English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 49 (4 milliseconds)
English Persian
Phone Dialer امکانی در ویندوز که به کاربرد مکان شماره گیری از کامپیوتر خود میدهد
Other Matches
Dialer امکانی در ویندوز که در صورت وجود مودم متصل به PC شماره گیری میکند
phone صوت
phone صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
phone تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی
phone-in برنامهایتلویزیونییارادیوییکهمردم باتلفنباآندرتماسهستند
to get somebody on the phone <idiom> کسی را پشت تلفن گیر آوردن
Could I use the phone ? اجازه هست از تلفن استفاده کنم ؟
phone شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
phone پاسخ به تماس در تلفن
phone تلفن کردن
phone تلفن تلفن زدن
phone صدا
phone اوا
phone تلفن
phone مجموعه اعداد برای تلفن خاص
The phone is ringing . تلفن زنگ می زند
to cell phone با تلفن همراه زنگ زدن
You can call me at ... [phone no.] <idiom> شما می توانید با من با شماره ... تماس بگیرید.
phone extension شماره تلفن فرعی [مخابرات]
cordless phone تلفن بی سیم [مخابرات]
Speaking. [on the phone] [من] پشت تلفن صحبت می کنم.
cordless phone گوشی تلفن بی سیم [مخابرات]
phone tapping دستگاهشنودتلفن
phone book دفتر حاوی شمارههای تلفن
phone book کتاب راهنمای تلفن
phone books دفتر حاوی شمارههای تلفن
pay phone پرداختتلفن
phone cartridge پیکاپ گرامافون
cell-phone تلفنهمراه
phone booth کیوسکتلفنهمگانی
head phone گوشی کلهای بی سیم
head phone گوشی بی سیم
head phone هدفون
head phone گوشی سر
phone box مخففBox Terlephone
head phone گوشی تلفن وغیره که بوسیله گیره بر روی گوش ثابت میشود
phone call تماستلفنی
phone books کتاب راهنمای تلفن
phone electric wire سیم گرام
to tap [phone line] مخفیانه به گفتگوی کسی در خط تلفن گوش کردن
Drop me by the phone booth. مرا جلوی کیوسک تلفن پیاده کن
to call on the cell phone با تلفن همراه زنگ زدن
Where can I make a phone call? از کجا می توانم تلفن کنم؟
phone sas cut off. وسط صحبتمان تلفن قطع شد
cell phone users while driving کاربران تلفن همراه درحال رانندگی
to hit the wrong key [on the PC/phone/calculator] اشتباه تایپ کردن صفحه [کلید یا تلفن]
to hit the wrong key [on the PC/phone/calculator] اشتباه روی دکمه ای فشار دادن [کلید یا تلفن]
She gave me her phone number , but I'll be blessed if I can remember it ! شماره تلفن خودش را به من داد ولی مگریادم می آید !
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com