English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 78 (5 milliseconds)
English Persian
Privy Council هیات مشاورین سلطنتی
Other Matches
privy محرم اسرار اختصاصی
privy نهایی
privy خصوصی محرمانه
privy سهیم
privy شریک
privy مستراح
privy دزدکی
privy صمیمی
he was privy to my secrets او از رازهای من اگاه بود
privy purse اعتبارمخصوص هزینههای خصوصی پادشاه
privy parts شرمگاه
privy or sealed رایی که در غیاب دادگاه بمدیردفتردادگاه اده میشود
privy councillor عضو هیئت رایزنان سلطنتی
privy parts عورت
privy seal مهر شخصی پادشاه
council شورا مجلس
council کنکاشگاه
council هیات
council شورا
council انجمن
council مشاوره
order in council تصمیم هیات مشاورین سلطنتی
nordic council فنلاند و نروژ که هدف ان بسط همکاریهای کشورهای اسکاندیناوی درشئون مختلف است
nordic council سوئد ایسلند
nordic council شورای اسکاندیناوی مجمع متشکل ازنمایندگان دانمارک
nordic council شورای شمالی
municipal council انجمن شهرداری
legislative council هیئت عالی مقننه در انگلیس مجلس مقننه
international council شورای بین المللی کامپیوتر در اموزش
international council education in forcomputers
guardian council شورای نگهبان
order in council تصویب نامه دولتی
order of council تصمیم هیات مشاورین سلطنتی در غیاب یا بیماری پادشاه یا ملکه
town council انجمن شهرداری
the king in council شورای دولتی باحضوراعلیحضرت
security council یکی از ارکان ششگانه سازمان ملل که 11 عضودارد و وفیفه عمده ان حفظ صلح و امنیت جهانی است
security council شورای حفافتی یکان
security council شورای امنیت
security council شورای امنیت سازمان ملل متحد
town council انجمن شهر
parish council شورای محلی
county council سازماننافر
federal council مجلس دولت متحده
federal council مجلس متحده
council of ministers شورای وزیران
council of europe ن پیوستند
council of entent ساحل عاج نیجریه و ولتای علیا
council of entent متشکل از جمهوریهای افریقایی داهومی
council of entent شورای حسن تفاهم
council chamber انجمن گاه
cabinet council جلسه هیات وزیران
borough council انجمن ده
bar council هیات مدیره کانون وکلا
appoint as one's council وکالت دادن
appoint as one's council وکیل کردن
council of war شورای نظامی
council of war شورای جنگ
council of ministers هیات وزیران
council of ministers هیات وزرا
council ofwar شورای نظامی
municipal council انجمن شهر
council ot ministers هیئت وزراء
council ofwar شورای جنگ
council of physicians شورای پزشکان
council of physicians شورای پزشکی
economic council شورای اقتصادی
election supervisory council انجمن نظارت بر انتخابات
economic and social council به نیابت از طرف مجمع عمومی است
economic and social council شورای اقتصادی و اجتماعی یکی از ارکان ششگانه سازمان ملل متحد که وفیفه اش انجام امور اقتصادی واجتماعی و فرهنگی و تربیتی مربوط به سازمان ملل
election supervisor council انجمن نظارت بر انتخابات
column research council شورای تحقیق بر ستونها
council of economic advisers شورای مشاوران اقتصادی
rural district council انجمن محلی زراعی
executive council [of a political party] مجلس اجرائی [سیاست]
executive council [of a political party] شورای مجریه [سیاست]
The City Council has decreed that all dogs must be kept on a leash there. شورای شهر مقرر کرده است که تمام سگ ها باید با افسار بسته شوند .
Economic expert [A person who is a member of the Advisory Council on the Assessment of Overall Economic Development in Germany] حکیم اقتصادی [ کسی که عضو شورای کارشناسان برای سنجش توسعه کلی اقتصادی در آلمان است]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com