English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 29 (3 milliseconds)
English Persian
Onions whet ones appetite پیاز اشتهای آدم راتیز می کند
Other Matches
Onions stimulate the appetite. پیاز اشتها راتحریک می کند
to whet one's appetite اشتهاصاف کن
to whet appetite اشتها صاف کردن
onions پیاز
onions [botanical genus] گندنا [سرده گیاه شناسی]
onions [botanical genus] تره فرنگی [سرده گیاه شناسی]
whet عمل تیز کردن بوسیله مالش
whet ابچرا
whet صاف کن
whet تهییج کردن
whet برانگیختن
whet تیز کردن
to have an appetite for something اشتها به چیزی داشتن
appetite [for] اشتها [به]
appetite شهوت
appetite اشتها ارزو
appetite میل و رغبت ذاتی
appetite اشتیاق
appetite میل
appetite اشتها
He hasn't had much of an appetite lately. به تازگی او [مرد] هیچ اشتها ندارد.
ravenous appetite اشتهای حریصانه
Appetite comes with eating. <proverb> با پیش رفت فعالیت تمایل افزایش می یابد. [ضرب المثل]
It wI'll spoil my appetite . اشتهایم راکور خواهد کرد
to give somebody an appetite کسی را به اشتها آوردن
to sharpen one's appetite اشتها صاف کردن
Dont spoil your appetite . اشتهایم را خراب نکن ( کور نکن )
It doesn't matter where you get your appetite as long as you eat at home. <proverb> بیرون ما را به اشتها می آورند اما در خانه غذا می خوریم. [ضرب المثل بیشتر مربوط به سکس تا غذا]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com