
driving axle
محور گرداننده
driving motor
موتور محرک
Here is my driving licence.
بفرمائید، این گواهینامه من.
driving lane
یک خط جاده برای یک مسیر
You're driving me mad!
تو من را واقعا دیوانه می کنی!
[اصطلاح روزمره]
driving licence
گواهینامه رانندگی
driving licences
گواهینامه رانندگی
driving resistance
تاب کوبش
driving licenses
گواهینامه رانندگی
driving experience
تجربه رانندگی
driving flange
فلانژ گرداننده
driving flange
لبه گرداننده
driving clutch
کلاج محرکه
driving resistance
مقاومت کوبش
driving rod
میله فنر ارتجاع
drunken driving
رانندگی در حال مستی
driving wheel
چرخ گرداننده
driving wheel
چرخ محرک
driving torque
گشتاور پیچشی گرداننده
driving spring
فنر حرکت دهنده
driving spring
فنر ارتجاع
driving spindle
هرزگرد محرک
driving sleeve
مهره ماسوره
driving sleeve
استوانه گرداننده
driving rod
میله حرکت دهنده
driving rod
میله گرداننده
driving range
علامت تعیین کننده فاصله ها
driving member
عضو محرک
driving gear
چرخ دنده محرک
driving iron
نام قدیمی چوب شماره 1 گلف
driving mechanism
مکانیزم رانش
driving force
نیروی محرک
driving mirror
اینه اتومبیل
driving mirror
اینه عقب اتومبیل
driving pinion
چرخ دندانه پی نیون گرداننده
driving power
قدرت محرکه
driving force
نیروی محرکه
driving pulley
قرقره محرکه
pile driving
شمعکوبی کردن
grid driving power
توان کنترل شبکه
pile driving appartus
ماشین شمعکوبی
bolt driving gun
اچار رینگی
back driving axle
محور گرداننده عقب
cell phone users while driving
کاربران تلفن همراه درحال رانندگی
Here ist my driving licence card.
بفرمائید این گواهینامه رانندگی من است.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com