English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 184 (9 milliseconds)
English Persian
absolute accommodation انطباق مطلق
Other Matches
accommodation سازش با مقتضیات محیط
accommodation بوم گزینی
accommodation توافق
accommodation همسازی
accommodation تطابق
accommodation جا
accommodation منزل وسایل راحتی
accommodation تطبیق موافقت
accommodation قرار
accommodation وام
accommodation کمک
accommodation انطباق
accommodation برون سازی
accommodation مساعده
accommodation acceptance برات دوستانه
accommodation bill برات دوستانه
accommodation bill براتی که جهت کمک یا ضمانت فردی تهیه میگردد
accommodation bill سفته دوستانه
accommodation coefficient ضریب تطابق
accommodation coefficient ضریب برابری
demand accommodation تعدیل درخواستها
demand accommodation تنظیم تقاضای یکانها با موجودی انبار
married accommodation جا برای شخص زن دار یاشوهردار
married accommodation جا برای مردم متاهل
accommodation ladder پله تشریفاتی
accommodation for the night خوابگاه برای یک شب
subsidized accommodation منزل با کمک هزینه [کرایه و غیره]
accommodation date تاریخ آغاز و پایان خوابگاه
Hotel accommodation is rather expensive there. قیمت [اتاق] هتل آنجا واقعا گران است.
The price includes flights and accommodation. بها پرواز و مسکن را در بر دارد.
additional bed [accommodation of persons] تخت خواب اضافه
absolute غیر مقید
absolute خود رای
absolute کامل قطعی
absolute خالص
absolute آزاد از قیود فکری
absolute value قدر مطلق [ریاضی]
absolute مجرد
absolute مستقل
absolute غیر مشروط
absolute مطلق
absolute value قدر مطلق
absolute value ارزش مطلق
absolute value مقدار مطلق
absolute zero صفر مطلق
absolute دایره نامحدود
absolute <adj.> چاره نا پذیر
absolute <adj.> غیر قابل امتناع
absolute استبدادی
absolute ازاد
absolute کامل
absolute <adj.> صرف نظرنکردنی
absolute <adj.> ضروری
absolute <adj.> حیاتی
absolute <adj.> خالص
absolute <adj.> واجب
absolute <adj.> حتمی
absolute <adj.> مطلق
absolute <adj.> اجتناب ناپذیر
absolute <adj.> لازم الاجرا
absolute <adj.> غیر مشروط
absolute scale مقیاس مطلق
absolute monopoly انحصار مطلق
absolute monarchy سلطنت مطلقه
absolute scale مقیاس دمای مطلق
absolute priority اولویت مطلق
absolute sensitivity حساسیت مطلق
absolute permeability نفوذپذیری مطلق
absolute price قیمت مطلق
absolute paths مسیر نسبت به یک مبنا
absolute paths مسیر مطلق
absolute nullity بطلان مطلق
absolute pitch زیر و بمی مطلق
absolute movement حرکت مطلق
absolute potential پتانسیل مطلق
absolute poverty فقر مطلق
absolute pressure فشار مطلق
absolute temperature دمای مطلق
absolute zaro صفر مطلق
absolute zero entropy انتروپی در صفر مطلق انتروپی صفر مطلق
absolute majority اکثریت مطلق
mean absolute deviation انحراف میانگین
monarchy absolute حکومت سلطنتی مطلقه واستبدادی
unattainbility of absolute zero دسترس ناپذیری صفر مطلق
It is an absolute chaos. همه رشته کارها از دست در رفته است
absolute value function تابع قدر مطلق [ریاضی]
absolute volume حجم مطلق
absolute volue مقدار مطلق قدر مطلق
absolute unit واحد مطلق
absolute vacuum خلاء مطلق
absolute viscosity گرانروی مطلق
absolute velocity سرعت مطلق
absolute viscosity لزجت مطلق
decree absolute حکم نهائی دادگاه
absolute viscosity گرانروی مکانیکی
absolute volue ارزش مطلق
absolute methanol متانول مطلق
absolute dud گلوله اتمی عمل نکرده
absolute coulomb کولن مطلق
absolute configuration پیکر بندی مطلق
absolute coding برنامه نویسی مطلق
absolute code برنامه نویسی مطلق
absolute champion قهرمان مطلق شطرنج
absolute ceiling حداکثر ارتفاع نسبت به سطح دریا که هواپیما میتواند تحت فشار استاندارد پرواز افقی ومتعادلی داشته باشد
absolute authortity اقتدار مطلق
absolute authortity اختیار مطلق
absolute artesian well چاه ارتزین مطلق
absolute deficiency نقص مطلق
absolute deficiency عدم کارائی مطلق
absolute dry کاملا" خشک
absolute drought خشکی مطلق
absolute discharge آزادی مطلق
absolute deviation انحراف اصابت گلوله تا مرکز هدف
absolute deviation انحراف مطلق
absolute density چگالی مطلق
absolute altitude ارتفاع هواپیمانسبت به سطح زمین
absolute address مرجع صفحه گسترده که همیشه به یک خانه اشاره میکند حتی اگر به محل دیگر کپی شود
absolute address کد دودویی که مستقیما در واحد پردازش مرکزی اجرا میشود و فقط به مقادیر و آدرسهای مطلق نیاز دارد.
