English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 16 (3 milliseconds)
English Persian
To cut in slices . بصورت ورق ( ورق ورق ) بریدن
Search result with all words
slices برش
slices قاش
slices قاچ
slices تکه باریکه
slices باریک
slices گوه
slices سهم قسمت
slices تیغه گوشت بری قاش کردن
slices قاچ کردن
slices بریدن
slices ضریب محاسبات لجستیکی ضریب نیازمندیهای لجستیکی
slices انحراف توپ
slices مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای
slices ساخت CPU با کلمات با اندازه بزرگ با ترکیب کردن بلاکهای با کلمات کوچکتر
slices بخشی از چیزی
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com