Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
The officer on night duty.
افسر کشیک شب
Other Matches
duty officer
افسر نگهبان ستاد
officer on duty
افسرنگهبان ستاد
officer on duty
افسر مسئول
duty officer
افسرمداومتکار ستاد
officer on duty
افسر مداومت کار
all night
همه شب
To take a night off .
یک شب از کار مرخصی گرفتن
at night
در شب
all night
در تمام شب
the night before last
پریشب
first night
گشایش شب
night
شب
first night
شب اول
first night
شب افتتاح
night
تاریکی
night
شب هنگام برنامه شبانه
night
غروب
at night
شب هنگام
d. and night
شبانه روز
he went by night
شبانه رفت
his almost night
تقریباشب است
his almost night
نزدیک شب است
last night
شب گذشته
d. and night
شب و روز
to night
امشب
last night
دیشب
duty
کار
while on duty
حین انجام وفیفه
while on duty
حین خدمت
that is beyond my duty
این از وفایف من خارج است
to be on duty
درماموریت بودن
off duty
مرخصی راحتی نگهبانی
off duty
خارج از نگهبانی
off duty
خارج از خدمت
duty
ماموریت خدمت نگهبانی
be off one's duty
سر خدمت نبودن
the d. of duty
انجام وفیفه
off duty
<idiom>
دروقت آزاد
on duty
درحین خدمت
on duty
سر خدمت
the d. of duty
ادای وفیفه
to be on duty
سرخدمت بودن
duty
گماشت
duty
وفیفه
duty
نگهبان
duty
عوارض گمرکی عوارض
duty
حق
duty
ماموریت
duty
خدمت
duty
فرض کار
duty
تکلیف
officer
افسر معین کردن فرماندهی کردن
officer
متصدی ضابط عدلیه
officer
کارمند دولت
officer
افسر
officer
صاحب منصب
officer
فرمان دادن
officer
امین صلح
officer
مامور کارمند اداری
officer
مامور
officer
مامور متصدی
officer
عضو هیات رئیسه
night gown
جامه خواب زنان و کودکان پیراهن خواب
night gown
خواب جامه
night hag
بختک
night hag
کابوس
night flying
شب پرواز کن
night glass
دوربین شب
night flying
در شب
night flying
پرواز
night eyed
شب بین
night eyed
روز کور
night effect
تاثیرات تغییر جریان مغناطیسی در شب
night dress
جامه خواب پیراهن خواب خواب جامه
night clothes
لباس خواب جامه شبانه برای تو خانه
night clothes
جامه خواب
night hag
خفتک سکاچه
night hag
فرنجک
night of ignorance
شام جهل
night of ignorance
شام نادانی
night moans
نالههای شب تا صبح
night long
از سر شب تا بامداد
night line
ریسمان ماهی گیری شبانه
night light
روشنایی شب
night light
شمع کوچک که شب هنگام دراطاق بیماران برافروزند چراغ شب
night operations
عملیات شبانه
night order
دستور شبانه
night landing
پیاده شدن درساحل در شب
night landing
فرود شبانه
night interception
استراق سمع شبانه
night interception
کمین شبانه
night interception
رهگیری شبانه
night stool
صندلی سوراخ دار برای قضای حاجت در شب
night migrant
شب کوچنده
[پرنده شناسی]
Good night
شامگاهان نیکو
in noon of night
در نیمه شب
i was up late last night
بودم
i was up late last night
دیشب تا ان موقع هنوزنشسته
night cap
گشتی رزمی هوایی شبانه
he outwatched the night
شب بپایان رسیدو او همچنان بیداربود
he did not est all night
همه شب نیارمید
he did not est all night
درتمام شب ارام نگرفت
guest night
شب مهمانی
good night
شب بخیر
good night
شب شما خوش
fly by night
شخص کوتاه عمر
live out the night
شب را بسر بردن
live out the night
شب را صبح کردن
my wakeful night
شب بیخوابی یا بیداری من
night chair
صندلی سوراخ دار برای قضای حاجت در شب
night cellar
زیر زمینی که در انجاپیاله فروشی کنندو مردم پست بدانجاروند
He vanished into the night.
