English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
NAND function مدار الکترونیکی که دارای تابع NAND است
NAND function تابع منط قی که خروجی آن وقتی نادرست است که تمام ورودی ها درست باشند و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
Other Matches
nand نقیض "و"
nand نقیض و
nand نفی ضرب منطقی
nand ناو
nand element عنصر نقیض و
nand gate دریچه نقیض و
nand gate دریچه ناو
nand operator عملگر نقیض و
nand operation عمل نقیض و
NOT function معادل تابع NAND
NOT function تابع معکوس منط قی که وقتی ورودی نادرست باشد خروجی درست خواهد بود
function چاپ کدهایی که یک عمل را کنترل می کنند و نه صرفا نمایش یک حرف
OR function پیاده سازی الکترونیکی تابع OR
function فرمول ریاضی که یک نتیجه در آن بستگی به اعداد دیگری دارد
function مجموعهای از دستورات برنامه کامپیوتری در برنامه اصلی که کار خاصی را انجام می دهند
function مشخصه مخصوصی در کامپیوتر یا پردازنده لغت
OR function تابع منط قی که وقتی خروجی درست میدهد که یک ورودی درست باشد
function انجام عمل به درستی
NOT function مدار الکترونیکی یا قطعه که تابع NOT را انجام میدهد
NOR function = تابع منط قی که خروجی آن وقتی نادرست است که ورودی درست باشند
function تابع [ریاضی]
even function تابع زوج
to function as something به کار رفتن به عنوان چیزی
zero of a function ریشه تابع [ریاضی]
zero of a function صفر یک تابع [ریاضی]
neither nor function تابع منط قی که خروجی آن نادرست است اگر ورودی درست باشد
NOR function = مدار الکترونیکی یا قطعهای که تابع NOR را انجام میدهد
function لیستی که رابط ه بین دو مجموعه دستورات یا داده را بیان میکند
function تابع
function عمل
function نقش
function دستورالعمل
function ایین رسمی
function وفیفه داشتن
function کارکرد
function وفیفه
function کار
function کارویژه
function پیشه
function مقام
function ماموریت عمل
function ایفاء
function عمل کردن کارکردن
function خاصیت وجودی
function کار کردن
function دستور برنامه که اجرا را به یک تابع از پیش تعیین شده می برد یا به یک مجموعه دسورات مرتب نامدار
function طرزکار تابع
function کد دسوردهی به کامپیوتر که در آن تابع یا شاخهای از برنامه دنبال میشود
function سیستم برنامه نویسی که در آن توابع مختلف نام یکسان دارند ولی متفاوتند چون روی نوع دادههای مختلف اجرا می شوند
function کارایی
function وفیفه عمل کردن
function فعالیت
function مجموعه توابع که توسط یک برنامه قابل استفاده اند
stress function تابع تنش
step function تابع پلکانی
state function تابع حالت
standard function تابع استاندارد
switching function تابع راه گزین
utility function تابع کاربردی
utility function تابع مفید
trigonometric function تابع مثلثاتی
trial function تابع ازمایشی
transformation function تابع تبدیل
transfer function تابع انتقال
supply function تابع عرضه
total function تابع کامل
threshold function تابع استانهای
temperature function تابع دما
tax function تابع مالیات
tact function کارکرد نامیدن
sine function تابع سینوسی
sheffer function تابع شفر
sediment function تابع بده مواد جامع
probability function تابع احتمال
preference function تابع ترجیح
preference function تابع رجحان
polynomial function تابع چند جملهای
step function تابع پلهای
propositional function امر حسی
propositional function وفیفه حسی
proper function مشخصه تابع
proper function ویژه تابع
predefined function تابع از پیش تعریف شده
power function تابع قدرت
power function تابع توانی
secondary function کارکرد ثانوی
saving function صورت مقدار پس انداز درامدشخص
saving function تابع پس انداز
revenue function تابع درامد
recursive function تابع بازگشتی
real function تابع حقیقی
quadratic function تابع درجه دوم
power function تابع توان
power function این تابع در حقیقت چگونگی کارائی ازمون فرضهای اماری رابررسی مینماید
production function تابع تولید
wave function تابع موجی
smooth function تابع همواری [ریاضی]
frequency function تابع تکرار [ریاضی]
inverse function تابع معکوس [ریاضی]
