Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 193 (9 milliseconds)
English
Persian
absolute vacuum
خلاء مطلق
Other Matches
vacuum
خلا
vacuum
جلاء
vacuum
خلاء
vacuum
جاروی برقی باجاروی برقی تمیز کردن
vacuum
فرف یاجای بی هوا
vacuum
فضای تهی
vacuum cleaners
جاروی برقی
vacuum tube
لوله خلاء
vacuum tube
لامپ خلاء
vacuum trust
تراست در خلاء
vacuum tunnel
تونل خلاء
vacuum-packed
مکیده
vacuum-packed
کیپ و بیهوا
vacuum-packed
تهیه شده
vacuum chamber
اتاق خلاء
vacuum diaphragm
خلفپرده
vacuum diaphragm
خلفدیواره
vacuum manifold
لولهچندلایتخلیه
vacuum pump
پمپ خلاء
vacuum cleaner
جاروی برقی
vacuum concrete
ملات بتنی که هوای انرا توسط ویبراتور تخلیه کرده باشند
vacuum concrete
بتن مکیده
high vacuum
خلاء زیاد
hard vacuum
خلاء سخت
vacuum cutout
افتامات خلائی
vacuum distillation
تقطیر در خلاء
vacuum gage
خلاء سنج
vacuum oven
اون خلاء
low vacuum
خلاء کم
formwork with vacuum chambers
قالب بندی با خلاء
vacuum system console
کاهشدهندهسیستمخلاء
hand vacuum cleaner
جارودستی
cylinder vacuum cleaner
سیلندرجاروبرقی
ultra high vacuum
مسیر ازاد متوسط هوا
vacuum precessed concrete
بتن با قالب خلاء
vacuum tube voltmeter
ولت سنج با لامپ خلاء
vacuum tube light
نور لامپ خلاء
vacuum tube detector
اشکارساز با لامپ خلاء
vacuum impregnating process
پرسازی در خلاء
vacuum coffee maker
تخلیهقهودرستکن
absolute
<adj.>
غیر قابل امتناع
absolute
مستقل
absolute
خود رای
absolute
کامل قطعی
absolute
خالص
absolute
غیر مقید
absolute
مجرد
absolute
دایره نامحدود
absolute
استبدادی
absolute
غیر مشروط
absolute
مطلق
absolute value
قدر مطلق
absolute value
ارزش مطلق
absolute value
مقدار مطلق
absolute zero
صفر مطلق
absolute
<adj.>
چاره نا پذیر
absolute
ازاد
absolute
<adj.>
اجتناب ناپذیر
absolute
<adj.>
لازم الاجرا
absolute
<adj.>
حتمی
absolute
<adj.>
واجب
absolute
<adj.>
حیاتی
absolute
<adj.>
خالص
absolute value
قدر مطلق
[ریاضی]
absolute
<adj.>
مطلق
absolute
<adj.>
غیر مشروط
absolute
کامل
absolute
آزاد از قیود فکری
absolute
<adj.>
صرف نظرنکردنی
absolute
<adj.>
ضروری
absolute scale
مقیاس دمای مطلق
absolute permeability
نفوذپذیری مطلق
absolute sensitivity
حساسیت مطلق
absolute temperature
دمای مطلق
absolute scale
مقیاس مطلق
absolute priority
اولویت مطلق
absolute price
قیمت مطلق
absolute paths
مسیر نسبت به یک مبنا
absolute paths
مسیر مطلق
absolute pitch
زیر و بمی مطلق
absolute potential
پتانسیل مطلق
absolute poverty
فقر مطلق
absolute pressure
فشار مطلق
absolute unit
واحد مطلق
monarchy absolute
حکومت سلطنتی مطلقه واستبدادی
mean absolute deviation
انحراف میانگین
absolute zero entropy
انتروپی در صفر مطلق انتروپی صفر مطلق
decree absolute
حکم نهائی دادگاه
absolute zaro
صفر مطلق
absolute volume
حجم مطلق
absolute volue
مقدار مطلق قدر مطلق
absolute volue
ارزش مطلق
absolute viscosity
گرانروی مکانیکی
absolute viscosity
گرانروی مطلق
absolute viscosity
لزجت مطلق
absolute velocity
سرعت مطلق
It is an absolute chaos.
همه رشته کارها از دست در رفته است
absolute value function
تابع قدر مطلق
[ریاضی]
unattainbility of absolute zero
دسترس ناپذیری صفر مطلق
absolute nullity
بطلان مطلق
absolute efficiency
کارائی مطلق
absolute deficiency
نقص مطلق
absolute coulomb
کولن مطلق
absolute configuration
پیکر بندی مطلق
absolute coding
برنامه نویسی مطلق
absolute code
برنامه نویسی مطلق
absolute champion
قهرمان مطلق شطرنج
absolute ceiling
حداکثر ارتفاع نسبت به سطح دریا که هواپیما میتواند تحت فشار استاندارد پرواز افقی ومتعادلی داشته باشد
absolute authortity
اقتدار مطلق
absolute authortity
اختیار مطلق
absolute artesian well
چاه ارتزین مطلق
absolute deficiency
عدم کارائی مطلق
absolute density
چگالی مطلق
absolute dud
گلوله اتمی عمل نکرده
absolute dry
کاملا" خشک
absolute drought
خشکی مطلق
absolute discharge
آزادی مطلق
absolute deviation
انحراف اصابت گلوله تا مرکز هدف
absolute deviation
انحراف مطلق
absolute altitude
ارتفاع هواپیمانسبت به سطح زمین
absolute address
کد دودویی که مستقیما در واحد پردازش مرکزی اجرا میشود و فقط به مقادیر و آدرسهای مطلق نیاز دارد.
