English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 109 (2 milliseconds)
English Persian
To take a chance . To risk it. دل رابه دریا زدن
Other Matches
There is a 50-50 chance. احتمال 50-50است
off-chance شانسی یابختویااقبال
to take ones chance به پیشامد خودتن دردادن بقسمت خودراضی شدن
chance بخت
chance تصادف
chance شانس
chance فرصت مجال
chance اتفاقی
chance اتفاق افتادن
chance تصادفی
chance احتمال
chance فرصت بل گرفتن
chance فرصت سوزاندن حریف یابل گیری
on the chance of نظر به احتمال
by chance برحسب اتفاق یاتصادف
chance اتفاق
This is my last chance . این برایم آخرین فرصت است
by chance <adv.> تصادفی
by chance <adv.> برحسب اتفاق
by chance <adv.> بطور اتفاقی
by chance <adv.> بطور تصادف
by chance <adv.> تصادفا
He took his chance. او [مرد] این ریسک را کرد.
by chance <adv.> اتفاقا
He'll take the chance. او [مرد] دل را به دریا می زند.
risk دل به دریا زدن
on risk در معرض خطر
to something against risk چیزی را از خطر حفظ نمودن
risk خطر کردن
risk به خطر انداختن
risk خطر امکان خطر
risk خطر
risk احتمال خطر ریسک کردن
risk پذیرفتن خطر
risk احتمال زیان یاخطر
risk غرر
risk احتمال زیان
risk ریسک
risk احتمال زیان و ضرر
risk خطر احتمالی
risk گشاد بازی بخطر انداختن
risk مخاطره
risk مخاطره ریسک خطر
risk به مخاطره انداختن
he seized upon the chance ازموقع استفاده کرد
chance error خطای تصادفی
chance variations تغییرات تصادفی
stand a chance <idiom> احتمال داشتن
(not a) ghost of a chance <idiom> حتی یک شانس کوچکی
chance level سطح تصادفی
A problem is a chance for you to do your best. مشکل فرصتی است برای شما تا نهایت تلاشتان را بکنید.
Before it is too late . while one has the chance . اگر فرصت با قی است ( از دست نرفته )
game of chance بازی قمار
he seized upon the chance فرصت راغنیمت شمرد
last chance rule مقررات مربوط به اجتناب ازتصادم با قایقهای دیگر
life chance مجال زندگی
Accidentally . By chance. بر حسب اتفاق
missing a chance بزبیاری
He is not dead by any chance , is he ? نکند مرده باشد ؟
fat chance <idiom> هیچ شانسی نداشتند
chance medley ادم کشی اتفاقی که باسوء قصدنبوده وغیرعمدی هم نبوده است
snapat the chance فرصت را در اغوش بگیر
caculated risk <idiom> شانس زیاد برای موفقیت
run a risk <idiom> ریسک خطرناک ،نا امن خیلی خطرناک
owner's risk خطر یاخطرات به عهده صاحب کالا
flood risk خطر سیل
to incur a risk ریسک کردن
to incur a risk ریسکی را قبول کردن
at the owner's risk با قید اینکه هرگونه خسارت بعهده مالک
This is a calculated risk. این یک ریسک حساب شده است
at the owner's risk باشد
risk avoider اجتناب کننده از خطر
risk actually incurred خطر محقق شده
prohibited risk خطر بیمه نشدنی
producer's risk ریسک تولید کننده
all risk insurance بیمه تمام حوادث
market risk خطر بازار
emergency risk خطرات غیرقابل اجتناب اتمی
emergency risk ریسک اضطراری
degree of risk شدت خطر شدت قبول خطر
degree of risk میزان خطر
collision risk خطر تصادم
risk money کسر صندوق
carrier's risk خطرات به عهده حمل کننده
carrier's risk ریسک به عهده شرکت حمل ونقل
at owner's risk معامله با قید این که هر گونه خسارت به عهده صاحب جنس باشد
at owner's risk یا حمل جنس باهمین شرط
at the owner's risk بعهده مالک
risk avoider اجتناب کننده از ریسک
risk lover طرفدار ریسک
split risk تفکیک خطر
to run risk دل بدریا زدن خودرابمخاطره انداختن
risk taker خطر طلب
to run risk پیه زیان یااسیبی رابخودمالیدن
war risk خطر جنگ
security risk ریسکبرخلافامنیتیککشوریاارگان
owner's risk ریسک صاحب کالا
risk lover طرفدار خطر
risk taking خطرجویی
I dont have an earthly chance. کمترین شانس راروی زمین ندارم
Accidentally. By chance. By accident. بر حسب تصادف [تصادفا]
(not a) snowball's chance in hell <idiom> بد شانس مطلق
throw away a chance or opportunity <idiom> لگدزدن به بخت واقبال
all risk insurance policy بیمه نامه تمام خطر
war risk insurance بیمه خطر مرگ
How come you remembered me ? What lucky chance brings you here چه شد که یادی از ماکردی ؟
We havent got the slightest chance . We are left out . کلاهمان پ؟ معرکه است
To make assurance doubly sure . To leave nothing to chance. To take every precaution . محکم کاری کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com