English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 157 (8 milliseconds)
English Persian
Napier's constant عدد نپر [ریاضی]
Napier's constant عدد [ ایی ] [حرف لاتین] [ریاضی]
Other Matches
napier diagram deviation of curve
constant ROM-DC که با سرعت مشخصی می چرخد اندازه هر یک از فریمهای داده روی دیسک برای بدست آوردن یک داده با قاعده برای خارج شدن یک فریم در ثانیه تغییر میکند
constant سرویس انتقال داده که بخشی از ATM است و برای تضمین نرخهای مشخص ارسال داده روی شبکه حتی شبکههای شلوغ است
constant فیلد داده که همواره همان تعداد حروف را دارد
constant کد نمایش حروف که حاوی یک عدد ثابت دودویی در هر طول کلمه است
constant فن آوری دیسک که در آن دیسک با سرعتهای مختلف طبق شیار می چرخد
constant دادهای که مقدارش ثابت است
constant آنچه تغییر نمیکند
constant پایا
constant همیشگی
constant پایدار
constant ثابت قدم
constant باثبات استوار
constant وفادار
constant دائمی
constant ثابت
constant عدد ثابت
constant مقدار ثابت
constant ثابت دایمی
constant مداوم
instability constant ثابت ناپایداری
inertia constant ثابت اینرسی
hubble constant ثابت هابل
ionization constant ثابت یون
lattice constant ثابت شبکه
madelung constant ثابت مادلونگ
magnetic constant پرمئابیلیته ی در خلاء
magnetic constant ثابت مغناطیسی
multiplying constant مضرب ثابت
newton constant ثابت نیوتون
numeric constant ثابت عددی
overall formation constant ثابت تشکیل کلی
gravitational constant ثابت جاذبه
gravitational constant ثابت گرانش
dissociation constant ثابت تفکیک
ebullioscopy constant ثابت غلیان نمایی
electric constant ثابت الکتریکی
equilibrium constant ثابت تعادل
field constant ثابت میدان
figurative constant ثابت تلویحی
force constant ثابت نیرو
formation constant ثابت تشکیل
frequency constant ثابت فرکانس
gas constant ثابت گازها
gas constant ثابت گاز
disintegration constant ثابت تلاشی
physical constant ثابتهای فیزیکی
planck's constant ثابت پلانک
velocity constant ثابت سرعت
velocity constant ضریب سرعت
weiss constant ثابت وایس
A constant guest is never welcome . <proverb> به همیشه میهمان خوشامد گفته نمى شود .
Constant of integration ثابت انتگرال گیری [ریاضی]
physical constant ثابت فیزیکی [فیزیک]
time constant ثابت زمانی
stefan's constant ثابت استفان
stability constant ثابت پایداری
planck's constant کوانتوم کنش
propagation constant ثابت انتشار
proportionality constant ثابت تناسب
rate constant ثابت سرعت
real constant ثابت حقیقی
rydberg constant ثابت ریدبرگ
screening constant ثابت پوشش
shielding constant ثابت حفافتی
solar constant ثابت خورشیدی
spring constant ضریب فنریت
attenuation constant ثابت تضعیف
constant factors عوامل ثابت
constant luminance روشنایی ثابت
constant of motion ثابت حرکت
constant of the cone زاویه کجی مخروق نقشه برداری لامبر ضریب مخروط لامبر
constant potential اختلاف پتانسیل ثابت
constant power توان ثابت
constant power توان دائمی
constant pressure فشار ثابت
constant return بازده ثابت
constant error خطای ثابت
constant current جریان مستقیم جریان ثابت باطری
boltzmann constant ثابت بولتزمان
boltzmann constant ثابت بولتزمن
calibration constant ثابت درجه بندی
absorption constant ضریب جذب
constant capital سرمایه ثابت
constant cost قیمت ثابت
constant cost هزینه ثابت معادل cost fixed
constant current شدت ثابت
constant current جریان دائم
constant speed سرعت ثابت
cosmological constant ثابت کیهان شناختی
coupling constant ثابت جفت شدن
cryoscopic constant ثابت انجماد سنجی
constant voltage فشار الکتریکی ثابت
curie constant ثابت کوری
