English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
a good match زن و شوهری که خوب بهم بخورند
Other Matches
What is good for the goose is good for the gander . One cant apply double standards . یک بام ودو هوانمی شود
HE is good at math. He has a good head for figures. حسابش ( ریاضیات ) خوب است
Good gracious ! Good heaven ! My god ! پناه برخدا
match نظیر
match همتا
match حریف
match علامت دوبدو گذاشتن چوب
match تنظیم ثبات معادل با دیگری
match تطبیق
match تطابق
match جور کردن
match لنگه همسر
match همتا کردن
match مطابقت
match تطبیق تطابق
match چوب کبریت
match مسابقه کبریت
match مسابقه
match وصلت دادن حریف کسی بودن
match ازدواج زورازمایی
match جفت
match مطابقت کردن
match بهم امدن
match جور بودن با
an out match مسابقهای که بیرون از زمین بازی خانگی برپا کنند
match قرینه سازی در طرح یا بافت
match رویارویی بازیهای دو جانبه
match جستجو در پایگاه داده برای اطلاع مشابه
match up یارگیری
return match بازیبرگشت
brimstone match کبریت گوگردی
match box قوطی کبریت
ballistic match تطابق شرایط بالیستیکی خورند بالیستیکی
cable match رویارویی تلگرافی شطرنج
to strika a match کبریت زدن
wresthing match مسابقه کشتی
wrestling match مسابقه کشتی
discounting match ادامه ندادن به مسابقه کشتی
To strike a match. کبریت زدن
telex match رویارویی تلکسی
These gloves do not match . این دستکشها لنگه به لنگه است
slanging match بزنبزن کتککاری
shouting match بحثوجدلپرسروصدا
match point اخرین امتیاز برای بردن مسابقه
winner of a match برنده مسابقه
postal match مسابقهای که در محل انجام میشود و نتیجه ان با پست نزد داوران ارسال می گردد
love match عروسی ای که پایه اش عشق باشد و بس
Test match مسابقه ازمایشی
match play مسابقه گلف بین دو نفر یا دوتیم مسابقه بولینگ بین دونفر
match penalty خطای اسیب رساندن عمدی واخراج
match mark جفتن و جور کردن قطعات
match point اخرین امتیاز
match fishing مسابقه ماهیگیری درانگلستان
match foursome مسابقه بین دو تیم دونفره بایک گوی برای هر تیم
match maker ترتیب دهنده مسابقه
match points اخرین امتیاز برای بردن مسابقه
quick match فتیله توپ یا ترقه
match race مسابقه دو بین دو نفر
friction match کبریتی که با اصطکاک ومالش روشن میشود
sparring match مبارزه تمرینی بوکس
slow match کبریت کند سوز
international match مسابقه بین المللی [ورزش]
match points اخرین امتیاز
safety match کبریت بی خطر
Test match مسابقات قهرمانی کریکت انگلیس واسترالیا
Test match مسابقه بین المللی کریکت
radio match رویارویی رادیویی
rugby test match مسابقه بین المللی رگبی
to strike a match or light کبریت زدن
The craps should match the curtains. پرده ها با قالیها باید بخورد ( جور در آید )
To win the match(race,contest). مسابقه رابردن
The football players are warming up before the game ( match) . هنوز درگرما گرم موضوع است ( کاملا" متوجه نیست ؟ هنوز گرم است )
good for nothing بی مصرف
good for nothing بی عرضه
good d. بامدادنیک
good by وداع
good for nothing بی ارزش
good by خدا حافظ بدرود
to be good-looking زیبا بودن
to be good-looking خوشگل بودن
to look good خوشگل بودن
good-looking <adj.> خوشرو
good-looking <adj.> خوش قیافه
to look good زیبا بودن
good f. خوش قلبی
good f. مهربانی
good d. صبح شما بخیر
It's good to see you again. خیلی خوشحالم از اینکه شما را دوباره میبینم.