absolute address
وسیله ورودی مثل tablet یا mouse که مختصات نشانه گر را با بردارهای مخصوص برمی گرداند
absolute address
بیشترین مقدار یا حد یک سیستم
absolute address
محل یک شی در رابطه با مبدا
absolute address
اندازه یا مقدار یک عدد بدون توجه به علامت آن
absolute address
تقدم یک فرایند که قابل تغییر توسط سیستم عامل نیست
absolute address
مختصاتی که فاصله یک نقطه از محل تقاطع بردارها را نشان میدهد
absolute address
برنامه ای که بخشی از کد را در حافظه اصلی بار میکند
absolute address
نشانی مطلق
absolute accommodation
انطباق مطلق
absolute address
مرجع صفحه گسترده که همیشه به یک خانه اشاره میکند حتی اگر به محل دیگر کپی شود
absolute address
برنامه کامپیوتری نوشته شده به کد مطلق
absolute altitude
ارتفاع مطلق
absolute altimeter
ارتفاع سنج یا فرازیابی که ارتفاع واقعی یا فاصله واقعی هواپیما را از زمین نشان میدهد
absolute altimeter
دستگاه ارتفاع سنج هواپیما
absolute alcohol
الکل مطلق
absolute advantage
برتری مطلق یک کشور یا واحد تولیدی درعرضه یک محصول یا خدمت با هزینه ای کمتر از رقیب
absolute advantage
برتری مطلق
absolute address
آدرس مطلق
absolute address
آدرس ذخیره سازی کامپیوتر که فقط به یک محل دستیابی دارد
absolute address
آدرس ذخیره سازی کامپیوتر که مستقیما و بدون تغییر به محل یا وسیله ای دستیابی دارد
absolute address
مقدار یک خطا بدون توجه به علامت
absolute majority
اکثریت مطلق
absolute movement
حرکت مطلق
absolute legal
قاعده تسلیط
absolute legal
or dominion exercise ofthe power property controlover
absolute judgment
قضاوت مطلق
absolute joystick
سکان هدایت مطلق
absolute methanol
متانول مطلق
absolute liability
بدهی مطلق
absolute limen
آستانه مطلق
absolute threshold
آستانه مطلق
absolute monopoly
انحصار مطلق
absolute monarchy
سلطنت مطلقه
absolute measurement
اندازه گیری مطلق
absolute magnitude
قدر حقیقی
absolute magnitude
قدر مطلق
absolute luminosity
درخشندگی مطلق
absolute loader
بارکننده مطلق
absolute humidity
رطوبت مطلق
absolute frequency
بسامد مطلق
absolute error
اشتباه مطلق
absolute error
اشتباه مطلق تیراندازی
absolute filter
صافی میکرونی صافی میکروسکپی
absolute filter
صافی صد در صد
absolute ether
اثر مطلق
absolute gravity
سنگینی مطلق
absolute error
خطای مطلق
absolute energy
انرژی مطلق
absolute frequency
فراوانی مطلق
absolute height
ارتفاع نسبت به سطح دریا
real absolute value function
تابع حقیقی قدر مطلق
[ریاضی]
complex absolute value function
تابع مختلط قدر مطلق
[ریاضی]
instrument for absolute measurement
دستگاه اندازه گیری برای سنجش مقادیر مطلق
approximate absolute temperature
دمای مطلق تقریبی
absolute reaction rate
سرعت واکنش مطلق
absolute refractive index
ضریب شکست مطلق
absolute refractory period
دوره بی پاسخی مطلق
absolute cell reference
رجوع مطلق سل
absolute boiling point
دمای جوش مطلق
multiple absolute prediction
پیش بینی چند متغیری مطلق
absolute humidity of gas
رطوبت مطلق گاز
absolute income hypothesis
فرضیه درآمد مطلق
absolute temperature scale
مقیاس مطلق
absolute temperature scale
مقیاس دمای مطلق
absolute index of refraction
ضریب مطلق شکست
absolute electrical units
واحدهای الکتریکی مطلق
absolute system of units
دستگاه احاد مطلق
absolute system of units
سیستم واحد ها که در آن کمترین تعداد واحد یا یکه بعنوان واحد های اصلی انتخاب شده و سایر واحدها از آنها مشتق شوند
absolute specific gravity
سنگینی ویژه مطلق
absolute ethyl alcohol
اتیل الکل مطلق
absolute system of electrical units
دستگاه مطلق یکان های الکتریکی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com