English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 30 (5 milliseconds)
English Persian
To ask for instructions (directives). کسب تکلیف کردن
Other Matches
directives دستور دهنده
directives دستور برنامه نویسی که برای کنترل کردن مترجم زبان به کاپایلر و غیره است
directives حکم امریه بخشنامه
directives راهنمای انجام کار دستورالعمل
directives رهنمود
directives متضمن دستور امریه
instructions مقرر
instructions درس
instructions دستوره
instructions کلمهای در زبان برنامه نویسی که قابل فهم برای کامپیوتر است تا عملی را انجام دهد
instructions دستور
instructions تعلیم
instructions اموزش
instructions راهنمایی
instructions دستور عمل
instructions دستورالعمل
instructions راهنمایی دستورالعمل دادن تعلیم اموزش نظامی
instructions راهنمایی کردن
instructions دستور کار
to issue instructions دستور صادر کردن
million instructions per second میلیون دستورالعمل در ثانیه
million instructions per second اندازه سرعت پردازنده که تعداد دستوراتی که در ثانیه اجرا میکند را مشخص میکند
shipping instructions دستورات حمل
His instructions were set aside . دستوراتش را کنار گذاشتیم ( عمل نکردیم )
input output instructions دستورات ورودی و خروجی
crypt operating instructions دستورالعملهای انجام عملیات رمز دستورات کار با رمز
standing signal instructions دستورات ثابت مخابراتی
communication operation instructions (co دستور کار مخابرات دستورالعمل مخابرات
communication standing instructions دستورات ثابت مخابراتی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com