constant voltage ولتاژ ثابت
decay constant ثابت تباهی
dielectric constant ثابت دی الکتریک
declination constant زاویه انحراف دستگاه انحراف دستگاه
solubility product constant ثابت حاصلضرب انحلال پذیری
thermodynamic equilibruim constant ثابت تعادل ترمودینامیکی
stepwise formation constant ثابت تشکیل مرحلهای
constant current distribution توزیع با شدت ثابت
constant current generator مولد با امپر ثابت
constant current motor موتور با امپر ثابت
specific rate constant ثابت ویژه سرعت
solubility product constant ثابت حاصلضرب انحلال
constant current charge شارژ با جریان ثابت
constant helm plan نقشه زیگزاگ
constant voltage charge شارژ با ولتاژ ثابت
capacitive time constant ثابت زمانی فرفیت
constant amperage regulation تنظیم با امپر ثابت
constant current regulator تنظیم با امپر ثابت
near-constant state of flux تغییر همیشگی
to be exposed to a constant stream of something در معرض چیزی به طور مداوم بودن [بدون اینکه مستقیمآ به آن چیز توجه شود]
A steadfast (constant) friend. دوست ثابت وپابر جا
constant cost industry صنعت هزینههای ثابت
floating point constant ثابت ممیز شناور
universal gas constant ثابت گازها
constant current transformer مبدل با شدت ثابت
constant displacement pump پمپی با خروجی ثابت که درهر دور گردش مقدار ثابتی سیال جابجا میکند و مقدارجریان تنها بستگی به سرعت گردش ان دارد
constant potential transformer مبدل با ولت ثابت
constant speed propeller ملخی که سیستم کنترل ان دارای یک گاورنر و یک فیدبک بوده و گام ملخ را به منظورثابت نگه داشتن سرعت دوران تنظیم میکند
image phase constant ضریب فازی چهار قطبی ضریب ثابت فازی تصویر ثابت فازی چهار قطبی
image transfer constant ثابت انتقال تصویر
constant pressure combustion احتراق در فشار ثابت
inductive time constant ثابت زمانی القا
low time constant ثابت زمانی کوچک
law of constant proportions قانون نسبتهای ثابت
constant return to scale بازده ثابت نسبت به مقیاس
constant speed motor موتور با سرعت ثابت
ion product constant ثابت حاصلضرب یونی
constant speed drive چرخدندهای با ضریبهای متغیر که برای ثابت نگه داشتن دور قسمت گردنده بین دو سیستم گرداننده و گردنده قرار میگیرد
input time constant ثابت زمانی اولیه
constant voltage regulator ولتپای
constant potential regulator ولتپای
reaction rate of constant ثابت سرعت واکنش
relative dielectric constant ثابت دی الکتریک نسبی
gas law constant قانون ثابت گازها
constant speed unit گاورنری که توسط موتور کارمیکند و ملخ را کنترل مینماید
polaron coupling constant ثابت جفت شدن پولارونها
constant speed regulation تنظیم با سرعت ثابت
constant temperature pressure welding combustion جوشکاری فشاری در دمای ثابت جوشکاری گازی
constant potential distribution توزیع با ولت ثابت
constant potential generator مولد با ولت ثابت
constant velocity joint تویی چرخ
constant potential rectifier یکسو کننده با ولت ثابت
constant stimulus method روش محرک ثابت
boiling point elevation constant ثابت صعود نقطه جوش
law of constant heat sumation قانون ثابت بودن جمع گرماها
constant angle arch dam بند قوسی با زاویه یکسان سد کمانی با زاویه یکسان
law of constant heat sumation قانون هس
constant dripping wears away the stone <proverb> اگر که خواهی شوی خوشنویس، بنویس و بنویس و بنویس
Constant dripping wear away the stone . <proverb> قطرات مداوم آب سنگ را مى ساید.
time constant of an exponential quantity ثابت زمانی یک کمیت نمایی
spherical coordinate system [with constant radius] دستگاه مختصات کروی [با شعاع ثابت]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com