Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 153 (8 milliseconds)
English
Persian
Teach him how to write .
نوشتن را باو یاد بده
Other Matches
teach
مشق دادن
teach
تدریس کردن
to teach
آموزش دادن
within teach
دسترس
within teach
در دسترس
teach-in
جلسهی بحث و سخنرانی غیر رسمی
teach
اموختن
teach
درس دادن
to teach
درس دادن
teach
یاد دادن
teach
درس دادن
teach-in
نشستآموزشی
teach-in
بحث علمی دانشجویی
teach
تربیت کردن
teach
تعلیم دادن
teach
تعلیم دادن
teach
آموزش دادن
teach
معلمی یاتدریس کردن
teach
اموزاندن
train
[teach]
تدریس کردن
train
[teach]
تربیت کردن
i teach him persian
من به او فارسی درس میدهم
teach-ins
جلسهی بحث و سخنرانی غیر رسمی
teach-ins
نشستآموزشی
teach-ins
بحث علمی دانشجویی
train
[teach]
آموزش دادن
train
[teach]
اموزاندن
train
[teach]
درس دادن
train
[teach]
تعلیم دادن
train
[teach]
یاد دادن
To teach someone manners ( a lesson ).
به کسی ادب آموختن
To teach grandma to suck eggs.
جلوی لوطی معلق زدن
don't teach your grandmother to suck the eggs
<idiom>
لقمان را حکمت آموختن خطاست
To pull someones ear . To teach someone a lesson .
کسی را گوشمالی دادن
write-in
رای دادن به کسی که نامش در فهرست کاندیدها نیست
pc write
IB و کامپیوتر سازگار با ان برنامه مشهور پردازش کلمه برای PC
to write off
زود نوشتن وفرستادن
write-in
شخصی که نام او در فهرست کاندیدها نیست ولی به او رایمیدهند
write-in
وابسته به اینگونه رای
write out
به تفصیل نوشتن
write up
<idiom>
مقامی را به حساب آوردن
write this way
این جوربنویسید
Please write it like this (this way).
اینطور بنویسید
write off
<idiom>
تسویهحساب کردن
write down
تنزل دادن بهای اسمی سهام
write down
ثبت کردن
write off
<idiom>
پذیرش خسارت وپیش از آن نگران نبودن
write down
یادداشت کردن تنزل دادن بهای اسمی سهام
to write up
ستودن
to write out
بتفضیل نوشتن
to write out
مفصلانوشتن
to write off
قلم زدن
to write off
به اسانی نوشتن
write this way
اینطور بنویسید
over write
جای نوشتن
write
با اب وتاب شرح دادن
write
قراردادن متن یا داده روی دیسک یا نوار
write up
ستودن
write up
به تفصیل نوشتن
write
رای دادن به کسی که نامش در لیست کاندیدهای حزبی نیست حذف
write-up
ستودن
write-up
به تفصیل نوشتن
write-up
به تاریخ روز رساندن بدیوارزدن
write
حافظه موقت برای نگهداری داده برای وسیله ذخیره سازی و وقتی که نوشته میشود.
write
کسر کردن
write
ثبت رای کتبی
write
وسیله ارسالی که میتواندداده راسوی رسانه مغناطیسی بنویسد
write
سیستم ذخیره سازی دیسک نوری که امکان یک عمل نوشتن به همراه چندعمل خوا ندن روی فایل می دهد
write
وسیله ارسالی که میتواند داده را روی رسانه مغناطیسی بنویسد
write
وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
write
سوخت شده محسوب کردن شرح چیزی را نوشتن
write
خطای گزارش شده هنگام تلاش برای ذخیره کردن داده روی رسانه مغناطیسی
write
بعنوان یادداشت و برای ثبت نوشتن درج کردن
write up
به تاریخ روز رساندن بدیوارزدن
write off
زود نوشتن
write-off
مستهلک کردن
write-off
از دفتر خارج کردن
write-off
قلم زدن
write
تالیف کردن
write
نوشتن
asking to write
استکتاب
write
سیستم ذخیره سازی دیسک نوری که امکان نوشتن به همراه چندین عمل خواندن روی فایل میدهد
write
انشاکردن
write-off
حذف کردن
write off
قلم زدن
write off
حذف کردن
write off
مستهلک کردن
write off
از دفتر خارج کردن
write-off
زود نوشتن
write
تحریر کردن
over write
جای نوشت
He can neither read nor write.
