English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
This is a self - winding clock . این ساعت دیواری کوک لازم ندارد ( اتو ماتیک است )
Other Matches
He arrives at 4 O'clock instead of 3 O'clock. او [مرد] عوض ساعت ۳ ساعت ۴ می آید.
y winding اتصال ستاره
winding مارپیچی رود پیچ
winding up انحلال شرکت
winding چیزی که پیچ میخورد
winding پیچاندن
d.c. winding سیم پیچی جریان مستقیم
d.c. winding سیم پیچی جریان دائم
self winding خود کوک
winding نخ پیچی
winding پیچیدن و تابیدن نخ
winding پیچاپیچ
winding سیم پیچی
winding سیم پیچ
damper winding سیم پیچ کاهنده
damping winding سیم پیچی میراکننده
relay winding سیم پیچی رله
primary winding سیم پیچ ورودی
secondary winding سیم پیچ ثانویه
shunt winding سیم پیچ فرعی
shunt winding مغناطیسی انحرافی
shunt winding سیم پیچ
series winding سیم پیچ اصلی
sense winding سیم پیچ احساس
compensating winding سیم پیچ جبران گر
compensating winding سیم پیچ تعدیل کننده
compensating winding سیم پیچ تعادلی سیم پیچ خنثی کننده
secondary winding سیم پیچ خروجی
copper winding سیم پیچی مسی
delta winding سیم پیچ مثلث
non inductive winding سیم پیچ ناخودالقا
inductive winding سیمپیچ القایی
input winding سیم پیچی اولیه
filament winding سیم پیچی فیلامان
filament winding سیم پیچ افروزه
field winding سیم پیچی میدان
field winding سیم پیچ اهنربایی
end winding سرسیم پیچی
primery winding سیم پیچی اولیه
lap winding سیم پیچ رویهم
duplex winding سیم پیچ دو راهه
drive winding سیم پیچ تحریک
magnet winding سیم پیچی اهنربا
winding up of a company انحلال شرکت
magnet winding سیم پیچ مغناطیس
main winding سیم پیچی اصلی
multiphase winding سیم پیچی چند فازه
differential winding سیم پیچ تفاضلی
generator winding سیم پیچی ژنراتور
simplex winding سیم پیچ ساده
armature winding سیم پیچ ارمیچر
winding insulation عایق بندی سیم پیچی
winding machine دستگاه سیم پیچی
stem winding ساعت دسته کوک
accelerator winding سیم پیچی سری که در تنظیم کنندههای ولتا از نوع نوسان ساز با باز شدن دوسر پلاتین میدان مغناطیسی را به سرعت کاهش میدهد وباعث بسته شدن هرچه سریعتر پلاتین میشود
winding pitch گام سیم پیچی
winding potential پتانسیل سیم پیچی
winding resistance مقاومت سیم پیچی
winding resistance مقاومت اهمی
winding sheet کفن
winding shop کارگاه سیم پیچی
winding up an estate تقسیم مال بین غرماء
winding adjustment تنظیم سیم پیچ
winding mechanism مکانیسمسیمپیچ
winding shaft استوانهسیمپیچ
winding tower برجپیچاپیچ
winding inductance اندوکتیویته ی سیم پیچی
winding drum قرقره سیم پیچی
bar winding میله هایی که به عنوان سیم پیچی در رتور به کار برده میشود
starting winding سیم پیچی راه اندازی
stem winding چیزعالی ودرجه یک
three phase winding سیم پیچی سه فازه
coil winding سیم پیچی بوبین
transformer winding سیم پیچی ترانسفورماتور
wave winding سیم پیچ موجدار
winding area سطح سیم پیچی
winding bobbin بوبین
winding bobbin هسته سیم پیچی شده
winding capacitance فرفیت سیم پیچی
winding coefficient ضریب سیم پیچی
winding diagram نمودار سیم پیچی
chain winding سیم پیچ زنجیری
bifilar winding سیم پیچ دو رشتهای
clock ساعت
o'clock ساعت از روی ساعت
the two o'clock d. توزیع ساعت دو
three second clock ساعت نشاندهنده قانون 3ثانیه در بسکتبال
clock زمان
clock ساعت ورزشگاه
clock تعداد باس هایی که ساعت هر ثانیه ایجاد میکند
at eight o'clock در ساعت هشت
clock زمانگیری
clock سیگنال هایی که هم سان با باس ساعت هستند
clock باسهای مرتب برای زمان بیندی یا همگام کردن
clock وسیلهای که سرعت ساعت اصل سیستم را دو برابر میکند
clock تپش زمان سنجی ساعت
clock سنجیدن باساعت
clock ساعتی که برای نشان دادن زمان از اعداد استفاده میکند
clock خط علامت روی دیسک یا نوار که حاوی داده درباره محل نوک خواندن است
clock زمان سنج
four o'clock گل لاله عباسی
clock ساعت
clock مداری که برای همگام کردن اجزا باس تولید میکند
clock ماشینی که زمان را نشان میدهد
clock سیگنال ساعت که تمام اعضای سیستم را همگام میکند
four o'clock لاله عباسی
four o'clock ساعت چهار
