Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 86 (7 milliseconds)
English
Persian
She is a bit too copy .
خیلی ناز دارد ( ناز میکند )
Search result with all words
copy
رونوشت
copy
جلد
copy
نسخه
copy
نسخه برداری
copy
کپیه کردن رونویسی کردن
copy
نگهبان مخابراتی
copy
پست به گوش نگهبان به گوش نسخه برداری کردن نسخه دوم
copy
کپیه
copy
بدل سازی کردن
copy
سواد
copy
رونویس کردن
copy
استنساخ کردن
copy
نمونه ساختن
copy
نمونه
copy
کپی
copy
دستور سیستم عامل که محتوای یک فایل را روی فایل دیگر در رسانه ذخیره سازی کپی میکند
copy
کپی برداری
copy
تهیه نمونه اولیه از هر چیزی فرمان COPY در سیستم عامل DOS
fair copy
نسخه درست
carbon copy
رونوشت کاربنی
carbon copy
ورق کاربن
carbon copy
رونوشت
carbon copy
کپی نسخه غیراصل
abdominos'copy
شکم بینی
attested copy
رو نوشت مصدق
authorization to copy
اجازه ناشر نرم افزار به کاربر برای کپی کردن از برنامه در تعدادی معین
backup copy
نسخه پشتیبان
backup copy
کپی پشتیبان روگرفت پشتیبان
blind carbon copy
در پست الکترونیکی روش ارسال پیام به چندین کاربر که برای سایرین شناخته شده نیست
blind copy receipt
در پست الکترونیکی روش ارسال پیام به چندین کاربر که برای سایرین شناخته شده نیست
camera ready copy
کپی اماده تکثیر
certified copy
سواد مصدق
certified copy
رونوشت مصدق
cetified copy
رونوشت مصدق
cetified copy
سواد مصدق
colour hard copy device
اسباب نسخه چاپی رنگی
copy book
دفتر کپیه
copy editing
ویرایش کپی
copy fitting
مطابقت کپی
copy holder
گیره کاغذ
copy letter book
دفتر کپیه
copy machining
الگوتراشی
copy milling
الگوتراشی
copy of his letter is here with enclosed
رونوشت نامه وی ضمیمه است
copy plot
تکثیر از روی نسخه اصلی
copy protect
یچ برای جلوگیری از کپی گرفتن از یک دیسک
copy protect
یچی که مانع از کپی گرفتن از دیسک میشود
copy protection
جلوگیری از اعمال کپی
copy protection
محافظت از کپی
copy protection
حفافت دربرابر کپی
dead copy
اخبارچیده شده
dead copy
اخبارکهنه
exact copy
رونوشت عین
fair or clean copy
پاکنویس
foul copy
چرک نویس
foul copy
مسوده
hard copy
نسخه چاپی
hard copy
نسخه ملموس خروجی چاپی
live copy paste
کپی الصاق مستقیم
make a copy of
سواد برداشت
make a copy of
رونوشت برداشتن
office copy
رونوشت مصدق
presentation copy
نسخه قدیمی
press copy book
دفتر کپیه
rough or foul copy
چرک نویس
soft copy
نسخه غیر ملموس
soft copy
نسخه غیر چاپی
straightforward copy
کپیه عین اصل
tape copy
پیام نوار شده
tape copy
پیام ضبط شده روی نوارضبط
true copy
رونوشت مطابق با اصل
copy output mode
روکشخروجیکپی
copy quantity
مقدارکپی
back copy
نسخه قدیمی مجله یا روزنامه
cheap copy
بدل قلابی
copy for private use
نسخه برای استفاده شخصی
The painting is only a copy.
این نقاشی فقط کپی
[از اصل]
است.
examined copy
نسخه بررسی شده
certified copy
رونوشت گواهی رسمی شده
be a carbon copy
<idiom>
دقیقا مثل دیگری بودن
He's a carbon copy of his father.
کپی پدرش است.
hard-copy output
نسخه
[خروجی]
چاپی
to copy
در امتحان
[با نگاه کردن روی همسایه]
تقلب کردن
pirate copy
نسخه سرقت شده
pirate copy
نسخه غیر قانونی چاپ شده
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com