English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English Persian
accommodation bill برات دوستانه
accommodation bill براتی که جهت کمک یا ضمانت فردی تهیه میگردد
accommodation bill سفته دوستانه
Other Matches
accommodation انطباق
accommodation قرار
accommodation توافق
accommodation بوم گزینی
accommodation همسازی
accommodation تطابق
accommodation جا
accommodation مساعده
accommodation کمک
accommodation وام
accommodation سازش با مقتضیات محیط
accommodation تطبیق موافقت
accommodation منزل وسایل راحتی
accommodation برون سازی
accommodation coefficient ضریب برابری
accommodation coefficient ضریب تطابق
accommodation ladder پله تشریفاتی
accommodation acceptance برات دوستانه
absolute accommodation انطباق مطلق
subsidized accommodation منزل با کمک هزینه [کرایه و غیره]
accommodation for the night خوابگاه برای یک شب
demand accommodation تعدیل درخواستها
demand accommodation تنظیم تقاضای یکانها با موجودی انبار
married accommodation جا برای شخص زن دار یاشوهردار
married accommodation جا برای مردم متاهل
accommodation date تاریخ آغاز و پایان خوابگاه
Hotel accommodation is rather expensive there. قیمت [اتاق] هتل آنجا واقعا گران است.
additional bed [accommodation of persons] تخت خواب اضافه
The price includes flights and accommodation. بها پرواز و مسکن را در بر دارد.
got through (the bill got through the ma لایحه از مجلس گذشت
the bill صورت حساب
May I have my bill, please? ممکن است لطفا صورتحسابم را بیاورید؟
to f. the bill واجدشرایط بودن
way bill سند حمل
way bill بارنامه
way bill بارنامه راه اهن
bill of e. برات
bill nye صورتحساب
The bill, please. لطفا صورت حساب.
bill منقار
bill بیجک
bill صورتحساب دادن
bill نوک
bill اسکناس
bill سند
bill برات
bill قبض صورتحساب
bill لایحه
bill نوک بنوک هم زدن
bill نوعی شمشیرپهن
bill صورتحساب
bill سند مالی لایحه یا طرح قانونی
bill گزارش جریان دعوی
bill دادخواست
way bill بارنامه دریایی
bill تهیه کردن صورتحساب
bill اسنادبازرگانی
bill اعلامیه مربوط به حقوق عمومی و ازادیهای فردی که در مواقع غیر عادی و خاص تصویب میشود
bill قبض
bill حواله
play bill اگهی نمایش
omnibus bill لایحه قانونی که مسائل گوناگون در بر دارد
play bill اعلان نمایش
members bill member
protect a bill وجه براتی را تامین کردن
retiring a bill براتی را تسویه کردن
road bill بارنامه
soft bill مرغ مگس خوار
soft bill پرنده منقار نازک حشره خوار
sight bill حواله دیداری برات یا حواله ایکه در زمان ارائه قابل پرداخت میباشد
show bill تابلو اعلان نمایش
short bill برات کم مدت
sets of bill نسخ ثانی و ثالث و ..... برات که در انها به اصل اشاره وذکر میشود که هریک تازمانی قابل پرداخت هستندکه دیگری پرداخت نشده باشد
sight bill برات دیداری
member's bill طرح قانونی
long bill نوک دراز
hook bill منقارعقابی
hook bill منقار نوک برگشته
first reading of a bill شوراول لایحه
financial bill لایحه مالی
due bill برات پرداختنی
due bill سند بدهی
dishonour a bill نکول
station bill لوحه نشان دهنده محلهای پرسنل
currency of a bill مدت برات
crow bill انبرگلوله کش
fly bill اعلان دستی
fly bill اگهی دستی
hawks bill لاک پشت منقار دار
hawk bill لاک پشت ابی
hard bill پرندگان سخت منقار
due bill در CL به این شکل تنظیم میشود : بدهی به اقای ..... مبلغ ..... است که عندالمطالبه پرداخت خواهد شد . تاریخ .... این سند بر خلاف برات و سفته به حواله کرد قابل پرداخت نیست
foreign bill برات قابل پرداخت در خارج ازکشور
foreign bill برات خارجی
foreign bill برات ارزی
foreign bill حواله ارز خارجی
cross bill شکایت متقابل
victualling bill پروانه حمل کالائی که درانبار گمرکی موجود باشد
usance bill برات به وعده
twin bill دو مسابقه توام در یک برنامه
true bill اعلام جرمی که هیئت منصفه در فهر ان صحه گذارند
treasury bill اسناد خزانه
transit bill پروانه عبور
transit bill اجازه عبور
training bill برنامه اموزشی
wage bill لیست حقوق
watch bill لوحه نگهبانی ناو
bill posters کسی که کارش چسباندن پوستر و آگهی بر دیوار و تابلوهای اعلانات است
a hefty bill صورتحساب سنگینی
I think there is a mistake in the bill. من فکر میکنم اشتباهی در صورتحساب هست.
