Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
Track and field events .
مسابقات دو میدانی
Other Matches
field events
ورزش قهرمانی میدانی مسابقات صحرایی
field events
مسابقه پرشهای طول وارتفاع و بانیزه مسابقههای پرتاب وزنه و دیسک و چکش
track and field
وابسته به مسابقات دوصحرایی یا میدانی
track and field
ه
track and field
چکش
track and field
دیسک و غیره
track and field
دو و میدانی
the course of events
جریان حوادث
events
ماوقع
events
مسابقه
events
پیشامد سرگذشت
events
اتفاق
events
رویداد
events
واقعه
non-events
نارویداد
at all events
در هر حال
at all events
بهر وسیله که باشد
at all events
در هر حال
at all events
درهر صورت
events
حادثه
non-events
رویداد ملامت انگیز یا ساختگی
events
عمل یا فعالیت
equestrian events
مسابقه کنترل اسب و پرش درمسافت صحرایی
sequence of events
رشته حوادث
throwing events
رشتههای پرتابی
record of events
ثبت وقایع
march of events
جریان یا سیر حوادث
record of events
دفتر ثبت وقایع
As events unfolded I realized that ...
درطی رویداد ها پی بردم که ...
The documentary tries to be truthful to the events.
این فیلم مستند تلاش می کند صادقانه رویدادها را توصیف کند.
condition of subsequent events
شرط نتیجه
vertical events numbering
شماره گذاری عمودی وقایع
Give me a full account of the events.
جریان کامل وقایع را برایم تعریف کنید
events to mark the Day of German Unity
مراسم به مناسبت روز یگانگی آلمان
track off
انحراف از مسیر تعقیب هدف رد شدن نقطه نشانی از روی هدف در نشانه روی
track
نشان
track
دنبال کردن یک مسیر به درستی
track
یکی از چند حلقه هم مرکز روی دیسک مغناطیسی یا خط وط نازک روی نوار که نوک خواندن و نوشتن به آن دستیابی دارد و در امتداد آن روی سکتورهای مختلف داده ذخیره شده است
track
محل شیار مشخص روی دیسک مغناطیسی
track
شیار روی دیسک مغناطیسی که حاوی آدرس فایل ها و... که روی شیارهای دیگر ذخیره شده اند است
track
تعداد شیارهای داده هم مرکز روی سطح دیسک در واحد اینچ
track
راهچه
track
مسیر دو
track
تعقیب کردن
track
لبه
track
رد
track
باریکه
track
پیگردی کردن
track
رد پا
track
اثر
track
خط اهن جاده
track
راه
track
خط
track
خط سیر
track
اثار
track
ایز راه
track
مسیرطی شده
track
ایز
track
ردیابی کردن
track
تعقیب مسیر کردن
track
مسیر
track
دنبال کردن
track
جاده
track
پیدا کردن
track
پیست مسابقه اتومبیل رانی یا اسبدوانی مسیر بیضی شکل دو و میدانی
track
ادامه گوی در مسیربولینگ
track
زمین بازیهای میدانی
track
مسابقه دویدن
track
تسلسل
track
توالی ردپاراگرفتن
track
پی کردن
track
در رهگیری هوایی یعنی " به نظر من هواپیمای دشمن روی مسیری است که داده شده است . "
track
شیار
off the track
ازخط پی گم کرده
track down
<idiom>
جستجو کردن
keep track of
<idiom>
نگهداری یاداشت
i followed his track
ردپایش را گرفتم
one track
فقط در یک وهله
one track
فاقد قوه ارتجاعی
one track
یک راهه
one track
کوتاه فکر
off the track
از موضوع پرت
track
با طناب کشیدن راه
to be on one's track
رد کسیرا گرفتن
to be on one's track
مراقب حال کسی بودن
off the track
بیرون
to keep the track of something
ردچیزیراداشتن
to keep the track of something
پیوسته ازچیزی اگاهی داشتن
y track
سه راهی در خط اهن
to be on one's track
زاغ سیاه کسی راچوب زدن
full track
تمام شنی خودرو تمام شنی
hostile track
تعقیب هواپیمای دشمن ردگیری هواپیمای دشمن
half track
خودرو نیمه شنی یا نیم زنجیر
half track
هاف تراک
track down a person
رد پای کسی را گرفتن و او رادستگیر کردن
track meeting
مسابقه دوومیدانی
ground track
مسیر زمینی
track bond
ربط
clock track
شیار زمان سنجی
bridle track
اسب رو
banking track
انحنای پیست دوچرخه سواری بطرف داخل
