Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 110 (6 milliseconds)
English
Persian
To lose onehead . To get into a panic.
دست پاچه شدن
Other Matches
panic
وحشت
panic
در بیم وهراس انداختن
panic
هراس وحشت زده کردن
panic
دهشت
panic
اضطراب و ترس ناگهانی
panic
وحشتزدگی
panic monger
کسیکه با دادن خبرهای بی پروپامردم را دچارهراس میسازد
panic buying
خریدعمدهازترسآمدنقحطی
Don't panic!
هراس نکن!
panic struck
وحشت زده
panic grass
گاورس
panic grass
جاورس
panic struck
دست پاچه بی جهت سراسیمه
panic-stricken
وحشتزده
panic-stricken
دست پاچه
panic stricken
دست پاچه بی جهت سراسیمه
panic stricken
وحشت زده
push the panic button
<idiom>
از ترس قلبش فرو ریخت
to lose something
چیزی را بعنوان جریمه از دست دادن
to lose something
مال کسی را بعنوان جریمه ضبط کردن
to go and lose
بخاطر غفلت از دست دادن
[اصطلاح روزمره]
to lose way
کند شدن
lose
از دست رفتن
to lose ones he
گیج شدن
to lose ones he
سرخودرابباد دادن
to lose f.
لاغرشدن
lose
گم کردن
lose
مفقود کردن
lose one's way
<idiom>
گم شدن
lose
باختن
lose
نداشتن چیزی دیگر پس از این
lose
شکست خوردن
lose
منقضی شدن باختن
lose
زیان کردن
lose
از دست دادن
lose
تلف کردن
lose out
<idiom>
بد شانسی آوردن ،مقام نیاوردن ،باختن
lose out
توفیق نیافتن
lose out
شکست خوردن
lose touch with
<idiom>
از دست دادن شانس ملاقات وارتباط
lose track of
<idiom>
ازدست دادن تماس باکسی یاچیزی
to lose weight
لاغر شدن
to lose face
آبروی خود را از دست دادن
lose sight of
<idiom>
ندیدن ،فراموش کردن
lose one's shirt
<idiom>
پول زیادی را از دست دادن
lose temper
<idiom>
عصبی شدن
lose one's temper
<idiom>
از کوره دررفتن
lose one's head
<idiom>
دست پاچه شدن
to lose one's life
مردن
lose time
تلف کردن زمان
lose time
هدر دادن زمان
lose time
وقت هدر دادن
to lose sleep over something
[someone]
<idiom>
بخاطر چیزی
[کسی]
نگران بودن ا
[صطلاح روزمره]
lose time
وقت تلف کردن
not to lose sight of
ملاحظه کردن
[به کسی یا چیزی]
را فراموش نکردن
to lose one's life
درگذشتن
to lose one's life
جان دادن
to lose one's life
فوت کردن
to lose track
[of]
فراموش کنند
[یا دیگر ندانند]
که شخصی
[چیزی]
کجا است
to lose one's reason
عقل خود را ازدست دادن
to lose one's reason
غیر عاقلانه شدن
to lose sleep over something
[someone]
<idiom>
بخاطر چیزی
[کسی]
دلواپس بودن
[صطلاح روزمره]
lose ground
عقب افتادن
to lose heart
مایوس شدن
to lose interest
بی میل شدن
to lose interest
جلب توجه نکردن
to lose one's nerves
خود را باختن
to lose one's nerves
دست پاچه شدن
to lose one's nerves
متانت را از دست دادن
to lose one's temper
ازجادر رفتن
to lose one's temper
متین بودن خونسردی نشان دادن
to lose patience
شکسبایی را از دست دادن
to lose ground
عقب نشینی کردن
to lose ground
پس نشستن
to lose face
پست شدن
lose ground
فرصت خود را ازدست دادن
lose of ball
لورفتن توپ
lose one's head
دیوانه شدن
lose one's sight
کور شدن
lose the case
محکوم شدن در دعوی
to lose an eye
ازیک چشم نابیناشدن
to lose courage
بی جرات شدن
to lose courage
ترسیدن
to lose face
نام نیک یا اعتبارخودرا ازدست دادن
to lose patience
بی طاقت شدن
to lose patience
تاب و توان رااز دست دادن
to lose one's sight
کور شدن
lose face
<idiom>
به خاطراشتباه ،با قصور خجالت زده بودن
Those who lose must step out.
هر که سوخت (باخت ) باید از بازی بیرون برود
lose ground
<idiom>
به عقب رفتن ،ضعیف تر شدن
lose one's marbles
<idiom>
دیوانه شدن
lose heart
<idiom>
سست ودلسرد شدن
to lose the t. of a discourse
رشته سخن را ازدست دادن
to lose scent
گم کردن
to lose plant
پژمرده شدن
to lose plant
مردن
She is beginning to lose her looks .
قیافه اش را دارد از دست می دهد
Why did you let it slip thru your fingers ? Why did you lose it for nothing ?
چرا گذاشتی مفت ومسلم از دستت برود
To be out out of breath . To lose ones wind .
از نفس افتادن
To lose ones sight . To go blind.
کور شدن
To lose ones enthusiasm(ardour).
شل شدن (بی علاقگ )
To win (lose ) a bet .
شرطی رابردن (باختن )
Though the wolf may lose his teeth but never loses.
<proverb>
گرگ یتى اگر دندانهایش را هم از دست بدهد سرشت خود از دست نخواهد داد .
To sever ones ties . to lose interest.
قطع علاقه کردن
To give up in despaer . To lose hope .
قطع امید کردن
To pick up (to lose) the thread of conversation.
رشته سخن را بدست گرفتن ( گم کردن )
Dont be upset . Dont lose your temper . Keep calm(cool).
خونت را کثیف نکن ( خونسرد باش )
Do not let this opportunity slip.Do not lose ( pass up ) this opportunity .
این فرصت را از دست ندهید
You wont reget it. You wont lose by it .
از اینکار بد نخواهی دید
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com