Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English
Persian
absolute scale
مقیاس مطلق
absolute scale
مقیاس دمای مطلق
Search result with all words
absolute temperature scale
مقیاس دمای مطلق
absolute temperature scale
مقیاس مطلق
Other Matches
absolute
خالص
absolute
کامل قطعی
absolute
خود رای
absolute
مستقل
absolute
غیر مشروط
absolute
مطلق
absolute value
قدر مطلق
absolute value
ارزش مطلق
absolute
آزاد از قیود فکری
absolute
مجرد
absolute
دایره نامحدود
absolute
کامل
absolute
ازاد
absolute
استبدادی
absolute
<adj.>
غیر قابل امتناع
absolute
<adj.>
چاره نا پذیر
absolute
<adj.>
صرف نظرنکردنی
absolute
<adj.>
واجب
absolute
<adj.>
ضروری
absolute
<adj.>
غیر مشروط
absolute
<adj.>
اجتناب ناپذیر
absolute
<adj.>
لازم الاجرا
absolute
<adj.>
حتمی
absolute
<adj.>
مطلق
absolute
<adj.>
حیاتی
absolute
<adj.>
خالص
absolute zero
صفر مطلق
absolute value
مقدار مطلق
absolute value
قدر مطلق
[ریاضی]
absolute
غیر مقید
absolute threshold
آستانه مطلق
absolute gravity
سنگینی مطلق
absolute limen
آستانه مطلق
absolute liability
بدهی مطلق
absolute legal
قاعده تسلیط
absolute judgment
قضاوت مطلق
absolute joystick
سکان هدایت مطلق
absolute legal
or dominion exercise ofthe power property controlover
absolute dry
کاملا" خشک
absolute error
اشتباه مطلق
absolute dud
گلوله اتمی عمل نکرده
absolute efficiency
کارائی مطلق
absolute error
خطای مطلق
absolute ether
اثر مطلق
absolute filter
صافی صد در صد
absolute filter
صافی میکرونی صافی میکروسکپی
absolute discharge
آزادی مطلق
absolute drought
خشکی مطلق
absolute humidity
رطوبت مطلق
absolute height
ارتفاع نسبت به سطح دریا
absolute frequency
بسامد مطلق
absolute frequency
فراوانی مطلق
absolute energy
انرژی مطلق
absolute loader
بارکننده مطلق
absolute luminosity
درخشندگی مطلق
absolute priority
اولویت مطلق
absolute sensitivity
حساسیت مطلق
absolute magnitude
قدر مطلق
absolute temperature
دمای مطلق
absolute unit
واحد مطلق
absolute vacuum
خلاء مطلق
absolute velocity
سرعت مطلق
absolute viscosity
لزجت مطلق
absolute viscosity
گرانروی مطلق
absolute viscosity
گرانروی مکانیکی
absolute volue
ارزش مطلق
absolute volue
مقدار مطلق قدر مطلق
absolute volume
حجم مطلق
absolute price
قیمت مطلق
absolute magnitude
قدر حقیقی
absolute measurement
اندازه گیری مطلق
absolute methanol
متانول مطلق
absolute monarchy
سلطنت مطلقه
absolute monopoly
انحصار مطلق
absolute movement
حرکت مطلق
absolute nullity
بطلان مطلق
absolute paths
مسیر مطلق
absolute paths
مسیر نسبت به یک مبنا
absolute permeability
نفوذپذیری مطلق
absolute pitch
زیر و بمی مطلق
absolute potential
پتانسیل مطلق
absolute poverty
فقر مطلق
absolute pressure
فشار مطلق
absolute zaro
صفر مطلق
absolute address
اندازه یا مقدار یک عدد بدون توجه به علامت آن
absolute address
محل یک شی در رابطه با مبدا
absolute address
بیشترین مقدار یا حد یک سیستم
absolute address
وسیله ورودی مثل tablet یا mouse که مختصات نشانه گر را با بردارهای مخصوص برمی گرداند
absolute address
کد دودویی که مستقیما در واحد پردازش مرکزی اجرا میشود و فقط به مقادیر و آدرسهای مطلق نیاز دارد.
absolute address
مرجع صفحه گسترده که همیشه به یک خانه اشاره میکند حتی اگر به محل دیگر کپی شود
absolute address
برنامه کامپیوتری نوشته شده به کد مطلق
absolute address
مقدار یک خطا بدون توجه به علامت
absolute address
آدرس ذخیره سازی کامپیوتر که مستقیما و بدون تغییر به محل یا وسیله ای دستیابی دارد
absolute address
آدرس ذخیره سازی کامپیوتر که فقط به یک محل دستیابی دارد
absolute address
آدرس مطلق
absolute address
تقدم یک فرایند که قابل تغییر توسط سیستم عامل نیست
absolute address
مختصاتی که فاصله یک نقطه از محل تقاطع بردارها را نشان میدهد
absolute address
برنامه ای که بخشی از کد را در حافظه اصلی بار میکند
absolute value function
تابع قدر مطلق
[ریاضی]
It is an absolute chaos.
