Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 47 (5 milliseconds)
English
Persian
The wages wI'll be raised.
دستمزد ها بالاخواهند رفت
Other Matches
raised
برامده
self raised
ترقی کرده در اثر مساعی خود
self raised
خود پرورده
self raised
خودساخته
raised
برجسته
raised
ورامده
raised beach
بالاکنار
no one raised his voice
صدای هیچکس درنیامد
raised flooring
کف مرتفع
raised kerb
جدول بلند
raised kerb
لبه بلند
raised shoulder
شانه سکویی
raised head
سربرجسته
raised figure
طرح برجسته
raised band
نواربرجسته
raised work
منبت
raised type
حروف برجسته برای
raised to the purple
بپایه مترانی رسیده
raised shoulder
شانه برجسته
raised pointed arch
قوس جناغی
He has never taken a step for any one . He has never raised a finger to
تا کنون برای کسی قدم یبر نداشته است ( مسا عدتی نکرده )
wages
اجر
d. wages
مزد دوبرابر
wages
اجرت
wages
اجیر کردن
wages
جنگ برپا کردن
wages
کار مزد دسترنج
wages
حمل کردن
wages
اجرت کارمزد
wages
ضمانت حسن انجام کار
wages
دستمزد
wages
مزد
board wages
جیره خشکه
frozen wages
مزدهای ثابت
rigidity of wages
انعطاف ناپذیری مزدها
frozen wages
مزدهای غیرقابل تغییر مزدهای منجمد
i paid his d. wages
مزد او را انچه لازم بود دادم
wages tax
مالیات مزد و حقوق
All wages were scaled up to 15 per cent .
کلیه دستمزدها به میزان 15درصد افزایش یا فتند
subsistence theory of wages
به قانون مفرغ مزدها نیزمعروف است
subsistence theory of wages
نظریه حداقل دستمزدها براساس این نظریه که دراواخر قرن 81 و اوایل قرن نوزدهم رایج بوده است دردراز مدت میزان دستمزد باحداقل نیاز برای زندگی برابرخواهد بود . این قانون
spiral of wages and prices
حرکت تسلسلی مزدها و قیمت ها مارپیچ مزدها و قیمت ها
bargaining theory of wages
نظریه چانه زنی مزدها
index of real wages
شاخص دستمزدهای واقعی
general level of wages
سطح عمومی مزدها
wage fund theory of wages
نظریه مزد بر اساس وجوه دستمزد براساس این نظریه که توسط استوارت میل بیان شده مزد بر اساس رابطه میان کل وجوه مربوط به پرداخت دستمزد و تعدادکارگران تعیین میشودبنابراین برای افزایش دستمزد بایستی یا کل این وجوه را بالا برد و یا اینکه تعداد کارگران را کاهش داد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com