Good for you دست خوش
We've never had it so good. <idiom> وضع [مالی] ما تا حالا اینقدر خوب نبوده است.
well and good باشد چه ضرر دارد
to come to good راست امدن
to come to good عاقبت بخیرشدن
to come to good نتیجه خوب دادن
in good f. نیت پاک
good will رضامندی
it is in good keep خوب نگاه داشته یاحفافت شونده
it is in good keep انراخوب نگاه میدارند
particular good عین شخصی
much of it was good مقدار زیادی از ان خوب بود خیلیش خوب بود
no new is good new نبودن خبر
no new is good new یارویدادتازه خودیک خبر خوشی است
of a good d. خوش مشرب
your is not as good as his مال شما انقدر خوب نیست که مال او
good will حق کسب و پیشه وتجارت
good will سرقفلی
well and good <idiom> رضایت بخش
so far, so good <idiom> تا حالاهمه چیز روبه راه است
good look خوش نما
for good <idiom> برای همیشه ،پایدار
do someone good <idiom> سود بردن از کسی
Go while the going is good . تا فرصت با قی است برو
What is the use ? what good wI'll it do ? فایده اش چیست ؟
He went for good. رفت و دیگه نیامد
He is good for nothing. به هیچ دردنمی خورد
What is good enough for others should be good enough for you. خونت که از بقیه رنگین تر نیست
You did well. Good for you. خوب کردی
good will حسن نیت
good will میل
of a good d. خوش حالت
by the good of با کمک
good-looking خوش منظر
good خوب
good جنس
good-looking شکیل
good-looking زیبا
good-looking خوشگل
good looking خوش منظر
good looking شکیل
as good as بهمان خوبی
good کالا
good مال منقول محموله
to be up to no good کار بدی [خطایی] کردن
good توپ زنده
by the good of با مساعی جمیله
good مسیر خاکی مرطوب و محکم
good خیر فایده
good اجناس
good looks زیبایی
good looks قشنگی
as good as خیلی خوب
good معتبر موجه نسبتا" زیاد
very good بسیار خوب
very good خیلی خوب
good سودمند
good مهربان
come to good نتیجه خوب دادن
I'm still not quite sure how good you are. من هنوز هم نمی دونم که تو واقعا چقدر خوب هستی.
good قابل
good نیک
good پسندیده خوش
good صحیح
good-for-nothing شخص یا چیز بیمعنی
good پاک معتبر
for good بطور قطعی
for good برای همیشه
good شایسته
good-for-nothing حرف مفت
good سودمند مفید
good a عصر شمابخیر
good ممتاز ارجمند
do good نیکی کردن
good سود مال التجاره
good looking زیبا
good نیکو
good خیر
good کامیابی
good looking خوشگل
do good احسان کردن
do good to others بدیگران نیکی کنید
to p any one's good qualities صفات نیک کسی راستودن
to satnd good بقوت خود باقی بودن
to mark good نشان حاکی از بهادر روی کالا گذاشتن
wage good کالای مزدی
your good ladies خانم شما یا زن شما
with a good grace باحسن نیت قلبا
what a good riddance رهاشدیم
with good intent با حسن نیت با قصد نیک
wage good کالائی که نقش مزد را ایفا میکند
what a good riddance چه خوب
too much of a good thing غیر قابل تحمل تحمل ناپذیر
we had a good time خوش گذشت وقت خوشی داشتیم
we went for a good round گشت خوبی زده برگشتیم به خانه
good [sufficient] <adj.> پذیرفتنی
good [sufficient] <adj.> پسندیده
to set a good example سرمشق خوبی گذاشتن یا شدن
to mark good بهای کالا را در روی ان نوشتن
of good quality خوب
of good quality مرغوب
of good quality خوش جنس
of good report نیک نام
of good standing معتبر
pretty good نسبه خوب
pretty good نه چندان بد
Good morning بامدادان نیکو
Good night شامگاهان نیکو
of a good mould نیکو سرشت
of good birth پاکزاد
of good birth والاتبار
of good birth اصیل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com