Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 185 (9 milliseconds)
English
Persian
To weight up the pros and cons of something .
مطلبی راسبک وسنگین کردن (بررسی کردن )
Search result with all words
To weight the pros and cons of something.
خوب وبد چیزی را بررسی کردن (سنجیدن )
Other Matches
The pros and cons ( of something ) .
جنبه های موافق ومخالف ( مثبت ومنفی )
pros and cons
له و علیه
pros and cons
موافق و مخالف طرفداران و منتقدان
pros
طرفداران
pros
موافقین
weight average molecular weight
میانگین وزنی وزن مولکولی
cons
steer: syn
cons
بر علیه
cons
هدایت کردن
cons
مخفف کلمه عامیانه confidence اعتماد
cons
رای مخالف
cons
نام معرفی کننده کنسول : صفحه کلید و صفحه تصویر
cons
در DOS و 2/OS نام دستگاهی که به صفحه کلید ومونیتور دلالت داشته باشد
cons
مخالف پیشوند بمعانی با و باهم
cons
گول زدن
cons
دانستن
cons
از بر کردن
mod cons
دارایامکاناترفاهیوگرمایشی
weight
بالا کشیدن لنگر نیروی لازم برای کشیدن زه
weight
قطعه سرب درکیف زین برای جبران کمبودوزن اسب
weight
فشار
self weight
ویژه وزن
self weight
خود وزن
weight
میزان
it is of no weight
قدرواهمیتی ندارد
weight in
وزن کشی
weight
لنگر
weight
چیزسنگین
weight
نزن
weight
سنگینی
weight
سنگ وزنه
weight
سنگین کردن
weight
بارکردن
weight
وزن
weight
وزن دادن
weight
گرانی
specific weight
سنگینی ویژه
specific weight
وزن مخصوص
short weight
وزنه کم
short weight
سنگ کم
to lose weight
لاغر شدن
specific weight
وزن ویژه
throw one's weight around
<idiom>
ازنفوذ کسی برای رسیدن به چیزی استفاده کردن
statistical weight
وزن اماری
the weight is kilogrammes
وزن
the weight is kilogrammes
ان 5 کیلوگرم است
to carry weight
نفوذ یا اهمیت داشتن
ramp weight
حداکثر وزن ممکن هواپیما
carpet weight
وزن فرش
middle weight
میانه
milliequvalent weight
وزن هم ارز میلی گرمی
molecular weight
وزن مولکولی
molecular weight
جرم مولکولی
net weight
وزن کلی
net weight
وزن خالص
operating weight
وزن عملیاتی
paper weight
وزنه
statistical weight
احتمال ترمودینامیکی
light-weight
سر خالی
middle weight
میان وزن
toe weight
وزنه فلزی وصل به سم جلویی اسب در ارابه رانی برای تنظیم گامهای اسب
weight of solids
وزن ذرات
weight percent
درصد وزنی
weight program
تمرین وزنه برداری
weight ratio
نسبت وزن
pull one's weight
<idiom>
کارها را تقسیم کردن
weight throw
پرتاب وزنه
weight ton
تن سنگین
weight training
بدن سازی
weight zone
مربع وزن گلوله
wet weight
وزن خالص مایعاتی که معمولا هنگام کارکردن وجوددارند
where is the kilogramme weight ?
سنگ کیلوگرم کجاست
where is the kilogramme weight ?
وزنه ....
sliding weight
وزنمتحرک
weight trainer
مربیوزنه
weight trainer
آموزندهوزنه
weight man
پرتابگر وزنه یا چکش پرتابگر چکش
total weight
وزن کل
unit weight
وزن مخصوص
unit weight
وزن واحد
unladen weight
وزن ناخالص خودرو
unladen weight
وزن کامل خودرو
weight and measures
سنگ و اندازه
weight the sugar
قند را بکشید
weight belt
کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
weight function
تابع وزنی
put on weight
<idiom>
افزایش وزن
weight index
شاخص موزون
weight lifter
وزنه بردار
weight lifting
وزنه برداری
You are going to gain weight. if you let yourself go.