نه می تواند بخواند نه بنویسد
ghost-write
کتاب مقاله یا سخنرانیکهبنام شخصدیگریارائهگردد
I have some letters to write .
چند تا کاغذ باید بنویسم
to write out a report
به تفصیل نوشتن گزارشی
to write up a report
به تفصیل نوشتن گزارشی
Please write down your new address .
لطفا" آدرس جدیدتان را بنویسید
to write an exam
امتحان کتبی نوشتن
write protect
قسنت کوچکی در فلاپی دیسک که حرکت داده شود مانع هر گونه نوشتن یا پاک کردن دیسک میشود
write-offs
از دفتر خارج کردن
write me every week
هر هفته برای من نامه بنویسید
type write
ماشین نویسی کردن
he cannot read or write
خواندن ونوشتن نمیداند سوادندارد
write head
هد نوشتن
write head
نوک نوشتن
he dose not know how to write
نوشتن نمیداند نوشتن بلدنیست بلدنیست بنویسد
He cant reade let alone write.
خواندن هم بلد نیست چه رسد به نوشتن
i write an article
مقالهای مینویسم
type write
با ماشین تحریر نوشتن
type write
ماشین کردن
to write up an accident
شرح واقعهای را بتفضیل نوشتن
to write in ink
بامرکب یاجوهرنوشتن
write-ups
ستودن
read/write
خواندن- نوشتن
write me the result
نتیجه را برای من بنویسید
write off capital
مستهلک شدن سرمایه
write-ups
به تفصیل نوشتن
write-ups
به تاریخ روز رساندن بدیوارزدن
write-offs
زود نوشتن
write protect
شیوهای برای محافظت ازنوشته شدن اطلاعات روی دیسک یا نوار
write protect
غیر ممکن کردن نوشتن روی فلاپی دیسک یا با حرکت دادن قسمت حفافت در مقابل نوشتن
write-offs
قلم زدن
write once read many
چند باربخوان
write-offs
مستهلک کردن
write once read many
یکبار نویس
write-offs
حذف کردن
write once read many
چند بار بازیاب
read write cycle
چرخه خواندن و نوشتن
direct read after write
خواندن مستقیم پس از نوشتن
write white engine
موتور سفید نویس
read write privilege
امتیاز خواندن- نوشتن
read write head
نوک خواندن و نوشتن
read/write file
فایل خواندنی / نوشتنی
read/write head
نوک خواندن / نوشتن
read/write head
هدخواندن- نوشتن
write protect ring
حلقه حفافت از نوشتن
write protect notch
شکاف حفافت از نوشتن بریدگی محافظ
write protect disable
بی اثر کردن حفافت در برابرنوشتن
write permit ring
چرخ نوار مغناطیسی که امکان نوشتن مجدد یا پاک کردن به نوارمیدهد
Vote (write) against a proposallll.
بر ضد پیشنهادی رأی دادن ( مطلبی نوشتن )
Write on this side of the paper only.
فقط روی این طرف کاغذ بنویس
Every one is supposed to know to read and write .
فرض بر اینست که هر کس خواندن ونوشتن را می داند
It is not any thing to write home about .
مردقابلی است
Write down your full name and address .
نام ونشان کامل خودتان را بنویسید
write enable ring
حلقه پلاستیکی که باید قبل ازضبط اطلاعات روی حلقه نوارقرار گیرد
write black engine
موتور سیاه نویس
write inhibit ring
حلقه ممانعت از نوشتن
write black printer
چاپگری که تونر آن نقط های که توسط لیزر گرم شده است در هنگام اسکن کردن تصویر می چستد
read/write memory
حافظه خواندنی / نوشتنی
write protect tab
حفافت دیسک لغزان از نوشته شدن اطلاعات جدید به وسیله یک شکاف که روی دیسک ایجاد میشود
Pass the write thru the key-hole.
سیم را از سوراخ کلید رد کن
scatter read gather write
خواندن توزیعی و نوشتن تجمعی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com