در سیاهی شب نا پدید گشت
night brawler
شب دعوا کن
night boat
قایق اماده
night blindness
شب کوری
night blind
شبکور
night black
سیاه
night bird
مرغ شب بیدار
night bilndness
شب بینی
night bilndness
روزکوری
night bilndness
روز بینی
night bilndness
شبکوری
fly by night
طالب سود انی
bonfire night
شبپنجمنوامبرکهدرآنجشنوآتشبازیبرپامیکنند
stag night
مهمانیمردانهکهفردایروزعروسیبرگزارمیشود
I had a dream last night.
دیشب خواب دیدم
On Sunday night.
شب یکشنبه
Can you stay over night?
می توانی شب را با ما (نزد ما ) بمانی ؟
Where do you want to go this time of night ?
این وقت شب کجا می خواهی بروی ؟
I went hungry last night .
دیشب گرسنه ماندم
Could you put us up for the night ?
ممکن است شب را اینجا منزل کنیم ؟
day and night
<idiom>
شب وروز پشت سرهم
queen of night
سیم نقره
queen of night
زن شکارکن
queen of night
نام الهه ماه وشکار
fly-by-night
<idiom>
نامطمئن (کار،شفل)
the deep of night
دل شب
opening night
شباولیناجراییکقطعههنری
the night is yet young
تازه سرشب است
one-night stands
رابطهی جنسی یک شبه نه مداوم
one-night stands
تک برنامه
one-night stands
برنامهی یک باره
one-night stands
نمایش یک شبه
one-night stand
رابطهی جنسی یک شبه نه مداوم
one-night stand
تک برنامه
one-night stand
برنامهی یک باره
one-night stand
نمایش یک شبه
Good night.
شب بخیر
what a night we made of it
چه شبی کردیم چه شبی گذراندیم
we made a night of it
چه شب خوشی گذراندیم چه شبی کردیم
night porter
پذیرششبهتل
night shift
شیفتشب شبکار
the third watch of the night
پاس سوم شب
What is the price per night?
قیمت برای یک شب چقدر است؟
I was up all night in my bed.
من تمام شب را در تخت خوابم بیدار بودم.
night stick
باتون
night soil
برازی مستراح
night soil
سواد
night soil
کثافات مبال
night shirt
پیراهن خواب مردانه یاپسرانه
night season
شب هنگام
night season
هنگام شب
night robe
لباس خواب
night raven
مرغ شب خوان
accommodation for the night
خوابگاه برای یک شب
night raven
مرغ حق
night piece
دورنمای شب
night partol
عسس
night stick
چوب باتون
night suit
جامه خواب
night table
پاتختی
night watch
پاسبان شب گزمه
night watch
پاس شب
night walker
یکجورکرم بزرگ
night walker
کسیکه در خواب راه میرود
night walker
فاشق شبگرد
night vision
دیدبانی در شب دید شبانه دیدبانی شبانه
night vision
دید در شب
night vision
دید شب
night vase
شاشدان
night vase
قاروره
night vase
فرف ادار
night tide
جزرو مدشبانه
night tide
هنگام شب
night order
دستورات شبانه
night schools
اموزشگاه شبانه
night owls
ادم شب زنده دار
night assault
شبیخون
night attack
شبیخون
night waking
شب زنده داری
night school
اموزشگاه شبانه
night and day
شبانه روز
before mid night
قبل از نیمه شب
night and day
شب و روز
night owl
ادم شب زنده دار
night-watchmen
توپزن پایان مسابقه کریکت
fly-by-night
شب گریز
fly-by-night
ادم شبرو
night-time
هنگام شب
night watchman
توپزن پایان مسابقه کریکت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com