اگر جلوی خودت را نگیری چاق می شوی
maximum take off weight
حداکثر وزن برخاستن
dead weight
وزن بی اوار
brake weight
لنگر
volumetric weight
وزن حجمی
weight by volume
وزن حجمی
certificate of weight
گواهی وزن
counter weight
وزنه تعادل
counter weight
پاسنگ
counter weight
وزنه مقابل
cross weight
وزن ناخالص
design take off weight
حداکثر وزن پیش بینی شده هنگام برخاستن هواپیمابرای استفاده در محاسبات طراحی
draw weight
نیروی لازم برای کشیدن زه
drop weight
وزن سقوطی
empty weight
وزنه بدنه هواپیما و موتور وتجهیزات ان
equivalent weight
وزن معادل
equivalent weight
وزن هم ارز
fixed weight
وزن ثابت
formula weight
وزن فرمولی
bow weight
وزن کمان
beta weight
وزن بتا
bat weight
وزنه اضافی متصل به چوب بیس بال
dead weight
ویژه وزن
dead weight
خودوزن
dead weight
کالاهای سنگین که کرایه حمل انها براساس وزن تعیین میگردد مانند ذغال سنگ واهن
dead weight
وزن خالص وسیله حمل ونقل بدون بار
make weight
سر وزن رسیدن در بوکس وکشتی
make weight
سر وزن رسیدن وزنه بردار
make-weight
سر وزن رسیدن در بوکس وکشتی
make-weight
سر وزن رسیدن وزنه بردار
dead weight
وزن خشکه
atomic weight
وزن اتمی یک عنصر که برمبنای 61 وزن اتمی اکسیژن قرار داده شده است
atomic weight
جرم اتمی
atomic weight
وزن اتمی
atomic weight
wt.at :symb
avoirdupois weight
اوزان و مقیاسات اجناس
basis weight
وزن پایه
paper weight
کاغذ نگهدار
letter weight
کاغذ نگاه دار
landing weight
وزن با هنگام تخلیه
landing weight
وزن فرود
laden weight
وزن کلی خودرو با بار
landed weight
وزن کالا هنگام تخلیه
gross weight
وزن با فرف
he is half your weight
وزن او نصف وزن شما است
heavy weight
سنگین وزن
it pulls its weight
نسبت به سنگینی خودش خوب می کشد
heavy weight
001 کیلوگرم
heavy weight
38+ کیلوگرم
light weight
سبک وزن در اصطلاح کشتی و مشت زنی و مانندانها
gross weight
وزن کل
curb weight
وزن کل خودرو با سوخت وتجهیزات
gross weight
وزن کل هواپیما یاخودرو با بار وزن خالص
gross weight
وزن ناویژه
gross weight
وزن ناخالص
heavy weight
18+ کیلوگرم
governor balance weight
وزنه تعادل رگولاتور
light weight unit
واحد ساختمانی سبک
dead weight tonnage
گنجایش باری
light weight concrete
بتن سبک
light weight cable
کابل سبک
molecular weight distribution
توزیع وزن مولکولی
ankle/wrist weight
کمربندلاغری
light weight concrete
بتن سبک
molecular weight determination
تعیین وزن مولکولی
aitcraft operating weight
وزن اصلی هواپیما
area weight balance
ترازوی مسطح
power to weight ratio
نسبت وزن اتومبیل به نیروی اسب ان
sash balancing weight
پارسنگ
gram atomic weight
وزن گرمی اتم
effective unit weight
وزن مخصوص موثر
gram equivalent weight
وزن گرمی هم ارز
weight and balance sheet
برگ بازرسی تعادل وزن هواپیما
gram formula weight
وزن فرمولی به گرم
special weight race
مسابقهای که تعیین وزن اضافی ارتباطی با جدول وزن نسبت به سن ندارد
design maximum weight
حداکثر وزن محاسبه شدهای برای اعمال تنش به ساختمان هواپیما
weight for age race
مسابقه اسبها با وزنهای طبق جدول سنی
design landing weight
حداکثر وزن پیش بینی شده هنگام فرود هواپیما برای استفاده در محاسبات طراحی
sash balancing weight
وزنه متعادل کننده
maximum landing weight
حداکثر وزن فرود
gram equivalent weight
وزن هم ارز- گرم
gram moleculare weight
وزن مولکول گرم
design gross weight
حداکثر وزن پیش بینی شده هنگام برخاستن هواپیمابرای استفاده در محاسبات طراحی
size weight illusion
خطای ادراکی اندازه- وزن
gram atomic weight
وزن اتمی به گرم
margin of difference of weight in coins
حد ترخیص allowance
margin of difference of weight in coins
حد ترخص
tirtyfive pound weight throw
مسابقه پرتاب چکش
weight average degree of polymerization
میانگین وزنی درجه بسپارش
zero air voids unit weight
وزن ذرات موجود در خاک درواحد حجم خاک اشباع شده
number average molecular weight
میانگین عددی وزن مولکولی
weight-driven clock mechanism
مکانیزم ساعتپانولدار
He has no influence . He cuts no ice. He carries no weight
دیگر کلاهش پشم ندارد ( فاقد نفوذ است )
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com