English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 34 (1 milliseconds)
English Persian
Where the carcass is there the ravens will collect together. <proverb> هر کجا لاشه اى وجود دارد آنجا لاشخورها دور هم جمع مى شوند.
Other Matches
carcass استخوان بندی
carcass اسکلت
carcass لاشه
carcass استخوان بندی
carcass اسکلت
carcass قالب
carcass مردار
ravens چپاول
ravens شکار طعمه شکاری
ravens صید
ravens باولع بعلیدن
ravens قاپیدن
ravens کلاغ سیاه
ravens غراب کلاغ زنگی
ravens مشکی
ravens حرص زدن
ravens غارت کردن
carcass ply قالبطنابی
collect جمع آوری کردن
collect بدست آوردن یا دریافت داده
collect وادار کردن اسب به بلند شدن روی پاها
collect گرداوردن
collect جمع اوری کردن جمع کردن
collect وصول کردن
collect وصل کردن
collect جمع شدن
collect گرد آوردی کردن
collect جمع اوری کردن
freight collect هزینه حمل در مقصد دریافت میشود
freight collect پس کرایه
collect transfer بار کردن یک ثبات با بیتها ازمحلهای مختلف
charges collect هزینه نقدا" دریافت میشود
To collect (pack)the household goods. اسباب خانه را جمع کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com