full track
شنی دار کامل
bridle track
ایز سوارکاران
forklift track
منجنیق
forklift track
بیل مکانیکی
bridle track
راه باریک
track diagram
دیاگرام خط
spur track
جاده فرعی
track density
تراکم شیار
track clearer
جاده پاک کن جاده صاف کن راه صاف کن
track circuit
مدار خط
forklift track
جرثقیل
track bolt
پیچی که قطعات راه اهن رابه یکدیگر متصل میکند
track ball
گوی پیگردی گوی شیار
track ball
گوی نشان
hunter track
مسیر اکتشافی کشتی مین یاب یا مامور کشف و خنثی کردن مین
primary track
شیار اولیه
intended track
مسیر پیش بینی شده هواپیما
single track
فاقد وسعت معنوی فاقد درک عقلانی
sweeper track
مسیر حرکت ناو مین جمع کن
the police are on his track
مامورین شهربانی اورا دنبال می کنند
the police are on his track
شهربانی اوراتعقیب میکند
the track of a comet
مسیر ستاره دنباله دار
timing track
شیار تنظیم وقت
cycle track
راه دوچرخه رو
creeper track
زنجیر خزشی
crane track
جرثقیل خودکار
to lay the track
ریل کشیدن
to lay the track
ریل گذاری کردن
single track
تک راهه
double track
دو
intended track
مسیر تعیین شده هواپیما
kite track
مسیر ارابه رانی به شکل گلابی
feed track
شیار پیشبری
neutralize track
هدف را تعقیب نکنید دررهگیری هوایی تعقیب موقوف
nine track tape
نوار نه شیاره
crane track
واگن بالابر مسیر عبور کفچه بالابر
primary track
شیار اصلی
seven track tape
نوار هفت شیاره
drop track
تعقیب را قطع کنید
drop track
تعقیب موقوف
double track
خط
to lay the track
خطاهن کشیدن
warning track
منطقهجریمه
rail track
مسیرریل
rail track
خطآهن
locomotive track
مسیرلوکوموتیو
exit track
خروجیخطآهن
curtain track
میلهپرده
bogie and track
مراحللاستیکسازی
track records
پیشینه
track records
آمار اعمال یا موفقیت های پیشین
track records
سابقه
track record
پیشینه
track record
آمار اعمال یا موفقیت های پیشین
track record
سابقه
music track
تیتر آهنگ
to lose track
[of]
فراموش کنند
[یا دیگر ندانند]
که شخصی
[چیزی]
کجا است
inside track
<idiom>
سودبردن
track shoe
عاج
one-track mind
فردیکهتنهابهیکچیزعلاقمنداست
title track
قطعهموسیقیکهپسازنام آلبوم میآید
track meet
مسابقاتورزشی
track number
زمانشمار
lose track of
<idiom>
ازدست دادن تماس باکسی یاچیزی
track link
اتصالشیار
track lighting
لامپشیار
track idler
شیارچرخ
track frame
قالبشیار
off the beaten track
<idiom>
غیر عادی
one-track mind
<idiom>
تنها به یک چیز فکر کردن
running track
لبهدرحالحرکت
rotating track
مسیر/خطدوار
railway track
خط اهن
railway track
مسیر راه اهن
track return
مدار برگشت
alternate track
شیار متناوب
alternate track
شیار جایگزین
alternate track
شیار تغییرپذیر
alternate track
شیاراصلاح پذیر
track production
شروع تعقیب هدف
track production
فهور هدف
track pitch
گام شیار درجه شیار
track pitch
فاصله شیار
track per inch
مقیاسی از تراکم ذخیره دیسکهای مغناطیسی
track mode
روش تعقیب زمینی هواپیما به طورخودکار
track mode
روش تعقیب هدف
track
[American E]
سکوی ایستگاه راه آهن
track spacing
فاصله بین تعقیبها
track telling
ارتباط و مخابرات بین هواپیمای شناسایی و سیستم کنترل و ردگیری زمینی مبادله اخبار و اطلاعات ردگیری و تعقیب هدف
track tension
کششی شنی
cinder track
زمین دو
music track
تیتر موسیقی
[روی محیط ضبط صوت]
yard track
ریل موقت در داخل محوطه انبارها و یا باراندازها
true track
تصویر زاویه بین شمال واقعی و مسیر هواپیما روی زمین
trick track
بازی تخته نردقدیمی
chain track
مسیر زنجیر
training track
مسیر تمرینی مسابقه اسبدوانی
track tension
تنظیم شنی تانک
banked track
پیست اتومبیلرانی با انحنای برجسته پیست انحناداربرجسته دوچرخه سواری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com