clock مداری که فرکانس آن توسط کاربر تنظیم میشود. برای یکسان کردن سیگنالها و مدار ها با یک باس ساعت
clock دوره زمانی بین دو باس ساعت متناوب
double layer winding سیم پیچی دوطبقه
cumulative compound winding سیم پیچ مرکب جمع پذیر
compound field winding سیم پیچ اهنربایی مرکب
communicating pole winding سیم پیچی قطب کمکی
pitch of armature winding گام پیچک
series drum winding سیم پیچ اصلی ارمیچراستوانهای
single phase winding سیم پیچی یک فازه
singly re entrant winding سیم پیچ تک بازگرد
multiplex wave winding سیم پیچ موجدار چند راهه
winding crodd section سطح مقطع سیم پیچی
phase voltage of winding ولتاژ سیم پیچ
low voltage winding سیم پیچی فشار ضعیف
low resistance winding سیم پیچی کم اهم
low tension winding سیم پیچ فشار ضعیف
high frequency winding سیم پیچی فرکانس بالا
high voltage winding سیم پیچی فشار قوی
high tension winding سیم پیچی فشار قوی
high impedance winding سیم پیچی با مقاومت زیاد
multiple drum winding سیم پیچ استوانهای چندگانه
differential field winding سیمپیچ اهنربایی متقابل
differential compound winding سیمپیچ مرکب تفاضلی
re entrant armature winding سیم پیچ ارمیچر باز گشته
doublyre entrant winding سیمپیچ دو بازگرد
alarm clock ساعت شماطهای
five-o'clock shadow ته ریش
biological clock زیستآهنگ
round-the-clock بیست و چهار ساعته
biological clock ساعت زیستی
to clock out [in the workplace] مهر ساعت را در آخر کارروی کارت زدن
alarum clock خیزانک
The clock has stopped. ساعت دیواری خوابیده است
alarum clock ساعت شماطهای
grandfather clock ساعت پاندولی بلندی که روی زمین قرار میگیرد
five-o'clock shadows ته ریش
round-the-clock شبانه روزی
set the clock ساعت را تنظیم کردن
work against the clock بکوب کار کردن
wall clock ساعت دیواری
to watch the clock [با بیحوصلگی] دائما به ساعت نگاه کردن
cuckoo clock ساعت دیواری زنگی که در سرساعت صدایی شبیه صدای فاخته میکند
to clock in [in the workplace] مهر ساعت را در آغاز کارروی کارت زدن
face of the clock صفحه ساعت
clock timer زمانموردنظر
clock operator تنظیمکنندهوقت
round-the-clock پیوسته
round-the-clock لاینقطع
round-the-clock روز و شب
round the clock ۲۴ ساعته
atomic clock ساعت اتمی
electric clock ساعت الکتریکی
delta clock که خطا داشته یا در حلقه بی انتها قرار گرفته و یاوضعیت اشتباه داشته
quartz clock بخش کوچکی از کریستال کواترنر که در فرکانس مشخص با اعمال ولتاژ مشخص مرتعش میشود و برای سیگنالهای ساعت بسیار دقیق کامپیوتر ها و سایر برنامههای زمانی بسیار دقیق به کار می رود
delta clock مین میکند و باعث میشود کامپیوتر یا مدار از نو آغاز به کارکنند
relocation clock دایره تنظیم تیر
relocation clock دایره تنظیم هدف
roller clock چشمی بسته قرقره دار
clock work چرخهای ساعت
shot clock ساعت مسابقه
clock track شیار زمان سنجی
physiological clock ساعت فیزیولوژیکی
digital clock زمان سنج رقمی
internal clock ساعت داخلی
lady clock کفشدوز
lady clock پینه دوز
effectiveness clock دایره کارامدی پدافند هوایی دایرهای که نتایج تجزیه وتحلیل میزان کفایت پدافندهوایی را نشان میدهد
game clock ساعت ورزشگاه
digital clock ساعت رقمی
master clock شاه زمان سنج
master clock زمان سنج اصلی
military clock ساعت یا وقت نظامی
clock stagger رتبه زمان سنجی
clock speed سرعت ساعت
clock maker ساعت ساز
clock frequency بسامد زمان سنجی
time clock ساعتی که زمان ورودوخروج کارمندان را ثبت میکند
clock generator مولد زمان سنجی
clock generator ساعت زا
clock interrupt وقفه زمان سنجی
time clock گاه ساعت
twentyfour second clock ساعت نشاندهنده قانون 42ثانیه در بسکتبال
tower clock برج ساعت
clock method روش شمارش هدفها به طریقه ساعتی روش شمارش در جهت عقربه ساعت
clock paradox پارادکس زمانی
clock skew اریب زمان سنجی
clock pulse تپش زمان سنجی
biological clock زیست گشت
chess clock ساعت شطرنج
clock signal علامت زمان سنجی
clock rate نرخ زمان سنجی
hand brake winding lever سطحپیچاپیچترمزدستی
to advance the hand of a clock عقربه ساعت را جلو کشیدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com