English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 117 (7 milliseconds)
English Persian
Full phrase not found.
Full phrase Google translation result
Other Matches
datagram یچ بسته
datagram که حاوی آدرس مقصد و مسیر آن است
protocol خلاصه مذاکرات معاهده و اتفاق نسخه اول و اصلی مقاوله نامه مقدماتی
protocol پیش نویس معاهده
protocol استانداردهای بتادل داده بین هر سیستم کامپیوتری با تایید استاندارد
protocol سیگنال ها و کدها و قوانین از پیش توافق شده , برای تبادل داده بین سیستم ها
protocol ارتباطی بین واحدهادرایستگاههای کاری مختلف که قواعد و فرمت هایی را برای مبادله پیام ها تعریف میکند
protocol قرارداد
protocol پیوند نامه
protocol مقاوله نامه موافقت مقدماتی
protocol صورت جلسه کنفرانس
protocol پروتکل
protocol صورت جلسه ازمایش
protocol مقاوله نامه نوشتن
protocol تشریفات
protocol اداب ورسوم
protocol پیش نویس سند
additional protocol مقاوله نامه اضافی یا تکلمه
chief of protocol رئیس تشریفات
communication protocol پروتکل ارتباطی
the rules of protocol قوانین قرارداد [صورت جلسه کنفرانس]
Protocol must be observed. تشریفات باید رعایت شود
protocol of signature protocol
final protocol مقاوله نامه یا موافقتنامه نهایی
communications protocol پروتکل مخابراتی
communications protocol پروتکل ارتباطات
character oriented protocol پروتکل با گرایش کاراکتری پروتکل کاراکترگرا
file transfer protocol پروتکل انتقال فایل
Apple filing protocol روش ذخیره سازی فایل ها روی سرور شبکه که از طریق یک کامپیوتر Macintosh Apple قابل دستیابی است
Microcom Networking Protocol سیستم تشخیص و تصحیح خطا سافت Microcom Inc که در مودم ها و نرم افزار ارتباطی به کار می رود
secure encryption payment protocol سیستمی که یک اتصال امن بین جستجوگرکاربر ووب سایت فروشنده ایجاد میکند تا کاربران بتوانند قیمت کالاها را روی اینترنت بپردازند
Chief of protocol. Master of ceremonies. رئیس تشریفات
secure hypertext transfer protocol گسترش پروتکل ارسالی HTTP که امکان وجود یک بخش کدگذاری شده بین جستجوگر وب کاربر و وب سرور امن را ایجاد میکند
simple network management protocol سیستم مدیریت شبکه که نحوه ارسال داده وضعیت از گرههای کنترل به ایستگاه کنترل را بیان میکند. SNNP قادر به کارترون با هر نوع شبکه سخت افزار یا نرم افزار به صورت مجازی است
user متصدی
user گرداننده
user کاربر
user اپراتور
user بخشی از حافظه که برای کاربر فراهم است و حاوی سیستم عامل نیست
user انتفاع از اموال
user نرم افزاری کامپیوتری که کاربر و نه تولیدکننده نوشته است
user آنچه توسط کاربر قابل انتخا است
user بخشی یا خصوصیتی که کاربرطبق دلخواه خود آنرا ایجاد میکند
user پروتکل که بخشی از TCP/IP است و در مدیریت شبکه و برنامههای SNMP استفاده میشود
user مشابه 10322
user رکوردی که کاربر را مشخص میکند و حاوی کلمه رمز آن و حقوق دستیابی آن است
user انجمن یا کلوپ کاربران یا کامپیوتر مشخص
user سوکت که امکان نصب وسایل جانبی به کامپیوتر را فراهم میکند
user مصرف کننده
user استفاده کننده
user استعمال کننده کاربر
user حروف ایجاد شده توسط کاربر که به مجموعه حروف استاندارد افزوده شده است
user زبان برنامه نویسی سطح بالا که بیان راحت برخی مشکلات و توابع را فراهم میکند
user یکی از دو حالت ممکن برا ی اجرا برنامه چندرسانهای ولی عدم تغییر آن
user نام شناسایی یک کاربر که به شماره صحیح کاربر دستیابی دارد
user نرم افزار یا سخت افزاری که برای این طراحی شده اند که ارتباط با ماشین ساده تر شود
user کدشناسایی یکتا که به کامپیوتر امکان تشخیص کاربر را میدهد
user دستورالعمل شرح نحوه استفاده از بسته نرم افزاری یا سیستم
user 1-شخصی از کامپیوتر یا ماشین یا نرم افزار استفاده میکند. 2-به ویژه اپراتورصفحه کلید
user بکار برنده
user کاربر
user متن همراه یک برنامه که به کاربر کمک میکند در اجرای آن
user defined تعریف شده توسط کاربر
user defined تعریف یا انتخاب کاربر
user freindly کاربریار
user default پیش فرض کاربر
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
user freindly کاربرپسند
user cost هزینه استفاده
user group گروه استفاده کننده
user-friendly که استفاده و کار با آن ساده است
user's terminal ترمینال استفاده کننده
user terminal پایانه کاربر
user supplied تامین شده توسط کاربر
user program برنامه استفاده کننده
user program برنامه کاربر
user profile جدول نمودار استفاده کننده
user library کتابخانه استفاده کننده کتابخانه کاربر
user interface میانجی کمکی
user group گروه کاربران
user cost هزینه استعمال
user area فضای مخصوص استفاده کننده
single user تک کاربری
end user استفاده کننده نهایی
end user کاربر نهایی
end user شخصی که از وسیله یا برنامه یا محصول استفاده خواهد کرد
dominant user یکان مصرف کننده عمده
dominant user استفاده کننده عمده
computer user استفاده کننده کامپیوتر
common user عمومی
common user خدمات عمومی
common user مشترک
naive user شخصی که می خواهد کاری را با کامپیوتر انجام دهد امافاقد تجربه لازم برای برنامه نویسی با کامپیوتر میباشد
user friendly که استفاده و کار با آن ساده است
user's manual کتاب راهنمای استفاده کننده
multi user چند کاربری
mid user اپراتوری که اطلاعات مربوطه را از پایگاه داده ها دریافت میکند برای مشتری یا کاربر
power user کاربر پیشرفته
common user items اقلام عمومی
common user items اقلام مشترک المصرف بین یکانها
user cost of capital هزینه سرمایه برای بنگاه تولیدی
common user items امادمشترک
common user items کالاهایی که مورد استفاده عموم میباشد
common user supplies کالاهایی که مورد استفاده عموم میباشد
graphical user interface واسط بین سیستم عامل و برنامه و کاربر از تصاویر گرافیکی و نشانه ها برای نمایش توابع یا فایل
multiple user system سیستم چند استفاده کننده
graphical user interface میانجی نگارهای کاربر
graphical user interface استفاده میکند و به نرم افزار امکان کنترل آسانتر میدهد. دستورات سیستم که لازم به نوشتن نیستند
marginal user cost هزینه استفاده نهائی یاهزینه بکارگیری نهائی
user oriented language زبان استفاده کننده گرا
user defined key کلید تعریف شده توسط استفاده کننده
user defined function عملکردی که توسط استفاده کننده تعریف شده است
user programmable terminal ترمینال قابل برنامه نویسی استفاده کننده
multi user system سیستم کامپیوتری که در هر لحظه بیشتر از یک کاربر را پشتیبانی میکند
highway user tax مالیات حق عبور
common user net work شبکه مخابراتی مشترک
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com