Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 63 (5 milliseconds)
English
Persian
She loves him in spite lf sll his faults .
با وجود تمام عیبهایش اورا دوست دارد
Other Matches
loves
مهر
loves
امتیاز صفر
loves
عشق داشتن عاشق بودن
loves
معشوقه دوست داشتن
loves
محبت
loves
عشق
he loves herher to d.
دیوانه عشق اوست
somebody up there loves/hates me
<idiom>
خدایی آن بالاهست که من را درک میکند
what loves of teacups
چه فنجانهای قشنگی
She loves to have a lot of doges .
عاشق اینست که سگ نگاهدارد
out of spite
از روی عداوت یالجاجت
he has a spite against me
بامن لج دارد
he has a spite against me
بامن کینه یاعداوت دارد
For all that . In spite of all that .
باتمام اینها ( معذلک )
in spite of
باوجود
in spite of
علی رغم
in spite of that
با وجود این
in spite of that
با اینحال معهذا
out of spite
از روی کینه یا لج
in spite
با وجود
spite
بدخواهی غرض
spite
کینه ورزیدن
spite
برسرلج اوردن
spite
بغض
spite
کینه
spite
لج
in spite of the face that
با
spite check
کیش دفع الوقت
in spite of the face that
اینکه
In spite of . Despite . Notwithstanding .
با وجود
cut off one's nose to spite one's face
<idiom>
به حدنهایت رسیدن عصبانیت
faults
موقعیتی که در آن سخت افزار یانرم افزار مشکلی پیدا کرده اند و خوب کار نمیکنند. مراجعه شود به ERROR/BUG
faults
چینه
faults
شکست زمین
faults
اشتباه
faults
خطا
faults
عیب نقص
faults
گناه
faults
تقصیر
with all faults
باهمه معایب
faults
کاستی
faults
یکی از پنج طبقه بندی مدیریت شبکه که توسط IOS مط رح شد برای تشخیص و رفع خطاهای شبکه
faults
مدت زمان بین وقتی که سیستم کامپیوتری کار نمیکند یا بع علت خطا غیر قابل استفاده است
faults
برنامهای که وقوع خطا در سیستم را بررسی میکند و ذخیره میکند
faults
تقصیر اشتباه
faults
گیر
faults
عیب
faults
گسل
faults
نقص
faults
خرابی
faults
مقصر دانستن
faults
تقصیرکردن
faults
خطای پا در سرویس خطای سرویس اسکواش خطای پرش اسبدوانی
faults
سیستم یا وسیلهای قادر به کارکردن است حتی اگر خطایی رخ دهد
faults
تابعی که بخشی از برنامه است که علت داده خراب یا قطعه خراب را بیان میکند
faults
فرآیندی که خطا در آن قرار دارد
faults
خودکار فرآیندی که به طور منط قی یا ریاضی وقوع خطا درمدار را تشخیص میدهد
faults
توانایی سیستم برای کارکردن حتی وقتی خطایی رخ دهد
faults
گسله
he is a mass of faults
سراپا عیب است
faults in title
درک
security against faults in tille
ضمان درک
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com