How much is my telephone bill? صورتحساب تلفنمان چقدر میشود؟
Please have my bill ready. لطفا صورتحسابم را آماده کنید.
pad the bill <idiom> اضافه شدن هزینههای کاذب
foot the bill <idiom> پرداختن
fill the bill <idiom> مناسب برای همه جا
double bill مسابقهورزشی-تئاتریاسینماکهدرآندوبرنامهاجراشود
to veto a bill لایحه قانونی راردکردن
to talk out a bill مذاکره کردن در باره لایحهای انقدرکه موکول ببعدگرد د
the bill of has come to mature وعده پرداخت برات رسیده است
the bill is undue وعده برات نرسیده است
the bill is overdraw سر رسید برات منقضی شده است
the bill has come to maturity موعد پرداخت برات منقضی شده است
the bill has come to maturity وعده پرداخت برات رسیده است
stork's bill برگ عطر
stork's bill گل عطر
stork's bill شمعدانی عطر
through bill of exchange بارنامه سراسری
through bill of lading بارنامه سراسری
to rush a bill through لایحهای راباشتاب ازمجلس گذرانیدن
to protean a bill وجه براتی راتامین کردن
bill poster کسی که کارش چسباندن پوستر و آگهی بر دیوار و تابلوهای اعلانات است
to dishonour a bill براتی را فکول کردن
to bill and coo باهم غنج زدن
to bill and coo بوسه بازی کردن
time bill برنامه حرکت قطار
time bill سفته مدت دار
station bill جدول محلها
cross bill لایحه دفاعیه
bill of exgchange برات
bill of exchange برات
bill of exchange برات مبادلهای
bill of exchange برات ارزی
bill of exchange حواله یا برات کتبی غیرمشروط
bill of exceptions صورت استثنائات
bill of exception اعتراض نامه
bill of entry افهارنامه ورودی
bill of entry افهارنامه ورودی افهارنامه گمرکی
bill of divorce طلاق نامه
bill of disfranchise disfranchise
bill of costs صورت هزینه دادرسی
bill of attainder لایحه قانونی مصادره اموال کسانی که به علت خیانت یاجنایت محکوم شده باشند
bill of exgchange سفته
bill of goods صورت کالا
bill of goods فهرست تجارتی
bill of lading بار نامه کشتی
bill of lading بار نامه
bill of lading ستمی کشتی
bill of lading بارنامه
bill of indictment کیفر خواست
bill of indictment ادعانامه
bill of indictment کیفرخواست
bill of indicment ادعا نامه
bill of indicment کیفر خواست
bill of guarantee ضمانتنامه
bill hook دهره
bill hook دستعاله
appropriation bill صورت ضبط اموال
airway bill بارنامه حمل هوایی
air bill بارنامه محموله هوایی
bill of fare هزینه سفر
bill of fare برنامه
bill of fare صورت اغذیه مهمانخانه
bill of fare صورت غذا
bill of rights منظور هرسندی است که در ان از حقوق و ازادیهای فردی و اجتماعی سخن به میان اید و معمولااین چنین سندی بعد ازانقلابات بزرگ و یا تغییررژیم و یا تغییر قانون اساسی وجود پیدا میکند
bill of rights اعلامیه حقوق
bill of rights قانون اساسی امریکا
bill of rights اعلامیه ده مادهای حقوق اتباع امریکایی
bill of health گواهی صحت مزاج
bill of health گواهی تندرستی
bank bill برات بانک
bank bill اسکناس
bank bill حواله بانکی
bill exchange برات
bill exchange برات بازرگانی
bill broker واسطه تنزیل
bill broker دلال برات
bill book دفتر بروات
bill board تخته لنگر
battle bill فهرست استعداد رزمی ناو
battle bill لوحه جنگی ناو
banker's bill صورتحساب بانکی
banker's bill صورت تبدیل ارز
bill of health گواهی بهداشت
bill of loading بارنامه کشتی
bill payable برات قابل پرداخت
clearing a bill محاسبه سر رسید برات پرداخت مبلغ برات و تصفیه حساب مربوط به ان
bill of quantites فهرست مقادیر
bill of quantites سیاهه چندی ها
bill of quantities فهرست مقادیر
bill of health گواهی نامهای که هنگام حرکت کشتی پس ازمعاینه کشتی از لحاظ بیماریهای مسری به ناخداداده میشود
Recent search history
Search history is off. Activate
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com