English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 99 (6 milliseconds)
English Persian
Prices are rising ( falling ) . قیمت ها درحال افزایش (کاهش ) هستند
Other Matches
rising طالع
self rising خود بخود بلند شونده
self rising بخودی خود ترقی کننده
rising طلوع
rising درحال ترقی یا صعود
rising قیام
rising نهضت
rising جنبش
rising main جنبشاصلی
early rising سحرخیزی
early rising زود خیزی
the rising generation دوره جوانان اینده
theoretical rising طلوع نظری
rising mine مینی که میتواند به سطح اب بیاید
rising mine مین بالارونده دریایی
rising damp نفوذآببداخلساختمان
visible rising طلوع مرئی
rising star آیندهدار باآتیه
land of the rising sun کشور ژاپن
tide rising force نیروی کشنداور
practice of early rising مشق یا عادت سحر خیزی
heliacal rising of a star طلوع نمودارستاره پیش ازخورشید
falling-out مشاجره
falling-out نزاع
falling out نزاع
falling out مشاجره
falling-off زوال
falling-off نکس
falling-off نقصان
falling-off کاهش
falling-out <idiom> مشاجره کردن
falling off نقصان
falling سقوط کننده
falling سقوط
falling off کاهش
falling off نکس
falling off زوال
falling star شخانه
falling rocks ریزشسنگ
My hair is falling. موهایم دارد می ریزد
My hair is falling out. موهای سرم دارند میریزند.
falling market بازار رو به زوال
falling of the womb پائین افتادگی
falling of the womb سقوط کردن پائین افتادگی
falling sickness صرح
falling sickness حمله
falling star شهاب
falling stars شخانه
falling stars تیر شهاب
falling stars تیرشهاب
falling star تیر شهاب
falling star حجر سماوی
falling stars ثاقب
falling stars شهاب
falling star تیرشهاب
falling star ثاقب
falling stars حجر سماوی
to keep up prices نرخهارابالانگاه داشتن
To keep prices down. جلوی افزایش قیمتها را گرفتن
The prices have gone up. قیمتها بالارفته اند
whole prices قیمتهای عمده
prices مبلغ شرطبندی
prices ارزش پولی کالا
prices ارزش
prices قیمت گذاشتن
prices بها قائل شدن
prices بها
prices قیمت
prices نرخ
falling rate of profit نرخ نزولی سود
They were falling over one another to get petrol(gasoline). برای خرید بنزین سرودست می شکستند
closing prices قیمت سهام درپایان روز
To stabilize prices . قیمت ها راثابت نگاهداشتن
Without regard for prices . بدون توجه به قیمتها
cost prices قیمت تمام شده
rigidity of prices انعطاف ناپذیری قیمت ها
accounting prices قیمت های محاسباتی
market prices قیمتهای تعیین شده در بازار
official prices قیمتهای رسمی
prices are on the rise قیمتهارو بافزایش
prices are on the rise است
prices are sagging قیمتهاپایین میاید
market prices قیمتهای بازار
record prices بهترین نرخ هائی که تاکنون یاد داشت یا ثبت شده
relative prices قیمتهای نسبی
distorted prices قیمتهای تحریف شده
closing prices اخرین قیمت معامله شده
ceiling prices حداکثر قیمت قانونی
guaranteed prices قیمتهای تضمین شده
index of wholesale prices شاخص قیمتهای عمده فروشی
index of retail prices شاخص قیمتهای خرده فروشی
index of consumer prices شاخص قیمت کالاهای مصرفی
prices rule high مظنه ها بالا است
spiral of wages and prices حرکت تسلسلی مزدها و قیمت ها مارپیچ مزدها و قیمت ها
break in share prices کاهش قیمت سهام
Carrie is her own worst enemy, she's always falling out with people. کری همیشه با همه بحث و جدل می کند و برای خودش دردسر می تراشد.
quantity theory of money and prices نظریه مقداری پول و قیمت
The rise in prices in the European markets. ترقی قیمتها دربازارهای اروپا
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com