English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
To exchange . To swap . To bandy. رد وبدل کردن
Other Matches
bandy چنبری
bandy رد و بدل کردن
bandy اینسو و انسوپرت کردن
bandy بحث کردن چوگان سر کج
bandy چوگان بازی کچ
bandy legged پاچنبری
bandy-legged پاچنبری
bandy legged کج پا
bandy-legged کج پا
swap معامله پایاپای
swap اخراج کردن
swap معاملات سلف ارز
swap بیرون کردن
swap مبادله کردن
swap فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swap جانشین کردن
swap توقف استفاده از یک برنامه قرار دادن موقت آن در محل ذخیره سازی , اجرای برنامه ریگر و پس از خاتمه بازگشت به برنامه اولی
swap عوض کردن
swap out مبادله کردن به خارج
swap in مبادله کردن به داخل
swap معاوضه
To bandy words . to argue. بگو مگه کردن ( ,,یکی بدو کردن )
swap agreement موافقتنامه مبادلات ارزی قرار معاوضه ارزی
in exchange for درعوض
exchange دادن چیزی به جای چیز دیگر
exchange دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
first of exchange نسخه اصلی برات
exchange value ارزش مبادلهای
exchange value ارزش مبادله
re exchange برات رجوعی
value in exchange ارزش مبادله
exchange جابه جایی داده بین دو محل
to exchange something [for something] معاوضه کردن [چیزی را با چیز دیگری]
to exchange something [for something] مبادله کردن [چیزی را با چیز دیگری]
in exchange for بجای
exchange صرافی مبادله کردن
exchange مبادله
exchange تبادل ردوبدل ارز
exchange تبدیل ارز فروشگاه پادگان
exchange مبادله کردن
exchange معاوضه کردن
exchange جای معاملات ارزی و سهامی بورس
exchange صرافخانه
exchange مبادله کردن تعویض
exchange ارز معاوضه
exchange مبادله پول
exchange اسعار
exchange رد و بدل کننده
exchange عوض کردن تسعیر یافتن
exchange معاوضه
exchange تبادل
exchange روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند
exchange معاوضه و مبادله پول
exchange ارز
exchange مرکز مبادله
exchange تفاوت
exchange تهاتر تسعیر
exchange رد کردن چوب امدادی به یار تعویض
exchange صرافی
exchange restriction محدودیت ارزی
heat exchange تبادل گرما
exchange restricition ممنوعیت ارزی
exchange selector سلکتور در دستگاههای مراکزتلفن خودکار
heat exchange تبادل حرارت
futures exchange خرید اتی
exchange zone فاصله 02 متری خط کشی شده برای ردکردن چوب
forign exchange ارز
exchange services خدمات فروشگاهی فروشگاهها
exchange sort جورکردن معاوضهای
exchange transactions معاملات برواتی
exchange restriction کنترل مبادله ارز
exchange variation واریاسیون تعویضی
futures exchange مبادله سلف
intermediate exchange مرکز
exchange restricition محدودیت ارزی
exchange of notes مبادله یادداشتها
exchange of flags مبادله پرچمها
exchange market بازار اسعار
exchange market بازار داد و ستد
exchange intervention دخالت در بازار ارز
exchange integral بر هم کنش تبادلی
exchange force نیروی تبادلی
exchange of notes نوعی ازموافقتهای سیاسی است که به وسیله مبادله اسنادی بامضمون واحد و حاوی مواردو مطالب مورد توافق طرفین متبادلین انجام میشود
exchange of pleadings تبادل لوایح
exchange of views تبادل نظر
exchange register ثبات معاوضهای
exchange rationing جیره بندی ارز
par of exchange نرخ برابری ارز
exchange point نقطه تعویض
exchange parity نرخ برابری ارز
exchange parity برابری ارز
exchange office مرکز تلفن خودکار
exchange of views رایزنی
exchange energy انرژی تبادل
intermediate exchange واسطه
unvisual exchange مبادله نامرئی چوب
trunk exchange مرکز تلفن با سیستم الکترونیکی
toll exchange مرکز تلفن
to exchange blows جنگ کردن
to exchange blows دست بگریبان شدن
through bill of exchange بارنامه سراسری
teletype exchange مرکز تله تایپ
tandom exchange مرکز تلفن خودکار تاندوم
currency exchange تبدیلپول
To greet someone . To exchange greetings with someone. با کسی سلام وتعارف کردن