absolute address وسیله ورودی مثل tablet یا mouse که مختصات نشانه گر را با بردارهای مخصوص برمی گرداند
absolute address بیشترین مقدار یا حد یک سیستم
absolute address محل یک شی در رابطه با مبدا
absolute address اندازه یا مقدار یک عدد بدون توجه به علامت آن
absolute address تقدم یک فرایند که قابل تغییر توسط سیستم عامل نیست
absolute address مختصاتی که فاصله یک نقطه از محل تقاطع بردارها را نشان میدهد
absolute address برنامه ای که بخشی از کد را در حافظه اصلی بار میکند
absolute address نشانی مطلق
absolute address برنامه کامپیوتری نوشته شده به کد مطلق
absolute address مقدار یک خطا بدون توجه به علامت
absolute altitude ارتفاع مطلق
absolute altimeter ارتفاع سنج یا فرازیابی که ارتفاع واقعی یا فاصله واقعی هواپیما را از زمین نشان میدهد
absolute altimeter دستگاه ارتفاع سنج هواپیما
absolute alcohol الکل مطلق
absolute advantage برتری مطلق یک کشور یا واحد تولیدی درعرضه یک محصول یا خدمت با هزینه ای کمتر از رقیب
absolute advantage برتری مطلق
absolute address آدرس مطلق
absolute address آدرس ذخیره سازی کامپیوتر که فقط به یک محل دستیابی دارد
absolute address آدرس ذخیره سازی کامپیوتر که مستقیما و بدون تغییر به محل یا وسیله ای دستیابی دارد
absolute measurement اندازه گیری مطلق
absolute joystick سکان هدایت مطلق
absolute magnitude قدر مطلق
absolute humidity رطوبت مطلق
absolute height ارتفاع نسبت به سطح دریا
absolute judgment قضاوت مطلق
absolute legal or dominion exercise ofthe power property controlover
absolute magnitude قدر حقیقی
absolute luminosity درخشندگی مطلق
absolute loader بارکننده مطلق
absolute threshold آستانه مطلق
absolute limen آستانه مطلق
absolute liability بدهی مطلق
absolute legal قاعده تسلیط
absolute gravity سنگینی مطلق
absolute filter صافی میکرونی صافی میکروسکپی
absolute filter صافی صد در صد
absolute error اشتباه مطلق
absolute error اشتباه مطلق تیراندازی
absolute error خطای مطلق
absolute frequency فراوانی مطلق
absolute efficiency کارائی مطلق
absolute frequency بسامد مطلق
absolute energy انرژی مطلق
absolute ether اثر مطلق
absolute electrical units واحدهای الکتریکی مطلق
absolute system of units سیستم واحد ها که در آن کمترین تعداد واحد یا یکه بعنوان واحد های اصلی انتخاب شده و سایر واحدها از آنها مشتق شوند
complex absolute value function تابع مختلط قدر مطلق [ریاضی]
real absolute value function تابع حقیقی قدر مطلق [ریاضی]
approximate absolute temperature دمای مطلق تقریبی
absolute ethyl alcohol اتیل الکل مطلق
absolute temperature scale مقیاس مطلق
absolute cell reference رجوع مطلق سل
absolute temperature scale مقیاس دمای مطلق
absolute boiling point دمای جوش مطلق
multiple absolute prediction پیش بینی چند متغیری مطلق
absolute index of refraction ضریب مطلق شکست
absolute system of units دستگاه احاد مطلق
absolute specific gravity سنگینی ویژه مطلق
instrument for absolute measurement دستگاه اندازه گیری برای سنجش مقادیر مطلق
absolute humidity of gas رطوبت مطلق گاز
absolute refractory period دوره بی پاسخی مطلق
absolute refractive index ضریب شکست مطلق
absolute reaction rate سرعت واکنش مطلق
absolute income hypothesis فرضیه درآمد مطلق
absolute system of electrical units دستگاه مطلق یکان های الکتریکی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com