Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 86 (1 milliseconds)
English
Persian
Union of Soviet Socialist Republics
اتحادجماهیر شوروی سوسیالیستی
Other Matches
the soviet republics
جماهیر شوروی
Soviet Union
اتحاد شوروی
republics
جمهوری
republics
حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
banana republics
کشوری که از نظر سیاسی متزلزل است
Soviet
شورا
Soviet
شوروی
Soviet
هیئت حاکمه اتحاد جماهیرشوروی
socialist
جامعه گرا معتقد به سوسیالیسم
socialist
سوسیالیست
socialist
جامعه گرای
socialist
سوسیالیست طرفدار توزیع وتعدیل ثروت
soviet economy
اقتصاد شوروی
socialist international
بین الملل سوسیالیست انجمن جهانی احزاب سوسیال دمکرات در لندن که به سال 1591 تاسیس یافته است واعضا ان را احزاب سوسیالیست معتدل تشکیل می دهند
anti socialist
ضد سوسیالیستی
union
اتحاد
union
<adj.>
اتحادیه بازرگانی
union
پیوند وصلت
union
<adj.>
اتحادیه کارگری
union
<adj.>
اتحادیه صنفی
non union
جدا از اتحادیه صنفی
union
<adj.>
سندیکای کارگری
union
وحدت اتصال
union
پیوستگی
union
اجتماع
union
اتحاد واتفاق
union
اتحاد اتحادیه
union
الحاق
union
اشتراک منافع
union
اتحادیه
union
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
union
اتصال
union
پیوند اتحادیه اتصالی
union
یگانگی
union
اتحاد سازش
union
مهره ماسوره
union
موافقت
international union
اتحادیههای بین المللی
industrial union
اتحادیه صنعتی
industrial union
اتحادیهای که هر نوع کارگر بدون توجه به کارش میتواند در ان عضو باشد
post union
اتحاد پستی بین المللی
nut and union
مهره ماسوره
labour union
اتحادیه کارگران
international union
اتحادیه بین المللی
radiator union
پیچ و مهره رادیاتور
European Union
[EU]
اتحادیه اروپا
vertical union
اتحادیه صنعتی
union suit
پیراهن و شلوار یکپارچه
union shop
یکی از اصول سیستم سندیکایی که به موجب ان کارگرانی که عضو اتحادیه نیستند می توانند استخدام شوند ولی پس از استخدام باید به عضویت اتحادیه درایند
union shop
مغازه یاکارگاهی که اعضای خارج از اتحادیه کارگری رامیپذیرد مشروط باینکه بعداعضو شوند
union plate
صفحه چند چشمی
union hook
قلاب دو حلقه
economic union
اتحادیه اقتصادی
labor union
سندیکای کارگری
trade union
اتحادیه بازرگانی
trade union
اتحادیه تجاری
trade union
اتحادیه کارگری
trade union
اتحادیه صنفی
trade union
اتحادیه اصناف
Union Jacks
پرچم ملی انگلیس
Union Jack
پرچم سینه
Union Jack
پرچم ملی انگلیس
labor union
اتحادیه کارگران
labor union
اتحادیه کارگری
Union Jacks
پرچم سینه
craft union
اتحادیه متشکل از متخصصین فن یاصنعت یا حرفه خاص
craft union
اتحادیه صنفی
credit union
موسسهای که به اشخاص کم درامد وام های کوچکی میدهد
company union
اتحادیه شرکت
custom union
اتحادیه گمرکی
customs union
اتحادیه گمرکی
customs union
مجموعهای از چند کشور که کالاهای یکدیگر را بدون حقوق وعوارض گمرکی وارد و صادرمی کنند
business union
اتحادیه بازرگانی
trade union
اتحادیه تجارتی
union
[set theory]
اجتماع
[مجموعه]
[ریاضی]
carpet exporters union
اتحادیه صادرکنندگان فرش
three eyed union plate
صفحه سه چشمی
male union nut
محلقرارگیریپیچ
female union nut
محلقرارگیریمهره
pan american union
اتحادیه پان امریکن
three eyed union plate
shamrockplate ,face monkey: syn
western european union
ایتالیا المان غربی که در سال 5591 به وجود امدو بیشتر جنبه نظامی دارد
western european union
لوگزامبورک هلند
western european union
اتحادیه اروپای غربی اتحادیه متشکل از انگلستان بلژیک فرانسه
pan american union
سازمان دولتهای قاره امریکا که به سال 0981 در واشنگتن تاسیس شد و هدف ان گسترش همکاری و همبستگی در شقوق و شئون مختلفه بین کشورهای قاره امریکااست
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com