همه رشته کارها از دست در رفته است
decree absolute
حکم نهائی دادگاه
unattainbility of absolute zero
دسترس ناپذیری صفر مطلق
monarchy absolute
حکومت سلطنتی مطلقه واستبدادی
mean absolute deviation
انحراف میانگین
absolute majority
اکثریت مطلق
absolute deviation
انحراف اصابت گلوله تا مرکز هدف
absolute zero entropy
انتروپی در صفر مطلق انتروپی صفر مطلق
absolute accommodation
انطباق مطلق
absolute address
نشانی مطلق
absolute advantage
برتری مطلق
absolute advantage
برتری مطلق یک کشور یا واحد تولیدی درعرضه یک محصول یا خدمت با هزینه ای کمتر از رقیب
absolute ceiling
حداکثر ارتفاع نسبت به سطح دریا که هواپیما میتواند تحت فشار استاندارد پرواز افقی ومتعادلی داشته باشد
absolute density
چگالی مطلق
absolute error
اشتباه مطلق تیراندازی
absolute champion
قهرمان مطلق شطرنج
absolute code
برنامه نویسی مطلق
absolute coding
برنامه نویسی مطلق
absolute deficiency
عدم کارائی مطلق
absolute deficiency
نقص مطلق
absolute deviation
انحراف مطلق
absolute configuration
پیکر بندی مطلق
absolute coulomb
کولن مطلق
absolute authortity
اقتدار مطلق
absolute alcohol
الکل مطلق
absolute altimeter
دستگاه ارتفاع سنج هواپیما
absolute altimeter
ارتفاع سنج یا فرازیابی که ارتفاع واقعی یا فاصله واقعی هواپیما را از زمین نشان میدهد
absolute altitude
ارتفاع مطلق
absolute altitude
ارتفاع هواپیمانسبت به سطح زمین
absolute authortity
اختیار مطلق
absolute artesian well
چاه ارتزین مطلق
real absolute value function
تابع حقیقی قدر مطلق
[ریاضی]
absolute refractory period
دوره بی پاسخی مطلق
absolute system of units
سیستم واحد ها که در آن کمترین تعداد واحد یا یکه بعنوان واحد های اصلی انتخاب شده و سایر واحدها از آنها مشتق شوند
absolute system of units
دستگاه احاد مطلق
complex absolute value function
تابع مختلط قدر مطلق
[ریاضی]
absolute specific gravity
سنگینی ویژه مطلق
absolute refractive index
ضریب شکست مطلق
absolute reaction rate
سرعت واکنش مطلق
multiple absolute prediction
پیش بینی چند متغیری مطلق
absolute humidity of gas
رطوبت مطلق گاز
absolute income hypothesis
فرضیه درآمد مطلق
absolute index of refraction
ضریب مطلق شکست
absolute ethyl alcohol
اتیل الکل مطلق
absolute boiling point
دمای جوش مطلق
absolute cell reference
رجوع مطلق سل
approximate absolute temperature
دمای مطلق تقریبی
absolute electrical units
واحدهای الکتریکی مطلق
instrument for absolute measurement
دستگاه اندازه گیری برای سنجش مقادیر مطلق
absolute system of electrical units
دستگاه مطلق یکان های الکتریکی
f scale
مقیاس اف
k scale
مقیاس ک
two scale
دو مقیاسی
scale down
کاهش مقیاس
scale down
به نسبت ثابت
scale
فلس پشم
[این عامل اصلی کهنه جلوه نمودن فرش در اثر کنده شدن فلس از سطح پشم در اثر مرور زمان و راه رفتن بر روی فرش می باشد.]
scale
دسته بندی
scale down
کاهش
scale down
کاهش تدریجی
m f scale
مقیاس نرینگی- مادینگی
y scale
در عکس هوایی مایل مقیاسی خطی است که موازی با خط محوراصلی عرضها کشیده میشود
z scale
مقیاس " زی "
scale up
افزایش
scale up
افزایش به نسبت ثابت
scale up
افزایش مقیاس
scale value
ارزش مقیاسی
t scale
مقیاس T
to scale down
پایین اوردن ومطابق مقیاس قراردادن
to scale up or down
مقیاس چیزیرابزرگتر یاکوچکتر کردن
two scale
دودویی
z scale
نوعی مقیاس خطی روی عکس هوایی مورب که برای اندازه گیری ارتفاع اشیاء به کار می رود
x scale
در عکس هوایی مایل مقیاس خطی است که موازی با خط افق حقیقی عکس کشیده میشودc
x scale
مقیاس طولی عکس
scale
کمتریا افزایش نسبت
scale
درجه بندی
scale
حرکت تعادلی ژیمناستیک کندن فلسهای ماهی
scale
مقیاس کردن
scale
قطعه
scale
مشابه 8865
scale
مقیاس گذاشتن
scale
کار کردن با حجم کوچک یا بزرگ داده
scale
نرخ دو مقدار
scale
مقیاس نقشه
scale
قپان
scale
درجه
scale
خطکش
scale
طبلک درجه
scale
طبله
scale
میزان مقیاس درجه
scale
شاخص
scale
ترازو
scale
جدول
scale
ستون درجه رسوب جدار داخلی دیگ بخارناو
scale
ن
scale
مقیاس
scale factor
ضریب مقیاس نقشهای ضریب تبدیل مقیاس نقشه
scale factor
ضریب مقیاس
splash scale
طبلهای که انحراف ترکش گلوله را از هدف با ان اندازه گیری می کنند
scale of balance
کپه
scale of preferences
مقیاس رجحانها
scale of preferences
مقیاس برتریها
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com