Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 86 (5 milliseconds)
English
Persian
Without regard for prices .
بدون توجه به قیمتها
Other Matches
To keep prices down.
جلوی افزایش قیمتها را گرفتن
prices
ارزش پولی کالا
prices
نرخ
to keep up prices
نرخهارابالانگاه داشتن
prices
ارزش
prices
قیمت
prices
بها
prices
مبلغ شرطبندی
prices
بها قائل شدن
whole prices
قیمتهای عمده
The prices have gone up.
قیمتها بالارفته اند
prices
قیمت گذاشتن
guaranteed prices
قیمتهای تضمین شده
distorted prices
قیمتهای تحریف شده
cost prices
قیمت تمام شده
prices are on the rise
قیمتهارو بافزایش
closing prices
قیمت سهام درپایان روز
accounting prices
قیمت های محاسباتی
closing prices
اخرین قیمت معامله شده
ceiling prices
حداکثر قیمت قانونی
market prices
قیمتهای تعیین شده در بازار
market prices
قیمتهای بازار
rigidity of prices
انعطاف ناپذیری قیمت ها
To stabilize prices .
قیمت ها راثابت نگاهداشتن
relative prices
قیمتهای نسبی
record prices
بهترین نرخ هائی که تاکنون یاد داشت یا ثبت شده
prices are sagging
قیمتهاپایین میاید
prices are on the rise
است
official prices
قیمتهای رسمی
regard for others
ملاحظه دیگران
in this regard
در این باب از این بابت
to regard somebody
[something]
as something
کسی
[چیزی]
را بعنوان چیزی بحساب آوردن
regard for others
واهمه از دیگران
Without the least regard .
بدون کمترین ملاحظه یی
with regard to
نسبت به در باره راجع به در خصوص
self regard
حفظ منافع شخصی
self regard
respect self
self regard
عزت نفس
regard
اعتنا کردن به
regard for others
رعایت دیگران
in regard to
راجع به در خصوص نسبت به
in regard to
در باره
regard
احترام
regard
نگاه کردن
regard
وابسته بودن به نگریستن
regard
راجع بودن به
regard
ملاحظه کردن
regard
نظر
regard
نگاه
regard
بابت باره
regard
سلام
regard
درود
regard
رعایت توجه
regard
توجه
regard
مبالات
in regard to
نسبت به
in regard of
نسبت به
to regard something as something
چیزی را بعنوان چیزی تفسیر کردن
[تعبیر کردن]
in this regard
در این خصوص
regard
ملاحظه
regard
باره نسبت
regard
باب
regard
رعایت راجع بودن به
regard
مراعات
Prices are rising ( falling ) .
قیمت ها درحال افزایش (کاهش ) هستند
index of retail prices
شاخص قیمتهای خرده فروشی
break in share prices
کاهش قیمت سهام
spiral of wages and prices
حرکت تسلسلی مزدها و قیمت ها مارپیچ مزدها و قیمت ها
index of consumer prices
شاخص قیمت کالاهای مصرفی
prices rule high
مظنه ها بالا است
index of wholesale prices
شاخص قیمتهای عمده فروشی
field of regard
میدان دید
to regard something as a matter of course
چیزی
[داستانی]
را امری آشکار در نظر گرفتن
line of regard
خط دید
point of regard
نقطه دید
without regard for decency
بدون رعایت نزاکت یاادب
to regard with reverence
محترم داشتن
to regard with reverence
حرمت کردن
quantity theory of money and prices
نظریه مقداری پول و قیمت
The rise in prices in the European markets.
ترقی قیمتها دربازارهای اروپا
In regard to the proposed changes I think we need more information.
در مورد تغییرات پیشنهاد شده من فکر می کنم ما به اطلاعات بیشتری نیاز داریم.
To regard as advisable . To deem prudent .
مصلحت دیدن
to hold somebody in respect
[to hold somebody in high regard ]
کسی را محترم داشتن
[احترام گذاشتن به کسی]
I accept your invitation most gratefully . I accept your invitation and regard it as a favour .
دعوت شما را با منت قبول می کنم
I consider that a mistake.
[I regard that as a mistake.]
این به نظر من اشتباه است.
[این را من اشتباه بحساب می آورم.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com