English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 72 (1 milliseconds)
English Persian
accessory to a riot همدست درفتنه
accessory to a riot معاون فتنه
Other Matches
riot اشوب
riot تجمع سه نفر یا بیشتر جهت ایجاداغتشاش
riot اجتماع و بلوا کردن
riot اغتشاش
riot شورش
riot فتنه
riot بلوا غوغا
riot داد و بیداد
riot عیاشی کردن
riot شورش کردن
riot act قانون ضد اغتشاشات
riot act قانون پراکنده ساختن اجتماعات آشوب طلب
riot control کنترل اغتشاشات
riot control کنترل شورش عملیات ضد اغتشاش
riot gun تفنگ ضد اغتشاش یا کنترل اغتشاشات
run riot لجام گسیخته بودن
run riot بطورهرزه روییدن
to run riot ازادانه ودیوانه وارحرکت کردن
to run riot افسارگسیختن
to run riot ول شدن
to run riot رد عوضی
riot police پلیسضدآشوب
He was exciting a riot. مردم را به شورش تحریک می کرد
riot gear نوعیلباسخاصپلیسضدآشوب
read the riot act <idiom> به کسی هشدار دادن
riot and civil commotion اعتصاب و تظاهرات
accessory فرعی
accessory لوازم یدکی
accessory دعوای فرعی
accessory لوازم فرعی
accessory منضمات
accessory فروع و ضمائم
accessory لاحق
accessory تابع
accessory نمائات و نتایج
accessory شریک
accessory معاون
accessory همدست
accessory معین
accessory متعلقات
accessory وسیله یدکی
accessory لوازم یدکی لوازم اضافی
accessory معاون جرم
accessory وسیله جانبی
accessory که به یک کامپیوتر وصل است یا بوسیله آن استفاده میشود
accessory پیرامونی
accessory جانبی
accessory لوازم کمکی
accessory nerve عصب فرعی
accessory shoe صفحه فلزی ضمائم
accessory nerve عصب شوکی
accessory substances مواد فرعی
cable accessory قطعات کابل
accessory objects لوازم اضافی جهت زینت بخشیدن به بافت مثل مروارید و پولک و غیره
accessory stitches چرم دوزی، دوخت ها و بخیه های تزپینی فرش
to be an accessory to murder شریک در قتل بودن
to become an accessory to a crime در جرمی شریک شدن [قانون ]
accessory pouch کیسه کوچک لوازم
desk accessory در یک سیستم Apple Macitosh امکان افزوده که سیستم را بهبود میبخشد
accessory of section قسمتی از موتور که متعلقات روی ان نصب شود
accessory equipment وسایل یدکی
accessory equipment تجهیزات یدکی
accessory cells یاخته های کمکی
cable accessory وسایل کابل
accessory punishment مجازات تبعی
machine accessory متعلقات دستگاه
desktrop accessory وسیله رومیزی
desk accessory لوازم رومیزی یا روزمره
accessory box جعبه لوازم یدکی
accessory gear box جعبه چرخدنده فرعی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com