inverse function تابع وارون [ریاضی]
continuity of a function پیوستگی تابعی [ریاضی]
argument [of a function] متغیر مستقل تابعی [ریاضی]
work function تابع کار
root of a function صفر یک تابع [ریاضی]
argument [of a function] متغیر مستقل [ریاضی]
injective function تزریق
generalized function تابع تعمیم یافته [ریاضی]
generalized function توزیع [ریاضی]
arithmetical function تابع حسابی [ریاضی]
arithmetic function تابع حسابی [ریاضی]
holomorphic function تابع هولومورفیک [ریاضی]
root of a function ریشه تابع [ریاضی]
continuous function تابع پیوسته [ریاضی]
linear function نگاشت خطی [ریاضی]
function selectors عاملانتخابکننده
function selector انتخابگرکارآمد
function keys کلیدهایانجام وفایف
function keys کلیدهاتابع
function display نمایشگرتابع
function button دکمهردیاب
work function انرژی ازاد در ترمودینامیک
work function انرژی خروج
well defined function تابع خوش تعریف
well behaved function تابع خوشرفتار
domain of a function دامنه یک تابع [ریاضی]
differentiable function تابع مشتق پذیر [ریاضی]
transcendental function تابع غیرجبری [ریاضی]
absolute value function تابع قدر مطلق [ریاضی]
sine function تابع سینوس [ریاضی]
cosine function تابع کسینوس [ریاضی]
trigonometric function تابع های مثلثاتی [ریاضی]
weight function تابع وزنی
impluse function تابع ضربهای
function invocation احضار تابع
function generator مولد تابع
function generator تابع زا
function codes کدهای کار
function code کد تابع
function code رمز وفیفه نما
frequency function تابع بسامد
external function تابع برونی
exponential function تابع نمایی
exponential function تابع نمائی
elementary function تابع ابتدایی
function key کلید وفیفهای
function key یچی که برای کار خاص یا ترتیبی از دستورالعمل ها انتساب داده شده بود
implicit function معادله چیزی که حل ان مستلزم حل یک یا چند معادله دیگر باشد
impedance function تابع امپدانس
hyperbolic function تابع هذلولی
hamiltonian function تابع هامیلتونی
hamiltonian function تابع هامیلتون
gibbs function تابع گیبس
generating function تابع زاینده
generating function تابع مولد
function word کلمه دستوری
function types سنخهای کارکردی
function table جدول تابعی
function subprogram ریزبرنامهای که مقدارمنفردی را برمی گرداند
function key کلید عملیاتی کلید تابعی
ego function کارکرد خود
distribution function تابع توزیع
discriminant function تابع تشخیص
characteristic function ویژه تابع
characteristic function تابع مشخصه
built in function تابع توکار
boolean function تابع بولی
approximation function تابع تقریب
approximating function تابع تقریب
analytical function تابع تحلیلی
allocation function تابع تخصیص
aggregate function عمل جمعی
Ackerman's function تابع بازگشتی برای بررسی توانایی کامپیوتر برای اجرای بازگشت
acid function یون هیدروژن
characteristic function مشخصه تابع
coincidence function پردازش دو یا چند سیگلنال ورودی و خروجی آنها تابع AND آنها باشند
coincidence function دروازه منط قی که تابع AND منط قی روی سیگنالهای الکتریکی ایجاد میکند
discontinuous function تابع ناپیوسته
density function تابع چگالی
demand function تابع تقاضا
defined function تابع تعریف شده
decreasing function تابع نزولی
decimal function کسر اعشاری
decimal function کسردهدهی
cost function تابع هزینه
control function تابع کنترلی
continuous function تابع پیوسته
consumption function تابع مصرف
computable function تابع محاسبه پذیر
coincidence function تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی درست باشد
acid function عامل اسیدی
partition function تابع تقسیم
minimal function تابع کمین
mental function کارکرد ذهنی
mand function کارکرد خواستاری
lookup function عمل مراجعه
nonlinear function تابع غیر خطی
logical function تابع منطقی
logic function تابع منطقی
logarithmic function تابع لگاریتمی
localization of function موضع یابی کارکرد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com