Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 94 (7 milliseconds)
English
Persian
To set in motion.
بحرکت ؟ رآوردن
Search result with all words
motion picture
سینما
motion pictures
سینما
motion
جنبش
motion
تکان
motion
حرکت
motion
جنب وجوش
motion
پیشنهاد
motion
پیشنهادکردن
motion
طرح دادن
motion
اشاره کردن
apparent motion
حرکت فاهری
ballistic motion
حرکت پرتابی
circular motion
حرکت مستدیر
circular motion
حرکت دایرهای
circular motion
حرکت گردشی
compound motion
حرکت مرکب
compound motion
حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
conrotatory motion
چرخش همسو
constant of motion
ثابت حرکت
damped harmonic motion
حرکت هماهنگ میرا
disrotatory motion
چرخش ناهمسو
drift motion
حرکت سوقی
equations of motion
معادلات حرکت
forward motion
جنبش پیشرو
hamilton's equations of motion
معادلات هامیلتونی حرکت معادلات حرکت هامیلتونی معادلات بندادی حرکت
harmonic motion
الحان مرکب
harmonic motion
اهنگ مرکبی که از ترکیب چند موج صوتی ساده تر ترکیب شده باشد
harmonic motion
حرکت هماهنگ
helicoidal motion
حرکت پیچی یا مارپیچی
lagrange's equations of motion
معادلات حرکت لاگرانژ
laws of motion of capitalism
قوانین حرکت سرمایه داری
motion analysis
تحلیل حرکات
motion analysis
تجزیه حرکت
motion study
حرکت پژوهی
motion study
مطالعه ی حرکت
motion study
تحرک سنجی
newton's laws of motion
قوانین حرکت نیوتن
newton's laws of motion
قوانین حرکت نیوتون
newton's laws of motion
قوانین نیوتون
nonliner motion
حرکت غیرخطی
oscillating motion
حرکت نوسانی
oscillatory motion
جنبش تاب وار
oscillatory motion
نوسان
perpetual motion
حرکت دائم
perpetual motion machine
ماشین خودکار دائمی
perpetual motion machine
ماشین با حرکت دائم
polar motion
وسیله نشان دادن حرکات قطعات یا مایعات سیال بااستفاده از انرژی مغناطیسی حرکت قطبی
proper motion
حرکت خاص
range of motion
دامنه حرکت
relative motion
حرکت نسبی
retrograde motion
حرکت رجعی
rotary motion
حرکت دایرهای
rotational motion
حرکت چرخشی
sampling in motion
نمونه برداری در حال انتقال
set in motion
راه انداختن
simple harmonic motion
حرکت نوسانی ساده
simple harmonic motion
حرکت هماهنگ ساده
simple motion
حرکت ساده در خط مستقیم یادایره یا مارپیچ
slow motion picture
تصویر با حرکت اهسته
steady state wave motion
حرکت موجی پایا
time and motion study
بررسی زمان و حرکت
to make a motion
اشاره کردن
to make a motion
پیشنهاد کردن بر ان شدن
to put in motion
در جنبش دراوردن
to put in motion
بحرکت در اوردن
to put in motion
بکار انداختن
to put in motion
راه انداختن
to set in motion
راه انداختن
to set in motion
بجریان انداختن به جنبش اوردن
transitional motion
حرکت انتقالی
translational motion
حرکت انتقالی
uniform motion
حرکت متشابه
upward motion
حرکت رو به بالا
vibrational motion
حرکت راتعاشی
vortex motion
حرکت گردابی
wave motion
حرکت موجی
wave motion
حرکت موج
wave motion
انتشار موج
slow motion
کند
slow motion
کند جنبی
slow motion
حرکت کند
slow motion
کند نمایی
horizontal motion lock
دستهتنظیمافقی
slow-motion
برپیچسرخورنده
transmission of the rotary motion to the rotor
ناقلحرکتدواریبهقسمتگردندهماشین
To get things moving. To set the ball rolling. To set the wheels in motion.
کارها را بجریان انداختن
To get things moving. To set the wheels in motion.
کارها راراه انداختن
to decide on a motion
در مورد تقاضایی تصمیم گرفتن
to carry a motion
پیشنهادی را اجرا کردن
to carry a motion by acclamation
درخواستی
[رأیی]
را بوسیله بله گفتن اکثریت پذیرفتن
motion
[politic]
پیشنهاد
main motion
[at a party conference etc.]
دادخواست اصلی
[در همایش حزبی و غیره]
equation of motion
معادله حرکت
[فیزیک]
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com