outside [stock exchange] <adj.> خارج از بورس [فروخته شده ]
stock exchange بورس اوراق بهادار
stock exchange بورس سهام
What is the exchange rate? نرخ تبدیل چقدر است؟
symmetrical exchange تعویض قرینه
social exchange تبادل اجتماعی
rate of exchange نرخ ارز
medium of exchange وسیله داد وستد
manual exchange مرکز دستی
main exchange مرکز اصلی
magneto exchange مرکز تلفن خودکار با تلفن اندوکتوری
losing the exchange تفاوت دادن
local exchange ردوبدل کننده محلی
ion exchange تبادل یون
ion exchange تبادل یونی
medium of exchange وسیله مبادله
rate of exchange نرخ تسعیر
rate of exchange نرخ مبادله
rate of exchange نرخ مبادله ارز
post exchange فروشگاه اختصاصی پادگان ارتش
money exchange تبدیل پول
money exchange صرف
minor exchange تفاوت کوچک
international exchange مرکز تلفن بین المللی
exchange economy اقتصاد مبادلهای
automatic exchange رد و بدل کننده خودکار
foreign exchange پول کشور خارجی
chemical exchange تبادل شیمیایی
foreign exchange ارز
foreign exchange پول خارجی ارز خارجی
stock exchange بورس اوراق بهادار
bill of exchange برات مبادلهای
commodities exchange بورس کالا
stock exchange بورس سهام
telephone exchange مرکز تلفن خودکار
telephone exchange مرکز تلفن
exchange rates نرخ تبدیل ارز
exchange rates نرخ تسعیر ارز
exchange rates نرخ مبادله ارز
exchange of blows تبادل ضربه
central exchange مرکزتلکس
central exchange مرکز تلفن خودکار
acyl exchange اسید کافت
foreign exchange تعویض خارجی
baltic exchange بازار بورس بالتیک
baltic exchange بازار یاتالار بورسی در لندن که مربوط به کرایه کشتی ومعاملات مربوطه میباشد
baltic exchange اتحادیه کشتی داران و تجار وواسطههای ذغال و الوار ودانه
bill exchange برات بازرگانی
bill exchange برات
bill of exchange حواله یا برات کتبی غیرمشروط
bill of exchange برات ارزی
bill of exchange برات
foreign exchange پول خارجی
branch exchange رد و بدل کننده شعبهای
broadband exchange تعویض پهن باند
foreign exchange ارز خارجی
exchange service بنگاه معاوضه
exchange rates نرخ مبادله
commodity exchange مبادله کالا
exchange devaluation تنزل رسمی قیمت ارز تضعیف رسمی ارز
exchange buffering زنجیرهای کردن داده
exchange rate نرخ مبادلهای
exchange buffering میانگیری معاوضهای
exchange broker دلال ارز
exchange battery باطری
equation of exchange به این ترتیب معادله عبارت از : PQ=V
equation of exchange متوسط قیمت کالاها و خدمات نهائی و مقدار تولید کالاها وخدمات
equation of exchange همچنین نگاه کنید به "رابطه فیشر "معادله مبادلات بیان رابطه بین حجم پول در گردش سرعت گردش پول
exchange cable کابل اتصال بین مرکز تلفنی ومشترک تلفنی
exchange control کنترل ارز
exchange rate نرخ ارز
exchange depreciation کاهش ارزش پول خارجی
exchange depareciation تنزل ارزش پول خارجی تنزل قیمت ارز
exchange control کنترل ارزی
exchange control جلوگیری از ورودامتعه خارجی به وسیله محدود کردن ارزی که دراختیار واردکننده گذاشته میشود
exchange control نظارت دولت بر مبادله ارز کنترل مبادله ارز توسط دولت
exchange control نظارت ارز
exchange rate مظنهء ارز
exchange rate نرخ مبادله
energy exchange تبادل انرژی
commodity exchange بورس مواداولیه
commodity exchange بورس کالا
concentred exchange تبادل همزمان
foreign exchange مبادله خارجی
exchange rates نرخ مبادلهای
exchange rates نرخ ارز
exchange rates مظنهء ارز
exchange rate نرخ تبدیل ارز
direct exchange تعویض باداغی
direct exchange تعویض مستقیم مبادله مستقیم قطعات
exchange rate نرخ تسعیر ارز
exchange rate نرخ مبادله ارز
electron exchange تبادل الکترون
Apple file exchange برنامه نرم افزاری که روی کامپیوتر Macintosh Apple اجرا میشود و اجازه خواندن دیسک از PC را میدهد
appreciation of the exchange rate ترقی نرخ ارز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com