Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 118 (6 milliseconds)
English
Persian
The snow crunched
[scrunched]
underfoot.
برف زیر پاهایم
[پاهایمان]
خرد شد.
Other Matches
blood snow
[watermelon snow]
[red snow]
برف سرخ
[برف با خون]
The snow doesn't stay on the ground.
[The snow doesn't stick.]
[American English]
,
[The snow doesn't settle.]
[British English]
برف روی زمین نمی ماند.
crunched
بیان فرفیت کامپیوتر برای پردازش اعداد و انجام اعمال ریاضی
crunched
خرد شدن
crunched
صدای خرد کردن یا خرد شدن چیزی زیر دندان یا زیر چرخ وغیره
There was a heavy fall of snow (snow-fall).
برف سنگینی بارید
snow under
شکست فاحش خوردن
snow
برفک روی صفحه تلویزیون
[اصطلاح روزمره]
to d. with snow
پوشاندن
to d. with snow
ازبرف
snow course
برف راهه
snow under
بیش ازحدتوانایی در کاری مستغرق شدن
snow under
<idiom>
قبول چیزی که نمیتوان از آن مراقبت کرد
snow under
مستغرق ساختن
snow
برفک
snow
برف باریدن
snow
پوشاندن کامل صفحه رادار باتولید پارازیت
snow
برف امدن
snow
واسط نمایش داده شده به صورت روشن و خاموش وقتی که صفحه نمایش لکه دار میشود
snow
برف
snow storm
کولا ک برف
snow tire
تایریخ شکن
snow ball
با گلوله برف زدن
snow ball
گلوله برف
snow survey
برفسنجی
snow lily
بنفشه گل سفیدوحشی
snow tire
لاستیک مخصوص حرکت روی برف تایر زمستانی
snow shovel
پارو
snow plough
برف پران
snow machine
ماشین ایجاد کننده برف مصنوعی
snow line
خط برف
snow plough
برف پاک کن
snow shoe
کفش
snow shoe
برفی
snow line
خطی که حدبرف همیشگی رامعین میکند
snow plough
برف روب
snow white
سفید یکدست
snow white
مثل برف سفید اسم خاص
snow tractor
تراکتور برف
snow thrower
برف خور
to shovel snow
با بیل برف کندن
cloggy snow
برف چسبناک
snow job
<idiom>
لاف استادی زدن
surmounted with snow
پوشیده از برف
packed snow
برف فشرده شده
continuous snow
بارشبرفدائمی
intermittent snow
بارشمتناوببرف
snow guard
محافظبرف
snow shower
بارشبرف
Snow thaws.
برف آب می شود
snow job
<idiom>
لاف زدن
to crust
[snow]
تشکیل دادن به پوسته سخت
[برف]
snow leopard
یوز پلنگ
snow geese
غاز آمریکای شمالی که پرهای سفیدی دارد.
new fallen snow
برف تازه
snow berry
گل برف
snow berry
گل مروارید
snow-white
سفید برفی
snow blind
برف کوری
snow blindness
برف کور
snow blindness
برف کوری
snow blink
تکههای ابر سفید در اسمان یا صفحه رادار
snow boot
پوتین برف یا اسکی
snow blind
برف کور
snow slip
بهمن
snow devil
بهمن
snow grouse
بعدا پرسیده شود
snow goose
غاز آمریکای شمالی که پرهای سفیدی دارد.
snow-white
سفید
snow-white
برفام
snow-capped
دارای قله پوشیده از برف
accumulation of snow
توده برف
corn snow
تگرگ
corn snow
برف تگرگی
corn snow
برف شکری
corn snow
برفی که دانه بندی درشت دارد
granular snow
برف سفت با دانههای درشت
snow bound
دچار برف
snow job
سرهم بندی
snow fence
حفاظ برف
snow flake
دانه برف
snow gauge
برف سنج
snow flake
برف دانه
snow flake
برف ریزه
snow flake
یکجور گل حسرت
snow gage
برفسنج
snow goggles
عینک توفان
snow job
ماست مالی
snow goggles
عینک افتابگیر
snow gun
ماشین ایجادکننده برف مصنوعی
snow inlet
دریچه ریزش برف
snow fence
دیواره برفگیر
snow farming
اماده کردن پیست اسکی
snow clad
برف پوشیده
snow capped
دارای قله پوشیده از برف برف پوشیده
snow cave
اتاق برفی
snow clad
پر برف
snow charge
بار برف
snow clad
برف پوش
snow covers
برف پشته
snow drift
توده برف
snow drift
برف انبار
snow bound
بازمانده از زفتن بواسطه برف
I've shoveled snow all the morning.
من تمام صبح برف پارو کردم.
snow ball tree
گل بدماغ
to stamp the snow off your boots
با کوبیدن پا برف را از چکمه ها پاک کردن
The snow is more than a meter deep.
برف یک متر بلندیش است.
effective snow melt
برف ذوب شده موثر در جریان رودخانه
We had a light fall of snow.
برف سبکی بارید
snowplough
[ snow-clearer]
برف روب
[آلت برف پاک کن ]
snow blower
[rotary snowplough]
برف خور
measurement of snowfall: snow gauge
اندازهگیریمقداربارشباران
half a metre deep in snow
نیم متر زیر برف
The driver coaxed his bus through the snow.
راننده با دقت اتوبوس را از توی برف راند .
ablation
[melting of snow or ice]
گداز
[آب شدن]
[سطح کوه یخ یا برف]
slight drifting snow at ground level
بارشبرفاندکدرسطحزمین
heavy drifting snow at ground level
بارشبرفسنگیندرسطحزمین
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com